هرکدام از ما ذهنیات و باورهایی دارد که به تدریج ملکه ذهنی اوشده است برخی از آنها ریشه درعقاید دینی برگرفته از کلام خدا دارند و برخی حاصل باورهای عمومی و تجربی و علمی هستند .دسته اول اصول لایتغیری هستند که باید برآنها تاکید کرد زیرا وحی افق بسیار دور را در نظر دارد و سعادت وکمال انسان از اهداف وحی می باشد . برخی دیگر که حاصل تجربیات ما هستند و یا ریشه در باورهای عامه دارند از قطعیت برخوردار نیستند و ممکن است باورها و یا تجربیات جدید خط بطلان برآنها بکشند مدیران گرانمایه ما نیز باید این اصل را بپذیرند که جهان درحال تحول است و همواره باید در روشها ی مدیریتی و ارائه راهکارها به شیوه های نوبیندیشیم مراقب باشیم پارادایمهای ذهنی (نگرش های علمی تجربی ) ما ممکن است با ایده های خلاقانه کیلومترها فاصله یابد. زمانی کشور سوئیس بیشترین صادرات ساعت مچی موتورهای مکانیکی دنیا را داشته است طی یک دهه با ورود ساعتهای الکترونیکی صادرات این محصول درسوئیس بسیار کاهش یافت .چرا؟ زیرا سوئیسیها نتوانستند پارادایمهای ذهنی خودرا به هم بریزند و به شیوه نو بیندیشند ادامه دارد

مدیریت زمان چکیده: یکی از اصول مهم مدیریت زمان اصل 20 - 80 است، یعنی از %20 زمان برای انجام %80 کارهایت استفاده کن. موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به تشخیص کارهای مهم است. در این مقاله قصد داریم تا تعدادی از راهکارهای مدیریت زمان را به شما معرفی کنیم. از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می شوند: ۱- کارهای مهم و فوری: این کارها خود به خود انجام می گیرد. ۲- کارهای مهم و غیر فوری: این دسته کارهایی هستند که افراد موفق و ناموفق را از هم جدا می کنند و معمولا افراد ناموفق آن را به تعویق می اندازند. ۳- کارهای فوری و غیر مهم: این کارها در جهت اهداف انسان نیستند اما انجام می شود. ۴- کارهای کم اهمیت و غیر ضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام کارهای مهم و فوری ( گاهی برای تفنن و گاهی برای فرار از تمرکز حواس ) خود را به این کارها سرگرم می کنند. موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین کارهای مهم و غیر مهم است، پس برای موفقیت تحصیلی: ۱- از کارهای غیر مهم صرف نظر کنید ۲- کارها را اولویت بندی کنید. ۳- راهزنان وقت را بشناسید. ۴- راههای ایجاد وقت را یاد بگیرید. راهزنان وقت: ۱- صحبتهای کم اهمیت ۲- میهمانان ناخوانده ۳- مطالعه مطالب کم اهمیت و غیرضروری ۴- روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه ۵- تلفنهای مزاحم و غیر ضروری ۶- نداشتن انضباط کاری ۷- سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری ۸- دوباره کاری ۹- ناتوانی " نه " گفتن به خواستههای نابجا ۱۰ - نداشتن تمرکز حواس ۱۱- عادت امروز و فردا کردن ۱۲- ترس از شکست راههای ایجاد وقت: ۱- زنده کردن وقت مرده ( مثل زمانهایی که در انتظار هستیم، زمانی که در اتوبوس می گذرد و ... 2- انجام کارها به طور همزمان 3- تنظیم کردن وقت خواب 4- کنترل بیشتر روی وقت تفریح 5- نه گفتن به درخواستهای غیر مهم 6-عقب انداختن کارهای غیر مهم منبع: کتاب مدیریت زمان، آقای عبدالحمید سروش
خانم زهرا قربانی از دبستان شجره طوبی کتابی با عنوان سرگذشت
جمشید را با هدف آموزش غیر مستقیم بخوانیم و بنویسیم تدوین نمودند
جهت تهیه ی این کتاب با دبستان شجره طوبی تماس حاصل فرمایید.

خانم پروانه گودرزی از دبستان اندیشه امام کتابی را برای گروه سنی اول و
دوم و سوم ابتدایی با نام امین دیگه بزرگ شده تالیف نموده اند جهت تهیه
این کتاب با دبستان اندیشه امام تماس حاصل فرمایید
خانم حشمت قره باغی کتاب کاری را تحت عنوان بخوانیم وبنویسیم پایه
دوم تدوین نمودند جهت تهیه این کتاب با دبستان حافظ پسران آقای نظری
تماس حاصل فرمایید
شما هم می توانید جهت معرفی کتاب خود یک نسخه ازآن را به
کارشناسی ابتدایی ارائه نمایید
در جلسه مورخه ۱۹/۶/۸۶ مدیران مدارس ابتدایی مدیر محترم آموزش وپرورش و معاونین گرانقدر آموزشی و پرورشی و برنامه ریزی و مسئول دلسوز کمیته امداد امام خمینی و کارشناس مسئول ابتدایی و کارشناسان مشاوره وتکنولوژی آموزشی و رایانه پیرامون محدوده فعالیت خویش سخنرانی نمودند.
به زودی درخصوص پارادایمهای ذهنی و خلاقیت در این وبلاگ مطالبی درج خواهدشد.
كلاساوليها در روز اول مدرسه
از آنجا كه اول مهرماه هر سال، اولين تجربه كلاساوليهاست، از اين رو از جايگاه ويژهاي در موفقيت يا عدم موفقيت كودكان برخوردار است، اما متاسفانه گاهي اين نكات به خوبي رعايتنميشود.
حتي گاهي اوقات شاهد هستيم كهخانوادهها نيز از ضرورت ايجاد آرامش و محيطيمناسب با روحيه فرزندانشان، آگاهي كامل و لازمرا ندارند كه ميتواند اين غفلتها، زيانهاي جبرانناپذيري به بار بياورد. نكتهاي كه دانستنآن براي والدين مهم است، آمادهسازي فرزندان براي پذيرش روزهاي اول مدرسهاست.
بهروز جليلي- روانپزشك كودكان- ميگويد: دانشآموزان كلاس اول به دو گروه تقسيم ميشوند؛ گروه اول، آنهايي هستند كه تجربه مهدكودك را داشتهاند و تحمل دوري از والدين را تجربه كردهاند و به دوربودن از خانه تا حدودي عادت كردهاند و گروه دوم، آنهايي هستند كه براي اولين بار دوري از خانواده را تجربه ميكنند كه به طور طبيعي، در گروه دوم، كار معلم و والدين قدري مشكلتر خواهد بود.
به همين دليل لازم است كه در چند روز پاياني تابستان به نكاتي توجه شود تا زمينه حضور بدون مشكل كودكان در مدرسه فراهم گردد.
وی همچنين ميافزايد: والدين در اين روزها آموزشهايي را براي فرزندان خود داشته باشند؛ آموزشهايي كه در آن، نحوه برخورد با اطرافيان، چگونگي آمادهشدن سريع براي رفتن به مدرسه، نحوه پوشيدن لباس كودكان به وسيله خود آنها در آن لحاظ شود.
: پدر و مادرها بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه آموزش كلاس اول سختترين كار آموزشي است و در واقع، پايه و اساس تعليم و تربيت به شمار ميرود و دقيقا به همين دليل است كه بايد والدين به كليه نكاتي كه معلم توصيه ميكند دقت لازم را داشته باشند تا به نتيجه مطلوب برسند.
متاسفانه برخي از والدين با مداخله در امر آموزش، اختلالاتي را به وجود ميآورند كه جبران آن مشكلات زيادي براي كودك و آموزگار به وجود ميآورد. به همين دليل به همه والدين توصيه ميكنيم كه بخش آموزش را به آموزگار بسپارند و تنها در اموري كه به والدين ارتباط دارد سهيم باشند.
-: نكته ديگري كه پدر و مادرها بايد به فرزند خود بياموزند اين است كه كودك بايد بداند كه هميشه تشويق نميشود و هميشه پاداش نميگيرد بلكه ممكن است زماني هم به دليل كار نامربوط و اشتباهي كه انجام ميدهد، سرزنش شده و مدرسه جايي نيست كه هميشه كودكان را ناز و نوازش كنند و به اين وسيله به فرزند خود بياموزند واقعيات زندگي چيست و به خاطر خوب جلوهدادن مدرسه و معلم، او را از واقعيات دور نكنند.
از ديگر نكاتي كه كارشناسان براي كلاساوليها توصيه ميكنند، اين است كه تا آخرين روز تعطيلات در مسافرت نباشند زيرا بچهها، روز بعد بايد با آمادگي سر كلاس حاضر شوند.
بنابراين والدين بايد بكوشند كه حداقل يك روز قبل از مدرسه، در منزل خود باشند و وسايل بچهها از پاككن گرفتهتا غذاي مدرسه را براي رفتن به مدرسه آمادهكنند.
- پدر و مادر در روز اول مدرسه، فرزندشان را تا مدرسه همراهي كنند. اين مساله براي تقويت روحيه او بسيار اهميت دارد.
- برخي از بچهها از مدرسه ميترسند تا حدي كه در روز اول مدرسه، گريه ميكنند. به اين حالت «ترس از مدرسه» ميگويند كه ناگهاني بروز ميكند و دوران آن هم متغير است و ممكن است حتي تا يك ماه به طول بينجامد.
بنابراين وظيفه والدين است كه با صحبتهايشان به بچهها آرامش بدهند تا زمانيكه ترس آنها از بين برود و مدرسهرفتن براي آنها امري عادي تلقي شود. ايجاد آرامش در بچهها امري ضروري است. براي اين كار والدين بايد سعي كنند كه زودتر فرزند خود را به مدرسه برسانند و بعدازظهرها هم بهموقع دم در مدرسه منتظر آنها باشند.
- بچهها بايد شب قبل از مدرسه، شام سبكي بخورند و بهموقع بخوابند. در ضمن، اولين روز مدرسه به بچهها به اندازه كافي آب داده شود زيرا به خاطر اضطرابي كه دارند، خيلي زود تشنه ميشوند.
- لباس بچهها بايد راحت باشد؛ از كفشگرفته تا روپوش و شلوار و....
- والدين بايد اسم فرزندشان و شماره منزل و نشاني را برچسب زنند و به لباس فرزندشان سنجاق كنند يا در داخل كيف مدرسه آنها قراردهند چرا كه آنها به اين طريق، احساس امنيت و آرامش پيدا ميكنند و از اضطراب آنها كاستهميشود.
- راننده سرويس بچهها هم ميتواند به عنوان الگويي براي آنها قرار گيرد؛ به همين خاطر والدين بايد در انتخاب راننده سرويس دقت كنند و حتي معلمها يا مدير مدرسه نيز بايد با راننده سرويس صحبت كنند كه بچهها را بهموقع به مدرسه برسانند و در ضمن، ساعت حركتشان را طوري تنظيم كنند كه با ترافيك مواجه نشوند.
- مربيها بايد از لحاظ روحي، آمادگي لازم را براي پذيرش دانشآموزان داشته باشند و با روحيهاي شاداب به مدرسه بروند تا بچهها با ديدن آنها هر چه بيشتر براي رفتن به مدرسهتشويق شوند.
- والدين بايد محيطي امن و با آرامشبراي فرزندان خود ايجاد كنند و از مشاجره بپرهيزند.
- والدين توجه داشته باشند كه مسائل منفي را براي فرزند خود زياد تكرار نكنند. به عنوان مثال، مرتب نگويند «اگر گم شدي، شماره در كيفتاست» و... زيرا خود اين تكرار، موجب اضطراب در آنها ميشود
به زودی تخصیص اضافه کار برمبنای امتیازات انجام می شود لذا ضرورتی به حضور همکاران داوطلب در اداره وجود ندارد جهت کسب اطلاعات با این وبلاگ درارتباط باشید
مدیران محترم :
ازاین پس بخشنامه ها را از طریق اینترنت دریافت نمائید. جهت اطلاع بیشتر به به امور رایانه مراجعه فرمائید
از زحمات ارزنده ی جناب آقای کدکنی که درآموزش مدیران و ایجاد سیستم دریافت بخشنامه ها از طریق اینترنت همت نمودند قدردانی می گردد






چهل حدیث روزه
1-پايههاى اسلام
قال الباقر عليه السلام:
بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه.
امام باقر عليه السلام فرمود:
اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى).فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1
2-فلسفه روزه
قال الصادق عليه السلام:
انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير.
امام صادق عليه السلام فرمود:
خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.
من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1
3-روزه آزمون اخلاص
قال اميرالمومنين عليه السلام:
فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلقامام على عليه السلام فرمود:
خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد.
نهج البلاغه، حكمت 252
4-روزه ياد آور قيامت
قال الرضا عليه السلام:
انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخر.
امام رضا عليه السلام فرمود:
مردم به انجام روزه امر شدهاند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند.
وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرايع، ص 10
5-روزه زكات بدن
قال رسول الله صلى الله عليه و آله لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.
الكافى، ج 4، ص 62، ح 3
6-روزه سپر آتش
قال رسول الله صلى الله عليه و آله:
الصوم جنة من النار.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»
الكافى، ج 4 ص 162
7-اهميت روزه
الصوم فى الحر جهاد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
روزه گرفتن در گرما، جهاد است.
بحار الانوار، ج 96، ص 257
8-روزه نفس
قال اميرالمومنين عليه السلام
صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام.
اميرالمومنان على عليه السلام فرمود:
روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزههاست.
غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64
9-روزه واقعى
قال اميرالمومنين عليه السلام
الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب.
امام على عليه السلام فرمود:
روزه پرهيز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مىكند.
بحار ج 93 ص 249
10-برترين روزه
قال اميرالمومنين عليه السلام
صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن.
امام على عليه السلام فرمود:
روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.
غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80
11-روزه چشم و گوش
قال الصادق عليه السلام
اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.
امام صادق عليه السلام فرمود:
آنگاه كه روزه مىگيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزهدار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.»
الكافى ج 4 ص 87، ح 1
12-روزه اعضا و جوارح
عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها
ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.
حضرت زهرا عليها السلام فرمود:
روزهدارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزهاش به چه كارش خواهد آمد.
بحار، ج 93 ص 295
13-روزه ناقص
قال الباقر عليه السلام
لا صيام لمن عصى الامام و لا صيام لعبد ابق حتى يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصيام لولد عاق حتى يبر.
امام باقر عليه السلام فرمود:
روزه اين افراد كامل نيست:
1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.
2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.
3 - زنى كه اطاعتشوهر نكرده تا اينكه توبه كند.
4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود.
بحار الانوار ج 93، ص 295.
14-روزه بى ارزش
قال اميرالمومنين عليه السلام
كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء.
امام على عليه السلام فرمود:
چه بسا روزهدارى كه از روزهاش جز گرسنگى و تشنگى بهرهاى ندارد و چه بسا شب زندهدارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمىبرد.
نهج البلاغه، حكمت 145
15-روزه و صبر
عن الصادق عليه السلام فى قول الله عزوجل
«واستعينوا بالصبر و الصلوة»
قال: الصبر الصوم.
امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 298، ح 3
16-روزه و صدقه
قال الصادق عليه السلام
صدقه درهم افضل من صيام يوم.
امام صادق عليه السلام فرمود
يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 218، ح 6
17-پاداش روزه
قال رسول الله صلى الله عليه و آله: قال الله تعالى
الصوم لى و انا اجزى به
رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:
روزه براى من است و من پاداش آن را مىدهم.
وسائل الشيعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30
18-جرعه نوشان بهشت
قال رسول الله صلى الله عليه و آله
من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقهاش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.
بحار الانوار ج 93 ص 331
19-خوشا بحال روزه داران
قال رسول الله صلى الله عليه و آله
طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شدهاند اينان در روز قيامتسير مىشوند.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح2.
20-مژده به روزهداران
قال الصادق عليه السلام
من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.
امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مىگمارد تا دستبه چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.
الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247
21-شادى روزه دار
قال الصادق عليه السلام
للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه
امام صادق عليه السلام فرمود:
براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:
1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)
وسائل الشيعه، ج 7 ص 290 و 294 ح6 و 26.
22-بهشت و باب روزهدارن
قال رسول الله صلى الله عليه و آله
ان للجنة بابا يدعى الريان لا يدخل منه الا الصائمون.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
براى بهشت درى استبنام (ريان) كه از آن فقط روزه داران وارد مىشوند.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 295، ح31.
معانى الاخبار ص 116
23-دعاى روزهداران
قال الكاظم (عليه السلام)
دعوة الصائم تستجاب عند افطاره
امام كاظم (عليه السلام) فرمود:
دعاى شخص روزهدار هنگام افطار مستجاب مىشود.
بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.
24-بهار مومنان
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به على قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به على صيامه.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانىاش براى شب زندهدارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مىگيرد.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3.
25-روزه مستحبى
قال الصادق (عليه السلام)
من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صيام ثلاثة ايام من كل شهر.
امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس كار نيكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.
وسائل الشيعه، ج 7، ص 313، ح 33
26-روزه ماه رجب
قال الكاظم (عليه السلام)
رجب نهر فى الجنه اشد بياضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.
امام كاظم (عليه السلام) فرمود:
رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرينتر هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مىنوشاند.
من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 56 ح 2
وسائل الشيعه ج 7 ص 350 ح 3
27-روزه ماه شعبان
من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مىكند.
وسائل الشيعه ج 7 ص 375،ح 22
28-افطارى دادن(1)
قال الصادق (عليه السلام)
من فطر صائما فله مثل اجره
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.
الكافى، ج 4 ص 68، ح 1
29-افطارى دادن (2)
قال الكاظم (عليه السلام)
فطرك اخاك الصائم خير من صيامك.
امام كاظم (عليه السلام) فرمود:
افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.
الكافى، ج 4 ص 68، ح 2
30-روزه خوارى
قال الصادق (عليه السلام)
من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه
امام صادق (عليه السلام)فرمود:
هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مىشود
وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5
من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9
31-رمضان ماه خدا
قال اميرالمومنين
شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى
امام على (عليه السلام) فرمود:
رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23.
32-رمضان ماه رحمت
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانهاش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.
بحار الانوار، ج 93، ص 342
33-فضيلت ماه رمضان
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مىشود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.
بحار الانوار، ج 93، ص 344
34-اهميت ماه رمضان
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
اگر بنده «خدا» مىدانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مىداشت كه تمام سال، رمضان باشد.
بحار الانوار، ج 93، ص 346
35-قرآن و ماه رمضان
قال الرضا (عليه السلام)
من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور.
امام رضا (عليه السلام) فرمود:
هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند.
بحار الانوار ج 93، ص 346
36-شب سرنوشتساز
قال الصادق (عليه السلام)
راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مىشود.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8
37-برترى شب قدر
قيل لابى عبد الله (عليه السلام)
كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر.
از امام صادق (عليه السلام) سوال شد:
چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟
حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2
38-تقدير اعمال
قال الصادق (عليه السلام)
التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مىگيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيستسوم.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 259
39-احياء شب قدر
عن فضيل بن يسار قال:
كان ابو جعفر (عليه السلام) اذا كان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى.
فضيل بن يسار گويد:
امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يكم و بيستسوم ماه رمضان مشغول دعا مىشد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مىرسيد نماز صبح را مىخواند.
وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4
40-زكات فطره
قال الصادق (عليه السلام)
ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است.
وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5




|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
اما همين احساس كسي بودن وآزادي، حس جدايي از والدين را نيز به همراه دارد؛ كه همين امر عاملي جهت ايجاد دلهره و اضطراب در كودكان است. والدين نيز از اين قضيه مستثني نيستند؛ چرا كه آنها نيز شروع مدرسه را تحولي بزرگ در زندگي خود و فرزندانشان ميدانند؛ تحولي كه بيترديد وظيفه آنها را سنگينتر و اضطرابشان را دو چندان ميكند. شكست اضطراب روزهاي نخستين شروع مدرسه، كودك با محيط، افراد، ارتباطات و قوانين جديدي آشنا ميشود، تازههايي كه تا پيش از اين تصوري از آنها نداشته و يا اگر هم داشته، در حد ذهنياتي شكل گرفته از تعاريف خوب يا بد ديگران به ويژه والدينش بوده است. به عقيده روانشناسان، همين پيش فرضهاي شكل گرفته در ذهن كودك عاملي جهت هيجان و استرس او و حالت تدافعي و تهاجمي وي در مقابل همكلاسيها و اولياء مدرسه و يا عاملي جهت آرامش و استقبال او از درس و مدرسه است. براي آشنا كردن صحيح كودك با محيط جديد، لازم است به چند نكته توجه كنيم:
تنظيم برنامهها خريد لوازم مدرسه، كيف، كفش، لباس و... همان قدر كه شيرين و دوست داشتني است و كودك براي رسيدن به اين لحظه، لحظه شماري ميكند. اما به تعويق افتادن اين لحظه دوست داشتني، كودك را مضطرب ميكند؛ چرا كه احساس ميكند براي رفتن به مدرسه حاضر نيست. بنابراين بهتر است تهيه لوازم و ديگر نيازهاي كودك براي رفتن به مدرسه حداقل يك ماه مانده به شروع مدرسه انجام شود. از طرفي خريد به موقع مايحتاج كودك باعث ارتباط بيشتر كودك با وسايل و لباس و كفش نو شده و به او آرامش ميدهد و اول مدرسه، همه چيز براي او جديد و غريبه نيست. نزديك شدن به روزهاي پاياني تعطيلات تابستان و به دنبال آن تغيير شرايط كودك چه از جهت زمان خواب و استراحت و چه از جهت وضعيت تغذيه، گردش و تفريح و... دستخوش تحول ميشود؛ كه اين تغييرات نيز عاملي جهت بروز اضطراب در كودك است. از اين رو براي جلوگيري از بروز اين حالت و كاهش هيجان و اضطراب كودك لازم است تا تغييرات به صورت نامحسوس و به تدريج صورت بگيرد. به طور مثال به تدريج از زمان گردش و تفريح او بكاهيد؛ اگر بعدازظهرها هر روز بيرون ميرفتيد، اين زمان را به يك روز در ميان و در نهايت هفتهاي دوبار محدود كنيد. وضعيت خورد و خوراك كودك را نيز به تدريج تنظيم كرده و تغيير بدهيد. به اين ترتيب كه اگر تاكنون فرزندتان دير صبحانه ميخورد، با عقب بردن هر هفته نيم ساعت، به زمان مناسب براي صرف صبحانه، هنگام آغاز مدرسه برسيد. تغييرات ديگر را نيز به تدريج ايجاد كنيد و از ايجاد هر نوع تحول ناگهاني در برنامه كودك جداً بپرهيزيد. روانشناسان بهترين زمان شروع ايجاد تحولات در برنامه كودك را يك ماه مانده به آغاز فصل درس و مدرسه ميدانند و معتقدند اين زمان مناسبترين فاصله براي تغيير تدريجي عادتها و ثابت كردن عادتهاي جديد در ذهن و رفتار كودك است. كنترل احساسات احساسات والدين و عكسالعملهاي شما به شدت روي فرزندتان تأثير ميگذارد. حفظ آرامش و نداشتن هيجان براي زندگي جديد فرزندتان، او را نيز آرام ميكند؛ اما وجود هر نوع هيجان و استرس در والدين و مهمتر از همه نشان دادن اين هيجان و اضطراب، كودك را كلافه و مضطرب ميكند. بنابراين به جاي اضطراب و كلافگي، برنامهها را هر چه سريعتر تنظيم كنيد تا خود و فرزندتان به آرامش لازم برسيد. ملاحظات روزهاي پاياني و آغازين روزهاي هفتههاي نخستين مدرسه، به ويژه براي كلاس اوليها، روزها و ساعتهاي حساسي است، بنابراين به هيچ وجه آنها را تنها نگذاريد. براي اين منظور به چند نكته توجه كنيم؛
|

ماه رمضان
رمضان اسمی از اسماء الهي مي باشد و نبايست به تنهائي ذکر گردد مثلا بگوئيم ، رمضان آمد يا رفت، بلکه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعني ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام ) گوش فرا مي دهيم.
رمضان از اسماء الله است
هشام بن سالم نقل روايت مىنمايد و مىگويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.
فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيىء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)
امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمىرود و نمىآيد كه شىء زائل و نابود شدنى مىرود و مىآيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مىباشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايتشده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان» (2) شما به راستى نمىدانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).
واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
رمضان از مصدر «رمض» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژهاى براستى از دقت نظر و لطافتخاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مىباشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.
و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مىگدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.
در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنهتر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمىكند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مىدارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مىگيرد و مىگويد: آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد . اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.
پىنوشتها:
1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه
2- بحار، ج 96، ص 377
روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم صفحه 22
سيد حسين موسوى راد لاهيجى
فضيلت اعمال مستحبى ماه رمضان

- دعا و استغفار
الحديث: قال على بن ابيطالب(ع):
»عليكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فيدفع عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم. (1)
ترجمه: بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زياد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بين برنده گناهان است.
توضيح: از وظايف روزه داران در اين ماه، دعا و درخواستحوايج از حضرت حق است كه بنده احساس نياز به پيشگاه بى نياز كرده، و دستهاى احتياج خويش را به درگاه او دراز مىكند.
- روزهاى ماه رمضان
الحديث: قال رسول الله (صلى الله عليه و آله): ايها الناس انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ايامه افضل الايام و ليالى افضل الليالى و ساعاته افضل الساعات. (2)
ترجمه: اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است، ماهى است كه پيش خدا بهترين ماه است و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعات.
- اعتكاف
الحديث: قال رسول الله (صلى الله عليه و آله): اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتين و عمرتين. (3)
ترجمه: اعتكاف در يك دهه از ماه مبارك رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.
توضيح: در ايام و ليالى مقدسهاى، طبق روايات رسيده از ائمه معصومين (عليهم السلام) مستحب است كه هر مسلمانى در صورت امكان دهه آخر ماه مبارك رمضان را در مسجد معتكف شود، كه پيامبر اكرم(ص) در تمامى عمرش چنين مىكرد.
- تلاوت قرآن
بهترين اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارك رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ويژهاى برخوردار است چنانچه وارد شده:
الحديث: قال ابو جعفر (عليه السلام): لكل شىء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان (4)
ترجمه: براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است. بنا بر اين امتيازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههاى ديگر بيشتر است.
الحديث: قال رسول الله (صلى الله عليه و آله): من تلافيه آية من القرآن كان له مثل اجر من ختم القرآن فى غيره من الشهور. (5)
ترجمه: اگر كسى در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثوابش مثل كسى است كه در غير ماه رمضان يك ختم قرآن كرده است.
- افطارى و صدقه دادن
الحديث: قال الباقر (عليه السلام) يا سدير، هل تدرى اى ليال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداك ان هذه ليالى شهر رمضان فما ذاك؟ فقال له اتقدر على ان تعتق كل ليلة من هذه الليالى عشر رقاب من ولد اسمعيل؟ فقال له سدير بابى انت و امى لا يبلغ مالى ذاك، فما زال ينقص حتى بلغ به رقبة واحدة فى كل ذلك يقول: «لا اقدر عليه فقال له: افما تقدر ان تفطر فى كل ليلة رجلا مسلما؟ فقال له: بلى و عشرة فقال له (عليه السلام): فذاك الذى اردت يا سدير، ان افطارك اخاك المسلم يعدل عتق رقبة من ولد اسماعيل عليه السلام. (6)
ترجمه: اى سدير! آيا مىدانى چه شبهايى است اين شبها؟ سدير گفت: بلى فدايت گردم اين شبها شبهاى ماه رمضان است، مگر اين شبها چگونه است؟ امام (عليه السلام) فرمودند: آيا قدرت دارى هر شب از اين شبها ده بنده از فرزندان اسماعيل (ع) را آزاد كنى؟ پس سدير عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت، ثروتم كفاف نمىدهد، پس امام پيوسته تعداد بندهها را كم كرد، تا رسيد به يكى در تمام اين ماه، سدير گفت: قدرت ندارم پس امام(ع) به او فرمود: آيا قدرت ندارى هر شب يك مسلمان روزهدارى را افطار دهى؟ سدير عرض كرد: بلى تا ده نفر را هم مىتوانم افطارى بدهم، پس امام به او فرمود: اى سدير همان است كه اراده كردى يعنى با افطارى دادن ده روزهدار به ثواب عتق و آزاد كردن ده بنده از اولاد اسماعيل (ع) نايل مىگردى.
توضيح: خداوند انسان روزهدار را بر آنچه انفاق مىكند در خوردنيها و آشاميدنيها محاسبه نمىكند ولى در اين امر «اسراف» نشود.
الحديث: عن ابى عبد الله عليه السلام: من تصدق فى شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعين نوعا من البلاء. (7)
ترجمه: هر كس در ماه رمضان صدقهاى بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دو مىكند.
پىنوشتها:
1- امالى شيخ صدوق، ص 61
2- امالى شيخ صدوق، ص 93
3- وسائل الشيعه، ج 7، ص 397
4- وسائل الشيعه، ج 7، ص 218
5- امالى شيخ صدوق، ص 93
6- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 134
7- بحار الانوار، ج 93، ص 316
رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهيان نور) صفحه 92
جمعى از نويسندگان
در فضيلت مبارك رمضان

شيخ صدوق به سند معتبره روايت
در اوقات فضيلت و كثرت استغفار و دعا
فَعَنِ الصّادِقِعليه السلام اَنَّهُ مَنْ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ فى شَهْرِ
امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه در ماه رمضان آمرزيده نشود
رَمَضانَ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ اِلى قابِلٍ اِلاّ اَنْ يَشْهَدَ عَرَفَةَ و نگاه دارد خود را از
تا سال آينده آمرزيده نشود مگر آنكه در عرفات حاضر شود
چيزهايى خدا حرام كرده است و از افطار كردن بر چيزهاى حرام و رفتار كن به نحوى كه مولاى ما حضرت صادق عليه السلام وصيّت نموده و فرموده كه هرگاه روزه دارى مى بايد كه روزه دارد گوش و چشم و مو و پوست و جميع اعضاى تو يعنى از محرّمات بلكه از مكروهات و فرمود بايد كه روز روزه تو مانند روز افطار تو نباشد و نيز فرموده كه روزه نه همين از خوردن و آشاميدن است تنها بلكه بايد در روز روزه نگاه داريد زبان خود را از دروغ و بپوشانيد ديده هاى خود را از حرام و با يكديگر نزاع مكنيد و حَسَد مبريد و غيبت مكنيد و مجادله مكنيد و سوگند دروغ مخوريد بلكه سوگند راست نيز و دشنام مدهيد و فحش مگوئيد و ستم مكنيد و بى خردى مكنيد و دلتنگ مشويد و غافل مشويد از ياد خدا و از نماز و خاموش باشيد از آنچه نبايد گفت و صبر كنيد و راستگو باشيد و دورى كنيد از اهل شرّ و اجتناب كنيد از گفتار بد و دروغ و افتراء و خصومت كردن با مردم و گمان بد بردن و غيبت كردن و سخن چينى كردن و خود را مُشْرِف به آخرت دانيد و منتظر فَرَج و ظُهور قائم آل محمّدعليه السلام باشيد و آرزومند ثوابهاى آخرت باشيد و توشه اعمال صالحه براى سفر آخرت برداريد و بر شما باد به آرام دل و آرام تن و خضوع و خشوع و شكستگى و مذلّت مانند بنده اى كه از آقاى خود ترسد و ترسان باشيد از عذاب خدا و اميدوار باشيد رحمت او را و بايد پاك باشد اى روزه دار دل تو از عيبها و باطن تو از حيله ها و مكرها و پاكيزه باشد بدن تو از كثافتها و بيزارى بجوى بسوى خدا از آنچه غير اوست و در روزه ولايت خود را خالص گردانى از براى او و خاموش باشى از آنچه حق تعالى نهى كرده است تو را از آن در آشكارا و پنهان و بترسى از خداوند قهار آنچه سزاوار ترسيدن او است در پنهان و آشكار و ببخشى روح و بدن خود را به خداى عزّوجلّ در ايّام روزه خود و فارغ گردانى دل خود را از براى محبّت او و ياد او و بدن خود را به كارفرمائى در آنچه خدا تو را امر كرده است به آن و خوانده است بسوى آن اگر همه اينها را به عمل آورى آنچه سزاوار روزه داشتن است به عمل آورده اى و فرموده خدا را اطاعت كرده اى و آنچه كم كنى از آنها كه بيان كردم از براى تو به قدر آن از روزه تو كم مى شود از فضل آن و ثواب آن بدرستى كه پدرم گفت رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله شنيد كه زنى در روز روزه اى جاريه خود را دشنام داد حضرت طعامى طلبيد آن زن را گفت بخور زن گفت من روزه ام فرمود چگونه روزه اى كه جاريه خود را دشنام دادى روزه از خوردن و آشاميدن تنها نيست بدرستى كه حق تعالى روزه را حجابى گردانيده است از ساير امور قبيحه از كردار بد و گفتار بد چه بسيار كمند روزه داران و چه بسيارند گرسنگى كشندگان و حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود كه چه بسيار روزه دارى كه بهره اى نيست او را از روزه به غير از تشنگى و گرسنگى و چه بسيار عبادت كننده اى كه نيست او را بهره اى از عبادت به غير تَعَب اى خوشا خواب زيركان كه بهتر از بيدارى و عبادت احمقان است و خوشا افطار كردن زيركان كه بهتر از روزه داشتن بى خردان است و روايت شده از جابربن يزيد از حضرت امام محمد باقرعليه السلام كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله به جابر بن عبدالله فرمود اى جابر اين ماه رمضانست هر كه روزه بدارد روز آن را و بايستد به عبادت پاره اى از شبش را و باز دارد از حرام شكم و فَرْج خود را و نگاه دارد زبان خود را بيرون رود از گناهان خود مثل بيرون رفتن او از ماه جابر گفت يا رسول اللّه چه نيكو است اين حديث كه فرمودى فرمود اى جابر و چقدر سخت است اين شرطهايى كه نمودم وبالجمله اعمال اين ماه شريف در دو مطلب و يك خاتمه ذكر مى شود.
اعمال مشتركه ماه رمضان

دعا بعد از هر فريضه
سيّد بن طاوس روايت كرده از حضرت امام جعفر صادق و امام موسى كاظم عَليهِماالسَّلام كه فرمودند مى گوئى در ماه رَمَضان
از اوّل تا به آخر آن بعد از هر فريضه :
اَللّهُمَّ ارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى
خدايا روزيم گردان حج خانه كعبه را در
عامى هذا وَفى كُلِّ عامٍ ما اَبْقَيْتَنى فى يُسْرٍ مِنْكَ وَعافِيَةٍ وَسَعَةِ
اين سال و در هر سال تا زنده هستم در آسايش و تندرستى از جانب تو و وسعت
رِزْقٍ وَلا تُخْلِنى مِنْ تِلْكَ الْمواقِفِ الْكَريمَةِ وَالْمَشاهِدِ الشَّريفَةِ
روزى و دورم مكن از اين اماكن گرامى و مشاهد شريفه
وَزِيارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَفى جَميعِ حَوائِجِ الدُّنْيا
و زيارت قبر پيامبرت كه درود تو بر او و آلش باد در همه حاجتهاى دنيا
وَالا خِرَةِ فَكُنْ لى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاَمْرِ
و آخرتم پشتيبان من باش خدايا از تو خواهم در آنچه بنا هست درباره اش حكم فرمائى و مقدر كنى در آن فرمان
الْمَحْتُومِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ مِنَ الْقَضاَّءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ اَنْ
حتمى و مسلم در شب قدر از آن تقديرى كه برگشت ندارد و تغيير نپذيرد كه
تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ
مرا از حاجيان خانه محترم كعبه ات ثبت فرمايى آن حاجيانى كه حجشان درست و سعيشان مورد تقدير و سپاس است
الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ فيما تَقْضى
و گناهانشان آمرزيده و كارهاى بدشان بخشيده شده است و قرار ده در همان قضا
وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطيلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ رِزْقى وَتُؤ دِّى عَنّى اَمانَتى
و تقديراتت كه عمر مرا طولانى گردانى و روزيم را فراخ كنى و امانت و قرضم را
وَدَيْنى آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ
اداء فرمائى ، اجابت فرما اى پروردگار جهانيان
دعا بعد از نمازهاى فريضه
و مى خوانى عقب نمازهاى فريضه :
يا عَلِىُّ يا عَظيمُ يا غَفُورُ يا رَحيمُ اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظيمُ الَّذى لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَى ءٌ
اى والا اى بزرگ اى آمرزنده اى مهربان تويى پروردگار بزرگى كه نيست مانند او چيزى
وَهُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ وَهذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَكَرَّمْتَهُ وَشَرَّفْتَهُ وَفَضَّلْتَهُ
و او شنوا و بينا است و اين ماهى است كه آنرا بزرگ و گرامى داشته و او را شرافت و برترى داده اى
عَلَى الشُّهُورِ وَهُوَ الشَّهْرُ الَّذى فَرَضْتَ صِيامَهُ عَلَىَّ وَهُوَ شَهْرُ
بر ماههاى ديگر و اين ماهى است كه روزه آن را بر من واجب كرده و اين ماه
رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ هُدىً لِلنّاسِ وَبَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى
رمضان است همان ماهى كه قرآن را در آن فرو فرستادى آن قرآنى كه راهنماى مردم و نشانه هاى روشنى از هدايت
وَالْفُرْقانِ وَجَعَلْتَ فيهِ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَجَعَلْتَها خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ فَيا
و جدا ساختن (ميان حق و باطل ) است و قراردادى در اين ماه شب قدر را و آن را بهتر از هزار ماه كردى پس اى
ذَالْمَنِّ وَلا يُمَنُّ عَلَيْكَ مُنَّ عَلَىَّ بِفَكاكِ رَقَبَتى مِنَ النّارِ فيمَنْ تَمُنُّ
منت دارى كه كسى بر تو منت ندارد منت نه بر من به آزاد ساختنم از آتش در ميان آنانكه
عَلَيْهِ وَاَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
بر آنها منت نهى و داخل بهشتم گردان برحمتت اى مهربانترين مهربانان
دعا بعد از هر نماز واجب نقل از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله
شيخ كفعمى درمصباح و بلد الا مين و شيخ شهيد در مجموعه خود از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله نقل كرده اند كه آن حضرت فرمود هركه اين دعا را در ماه رمضان بعد از هر نماز واجبى بخواند حق تعالى بيامرزد گناهان او را تا روز قيامت و دعا اين است
اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ
خدايا بفرست بر خفتگان در گور نشاط و سرور
اَللّهُمَّ اَغْنِ كُلَّ فَقيرٍ اَللّهُمَّ اَشْبِعْ كُلَّ جايِعٍ اَللّهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيانٍ
خدايا دارا كن هر ندارى را خدايا سير كن هر گرسنه اى را خدايا بپوشان هر برهنه را
اَللّهُمَّ اقْضِ دَيْنَ كُلِّ مَدينٍ اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ اَللّهُمَّ رُدَّ
خدايا ادا كن قرض هر قرضدارى را خدايا بگشا اندوه هر غمزده را خدايا به وطن بازگردان هر
كُلَّ غَريبٍ اَللّهُمَّ فُكَّ كُلَّ اَسيرٍ اَللّهُمَّ اَصْلِحْ كُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِ
دور از وطنى را خدايا آزاد كن هر اسيرى را خدايا اصلاح كن هر فسادى را از كار
الْمُسْلِمينَ اَللّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَريضٍ اَللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناكَ اَللّهُمَّ
مسلمين خدايا درمان كن هر بيمارى را خدايا ببند رخنه فقر ما را به وسيله دارائى خود خدايا
غَيِّرْ سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِكَ اَللّهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ وَاَغْنِنا مِنَ
بدى حال ما را بخوبى حال خودت مبدل كن خدايا ادا كن از ما قرض و بدهيمان را و بى نيازمان كن از
الْفَقْرِ اِنَّكَ عَلى كُلِّشَى ءٍ قَديرٌ
ندارى كه راستى تو بر هر چيز توانائى
چگونه بچهها خوشخط ميشوند؟



- خوشخطي از جمله صفاتي است كه برخي آن را ارثي ميدانند. ميتوان شواهدي براي اثبات اين مدعا يافت. اما ذاتي بودن خطخوش به آن معنا نيست كه اين صفت قابل يادگيري نباشد.
در واقع ميتوان از ابتدا كه بچهها دبستان ميروند، با توجه به يك رشته ملاحظات و انجام تمرينهايي چند، دانشآموزان را به اهميت خط خوش واقف و اين قابليت را در آنان تقويت كرد.
در مطلبي كه در پي ميآيد، آموزگاري توصيههايي را براي واداشتن دانشآموزان از بدخطي و تشويق آنان به خوشخطي عرضه ميكند. مخاطب برخي از اين توصيهها آموزگاران و والدين و برخي ديگر خود دانشآموزان است. نويسنده معتقد است توجه به نگارش دانشآموزان از همان سالهاي اوليه دبستان مورد توجه قرار بگيرد.
***
پرورش قابليت خوشنويسي در بچهها ميتواند امتيازي چشمگير در بزرگسالي براي آنان به همراه داشته باشد. هر چه باشد، خوشخطي از جمله صفاتي است كه همواره مورد توجه بسياري قرار ميگيرد. پس اگر ميخواهيد فرزندتان خوشخط شود، به اين نكات توجه كنيد:
علل بدخطي
* توجه نكردن دانشآموزان به خط زمينه دفتر و تخته كلاس.
* اضطراب و نگراني دانشآموزان هنگام نوشتن.
* نداشتن اعتماد به نفس هنگام نوشتن.
* نداشتن آمادگي جسماني، رواني، روحي.
* وجود اختلالات يادگيري در دانشآموزان.
* نداشتن هدف و انگيزه براي زيبانويسي.
* مواجه شدن دانشآموزان با حجم زياد تكاليف.
* تندنويسي تكاليف.
* استفاده از خودكار، رواننويس و وسايل مشابه آن.
* آشنا شدن دانشآموزان در كلاس اول با خط نسخ ماشيني، اين امر سبب ميشود در كلاسهاي بالاتر به سختي بتواند خط نستعليق را جايگزين خط نسخ كند.
* خط نسخ كتابهاي درسي دوره ابتدايي.
* اتلاف وقت هنگام نوشتن خط نسخ مانند كلمه (محمد) اگر همين كلمه را دانشآموز با خط نستعليق بنويسد سرعت بيشتري خواهد داشت.
* بيتوجهي به هنر.
* خط نسخ روي كاغذ حجم بيشتري ميگيرد، اما واژگان در خط نستعليق جاي كمتري اشغال ميكنند.
* خط نسخ به سبب نداشتن سيرهاي دايرهاي و انحناها و قوسهاي موجود در مفردات و كلمات صرفاً يادگيري در خواندن و نوشتن را تسهيل ميكند و تأثيري در خوشنويسي ندارد.
* فشردگي برنامه كلاسي در يك نيمروز و فشار بر دانشآموزان به سبب دو يا چند نوبتي بودن مدرسه.
* استفاده از ابزار نامناسب از جمله مداد كوتاه و كاغذ بدون خط به خصوص در پايههاي اوليه ابتدايي.
* بيدقتي هنگام نوشتن و رعايت نكردن هم شكلي، هم اندازه و هم فاصله بودن واژگان.
* بيدقتي براي تميز و مرتب نوشتن.
* تراكم بيش از حد شاگردان در كلاس و نداشتن فضاي مناسب و كافي براي نوشتن.
* دادن تكاليف نامناسب و بدون تناسب با توانايي كودكان.
* بياعتنايي اغلب معلمان ابتدايي به استفاده از خط نستعليق و آموزش آن.
* واكنشهاي منفي و نامناسب بعضي معلمان در برخورد با نوشتههاي دانشآموزان.
* جدي نگرفتن يادگيري خط از طرف خانواده و مدرسه و نبود مراقبتهاي لازم.
* نبود انگيزه، حوصله و دانش لازم نزد برخي معلمان ابتدايي براي آموزش خط به دانشآموزان.
* بدخطي بعضي از والدين، سرمشق نامناسبي براي كودكان است.
* دادن سرمشقهايي با رسمالخط نامناسب به دانشآموزان.
* ندانستن روش و راهكارهاي، خوشنويسي و اجرا نكردن تمرينهاي لازم.
* قرار دادن چپ دست و راست دست در كنار هم هنگام نوشتن.
* بيتوجهي به زيبايي هنري خط كه باعث تقويت روح لطيف در كودكان ميشود.
* نبود دستورالعمل مشخص و روشني براي آموزش خط نستعليق به منظور تكرار و تمرين دانشآموزان.
راهكارهاي رفع بدخطي 
براي رفع بدخطي دانشآموزان، از سوي معلمان و پژوهشگران راهكارهاي فراواني معرفي شده است كه به ذكر برخي از آنها ميپردازيم:
* در كلاس اول ابتدايي از مجربترين و علاقهمندترين معلمان استفاده شود.
* تمهيداتي به عمل آيد كه معلم کلاس اول بتواند در حين آموزش از ابزارهاي سمعي بصري استفاده كند.
* معلمان با اصول صحيح نوشتن آشنا و داراي خط خوش باشند.
* براي معلمان در زمينه خط نستعليق دورههاي كارآموزي آموزش ضمن خدمت گذاشته شود تا پس از ديدن دورههاي لازم، در كلاس حضور يابند.
* انگيزه آموزش خط زيبا به دانشآموزان در معلمان تقويت شود.
* معلمان در مورد خط بچهها را توبيخ نكنند.
*معلم با رفتار خود در ميان دانشآموزان تبعيض قايل نشود.
* با رسيدگي انفرادي به نوشتههاي كودكان ضعيف دليل بدخطي بررسي و براي برطرف كردن آن تمهيدات لازم انديشيده شود.
* علاقه و انگيزه براي صحيح نوشتن و زيبانويسي را در كودكان تقويت كنند.
* به تفاوتهاي فردي و نقاط قوت و ضعف دانشآموزان توجه شود.
* مقدار تكاليف با توانايي كودكان تناسب داشته باشد.
* تكاليف هدفدار باشد و باعث تقويت قواي ذهني كودك شود.
* تكاليف به گونهاي باشد تا تمرين و تكرار آنها باعث تثبيت يادگيري شود.
* تكاليف به صورت مستمر مورد رسيدگي معلم قرار گيرد و او از تشويق و تذكر استفاده كند.
* اهميت انجام دادن تكاليف نوشتني براي كودك مشخص باشد.
* از الفاظ مناسب و زيبا مانند بسيار خوب، عالي، آفرين فرزندم و... در تأييد نوشتههاي كودكان استفاده شود.
* هرگز نبايد تكاليف دانشآموزان را خط زد، زيرا انگيزه زيبا نوشتن را در آنها از بين ميبرد.
* در نوع تكاليف تنوع وجود داشته باشد تا رغبت انجام دادن آن در دانشآموز ايجاد شود.
* بعضي اشتباهات دانشآموزان چشمپوشي شود و او مورد راهنمايي قرار گيرد.
* هدف از نوشتن به صورت خط نستعليق براي دانشآموزان روشن باشد.
* دانشآموزان به خط زمينه دفتر و تخته كلاس توجه كنند.
* دانشآموزان به جهتهاي حركت در نوشتن مانند بالابه پايين، راست به چپ و زير خط دقت كنند.
* كودك مداد را به طور صحيح در دست بگيرد و براي نوشتن، از ابزار مناسب استفاده كند.
* با رعايت نظم و پاكيزگي صفحه دفتر خود را كثيف نكند.
* زياد درشت و زياد ريز ننويسد و به يك اندازه نوشتن عادت كند.
* در آغاز نوشتن از دفاتر خطدار استفاده كند تا بتواند در مراحل بعدي بدون استفاده از خط زمينه مطلب خود را در خطي مستقيم و درست بنويسد.
* دانشآموزان عادت كنند واژگان را يكسره و يك باره بنويسند و سپس نقطههاي حروف هر كلمه را بگذارند.
* بهتر است تا زماني كه شاگردان به درست نوشتن عادت كنند، تكاليف خود را در كلاس و زير نظر مستقيم معلم انجام دهند.
* دانشآموزان نوشتن واژگان ديگر را نيز تمرين كنند و نوشتن كلمات و رونويسي مختص به كتاب نباشد تا درست نوشتن كلمات ديگر را نيز ياد بگيرند.
* از وضع خانوادگي، مالي، فرهنگي، تواناييها، حالات روحي رواني، عاطفي و بهداشتي دانشآموزان اطلاعات كافي در دست باشد، زيرا گاهي انگيزههاي بدخطي ناراحتيهاي روحي عاطفي و فرهنگي است.
* يك رسمالخط يك دست و يكسان به خط ريز نستعليق يا شبيه آن براي سال اول در نظر گرفته شود.
* كتب درسي با رسمالخط تلطيف شده خط نستعليق چاپ شود.
* نگاه كردن به خط نستعليق(مشق نظري) تأثير زيادي در خوشنويسي دارد. بنابر اين بهتر است از پايه اول دانشآموز با اين خط آشنا شود.
* به ساعت خوشنويسي اهميت بيشتري داده شود.
* از رسمالخطهاي تحريري براي تقويت مهارت دانشآموزان در نوشتن استفاده شود(مانند تمرينهايي براي پر رنگكردن كلمات تحريري، كپي كردن از روي آنها جهت تمرين، شبيهسازي به طور مستقيم از طريق نگاه كردن(مشق نظري) و عمل سايهزدن.
* براي استفاده از خط نستعليق به صورت مداوم و مستمر تأكيد شود.
نوشتن انشاهای خلاق
انشاء به معنی ایجاد کردن،پرورش دادن،ابداع و خلق کردن است و آنچه را که امروزه فن انشاء گفته میشود از نخستین معنای آن(ایجاد)گرفته شده است. انشاء به معنی نظم دادن به فکر به معنی ایجاد کلام و سخن و نگارش آن است.
معادل فارسی انشاء دبیری است که به معنی منشیگری و کتابت میباشد.در اصطلاح ادبیات انشاء عبارت از نگارش جملات و عباراتی است که افکار نویسنده را به صورتی روشن و زیبا بیان کند که خواننده آنها را به سهولت بفهمد و برایش خوشایند و مطلوب باشد.
هدفهای آموزش انشا
1)دانشآموزان بتوانند آنچه را که میاندیشند و میخوانند به دیگری بگویند و بنویسند.
2)دانشآموزانی که تخیل قوی و استعدادی بیشتر در نویسندگی دارند بشناسیم و در مسیری صحیح هدایت کنیم.
3)پرورش قوه استدلال،تفکر و دقت دانشآموزان و وادار کردن آنها به درست دیدن و شنیدن،سپس دیده و شنیده خود را به طرز ساده و روشن بیان کردن و نوشتن است.
روش آموزش انشا
زمینه یادگیری انشاء مانند کودکی میماند برای سخن گفتن،غذا خوردن،راه رفتن از ساده به مشکل نیاز به کمک بسیار ما دارد این دانشآموز و یا نوآموز برای اینکه بهتر بنویسد و بهتر بیان کند و مطالب را آنچه که هست بازگو کند نیاز به کمک و راهنمایی و هدایت ما دارد.
*پایه نوشتن صحیح و مستقل از همان کلاسهای اولیه گذاشته میشود.دانشآموزان از سال اول تحصیل میآموزند که چگونه منظور خود را درست بیان کنند در کلاس دوم علاوه بر جملهسازی و تکمیل جملههای ناقص،با کلمههای آشنا جواب سؤالات را به صورت کتبی مینویسند و از کلاس سوم نوشتن انشاء عملاً آغاز میگردد و دانشآموزان ابتدا برای هر انشاء طرحریزی مینمایند و این طراحی در مرحله اول به طور شفاهی انجام میگیرد و بعد به صورت کتبی درمیآید.
*آموزگاران باید دانشآموزان را هدایت و راهنمایی کنند که شاگردان نظم فکری داشته و در مشاهدات خود دقیق باشند،درست بیندیشند،خوب بیان کنند و به قاعده بنویسند.
تنها دادن موضوع برای نوشتن انشاء کافی نیست دانشآموزان لازم است که بیاموزند که قبلاً فکر کنند و ریزهکاریها را دقیق مشاهده نمایند و پس از آنکه فکر و مایهای برای نوشتن پیدا کردند ما به کارگیری اصول نگارشی را که از آموزگار خود فرا گرفتهاند شروع به نوشتن انشاء نمایند.
*یکی از شرایط نوشتن انشاء تسلط و مهارت یافتن در خواندن است برای این کار یکی از بهترین روشها جمع کردن کتاب داستان دانشآموزان و دادن کتابها به دانشآموزان که آن کتابها را نخواندهاند و به همین ترتیب تا همه دانشآموزان در مدت یکی دو هفته متوالی بتوانند تمامی کتاب داستانها را بخوانند و خلاصهی آن را در دفتر خود بنویسند.گاهی اوقات نوآموز نمیتواند فکر خود را روی موضوعی متمرکز کند و یا مایه ذهنی لازم و کافی در آن زمینه ندارد.در این صورت معلم میتواند معانی و مفاهیم را به او القاء کند و شاگرد به آن معانی لباس مناسب بپوشاند و به صورت مکتوب درآورد.
یک تذکر مهم در نوشتن انشا
دانشآموزان باید بدانند همانطوری که در صحبت کردن نباید از موضوع خارج شد بیمورد سخن گفت و یا زیاد حرف زد،در نوشتن هم باید از حاشیهرویهای بیموقع و آوردن جملههای پرلفظ و بیمعنی خودداری کرد.امروزه نوشتهای پسندیده است که دارای جملههای کوتاه و رعایت مساوات در کلام باشد.
*در نوشتن انشاء باید از بازی داستانسازی نیز استفاده کرد داستانهای نیمه تمام که دانشآموز باید ادامه داستان را خود از فکر و ذهن خود بسازد و یا این روش را به صورت بازی دربیاوریم یکی از دانشآموزان داستانی را شروع میکند و پس از گفتن یکی دو جمله نوبت به دانشآموز دیگر میرسد که دنبالهی داستان را بگوید همینطور تا آخر،تا داستان تمام شود در این بازی علاوه بر تقویت سرعت انتقال و تخیل اطفال،قدرت حفظ،رشته منطقی کلام نیز در آنها پرورش مییابد.
*در درس انشاء به رغبت و علاقه دانشآموزان و مفید بودن آنچه آموخته میشود باید توجه بیشتری داشت داشتن روزنامه دیواری،تهیه لوحههای مختلف کمک مؤثری به انشاء دانشآموزان میکند،چون موضوعات توصیفی با محسوسات و مشاهدات و تجربههای کودکان بستگی پیدا میکند با علاقه و رغبت بیشتری مینویسند.
محل مناسب نوشتن انشا(کلاس یا منزل)
معلمینی که تنها به تعیین موضوع انشاء بسنده میکنند و از دانشآموزان میخواهند که در منزل انشاء بنویسند و در جلسه بعد در کلاس بخوانند و مجدداً موضوعی دیگر برای جلسه آینده معین میکنند باعث می شوند که تعدادی از دانشآموزان از اولیای خود کمک بگیرند و تعدادی اصلاً ننویسند و یا تنها به نوشتن چند جمله تکراری و بیسر و ته اکتفا کنند.
بهترین راهحل برای نوشتن انشاء ابتدا هر درسی که داده میشود معلم باید هم خانواده و مخالف و هم معنی کلماتی که در آن درس وجود دارد برای دانشآموزان یاد بدهد بعد از چند درس دانشآموز دیگر مثل قبل از معلم تقلید نمیکند بلکه جلوتر از معلم این کلمات را پیدا کرده و سعی در یادگیری این کلمات میشود و این کار به صورت بازی درمیآید.بعد از چند جلسه بعضی از کلمات هر درس را مشخص کرده و به صورت جمله در کلاس مینویسند و برای بقیه دانشآموزان آنها را میخوانند و یا احیاناً در پای تخته مینویسند تا با کلمات و جملات بیشتری آشنا بشوند در جلسات بعدی موضوعی به دانشآموز گفته میشود که در کلاس در مورد آن موضوع فقط به صورت جملههای کوتاه بنویسند و بعد از چهار ماه به دانشآموز کلمه انشاء را بیان میکنیم و در مورد انشاء بیشتر صحبت میکنیم و نکاتی که در مورد موضوعی خاص مربوط میشود مشخص میکنیم و به نوشتههای جملهسازی خود نظمی منطقی داده و به صورت یک نوشته کامل درمیآوریم و مطالب دانشآموزان باید در قالب جملات کوتاه و کامل در مورد آن موضوع بیان شود.
*در کلاسهای چهارم و پنجم شاگردان را به استفاده از تشبیهات زیبا تشویق میکنیم.در کلاس اول و دوم انشاء شامل جملهنویسی درباره کلمه یا تصویر میباشد و گاه کامل کردن جمله و انشاء از کلاس سوم شروع میشود.دانشآموزانی که نمیتوانند انشاء را بنویسند و نمیدانند چگونه شروع کنند معلم میتواند به آنها کمک کند تا در کار نوشتن راه بیفتند که برای موضوع تعدادی سؤال به آنها بدهد تا پاسخ به آن سؤالات مطلب نوشتهی ایشان باشد در نوشته باید قواعد درستنویسی رعایت گردد.هر مطلب انشاء را در بند یا پاراگرافی جداگانه بنویسند خوب است اگر نوشته یا ابیات مناسب و یا ضربالمثل همراه باشد.
موضوع انشا
وظیفه معلم در درجه اول انتخاب موضوعی مناسب کلاس برای انشاء است در کلاسهای پایینتر بسیار ساده و آسان است ولی رفته رفته موضوعها پیچیدهتر میشود.
سادهترین موضوع،انشایی است که زیاد احتیاج به تفکر و تعقل نباشد مثل یک توصیف کلاس،در این حالت شاگرد آنچه را که به چشم خود میبیند به صورت جملات کوتاه به روی کاغذ میآورد.اگر این موضوع برای بعضی از دانشآموزان مشکل بود و ندانستند که از کجا و به چه ترتیب شروع کنند معلم میتواند با توصیف شفاهی آنها را راهنمایی کنند تا بتوانند بنویسند .
موضوع دوم:
تبدیل شعر به نثر است که به زبانی ساده و به زبان امروزی نوشته شود که در کلاس سوم به دانشآموزان داده میشود.
موضوع سوم:موضوعات اجتماعی مثل وظیفه پلیس و خیابان که علاوه بر چشم بینا،به قوه فکر و استدلال نیاز هست در پایه چهارم به دانشآموزان گفته میشود.
کمکم باید از محسوسات کاست و به محتویات افزود و از موضوعهای اجتماعی به سوی موضوعهای اخلاقی رفت و به تدریج آنها را به اندیشیدن و مدد گرفتن از تجمل واداشت البته مسایل اخلاقی و آنگونه که خود احساس کردهاند مینویسند که در اوایل کلاس پنجم به دانشآموزان گفته میشود.
در اواخر کلاس پنجم موضوعات ادبی فلسفی و موضوعهای جامعه مانند قصهنویسی و رماننویسی به دانشآموز گفته میشود اما نگارش این موضوعهای جامع،کار هر شاگردی نیست،علاوه بر آموختن فنون نگارش و تعقل و استدلال و توصیف،استعدادی خاص میخواهد.
در پایه سوم خلاصهنویسی که میتوان یک درس یا متنی را به صورت خلاصه بنویسند گاهی میتوان یک تصویر یا سلسله تصاویر موضوع انشاء قرار داد و از شاگردان خواست که در مورد این تصاویر مطلب بنویسند.
نکات بهداشتی را از کودکان بخواهیم مثل(چرا مسواک میزنید؟)
در پایه سوم به دانشآموز یادآور میشویم که بهتر است نوشته خود را با یک جمله بهتر تمام کنیم و اگر دانشآموزان مطالب جالبی بیان کرده اما جملههای او ناصحیح است میتوانیم تذکر لازم را در پایین صفحه بنویسیم و به فکر و اندیشه او نمره بدهیم.
یک نکته مهم
در تمامی پایهها برای این که دانشآموزان با نوشتن بیشتر آشنا بشوند باید به کتاب بنویسیم بیشتر اهمیت بدهیم چون تمامی نکاتی که در بنویسیم وجود دارد علائم و نشانههایی هستند که در نوشتن انشاء به ما کمک میکنند و به تک تک تمرینات اهمیت داده و به دانشآموزان یاد دهیم.مثل موضوعهایی در مورد رعایت علائم دستوری در نوشتن.
در جمله و انشا علامتگذاری باید مراعات شود.
نقطه(.)در پایان جملههای کامل به کار میرود.
دو نقطه(:) علامت نقل قول است و گفته دیگران را در گیومه میگذاریم.
(؟)علامت سؤال در پرانتز نویسنده راجعبه آن صحبت شک و تردید دارد.
(!)در آخر جملات عاطفی مثل بهبه! آفرین!
هر جا وَ بگذاریم نیازی به ویرگول نداریم.
؟در آخر جملههای کامل به صورت پرسشی نوشته شود.
و علامتهای دیگری که در پایههای مختلف به دانشآموز گفته میشود تا نوشتهی آنها کاملتر شود.
نکات مهم در نوشتن انشا
*در مورد کلمهی ایجاز(مختصرگویی) بیشتر توضیح دهیم باید مختصر نوشتن را در نوشته مراعات کنیم و کلمهها و جملههای زائد را حذف کنیم و به درازا کشیدن کلام یا به کار بردن کلمات زائد خودداری کنیم و علامتگذاری را در نوشته مراعات کنیم.
وجود مقدمه و نتیجهگیری در تمامی انشاءها الزامی نیست.
کلمات را در نوشتن خود به صورت کتابی به کار ببریم و از نوشتن به صورت محاورهای و شکسته خودداری بکنیم.
انواع انشا
1)توصیفی یا وصفی:
سادهترین نوع انشاء است دانشآموز چیزهایی را که در اطراف خود میبیند یا میشنود یا احساس میکند وصف و تعریف مینماید.
2)گزارشنویسی:
برخی گزارشنویسی را نوعی انشای نقلی به حساب میآورند.
وقتی دانشآموزان به گردش علمی میروند معلم میتواند از آنها بخواهد که گزارش از آن روز تهیه کند.غالباً برای تهیه گزارش نیاز به تحقیق،سؤال و جستجو میباشد.
3)انشای نقلی:برای بیان سرگذشت خود یا دیگران به کار میرود یا معلم میتواند برای آموزش انشای نقلی تمرینات زیر را انجام دهد داستانگویی،نوشتن خلاصه متن خوانده شده نوشتن خلاصه کارهایی که در زمان معینی انجام شد مثلاً روز جمعه چه کار کرده.
4)برگرداندن شعر به زبان ساده و نثر امروز:
معلم میتواند شعرهای مناسبی را از کتاب فارسی یا خارج از کتاب به دانشآموزان داده و بخواهد که اشعار را به نثر ساده امروز بنویسند شاگردان باید توجه کنند در این نوع نوشته از حاشیه رفتن خودداری کنند و تنها مفهوم را به زبان ساده و گویا و کوتاه بنویسند.
5)انشای تخیلی:محصول ذهن و ساخته و پرداخته افکار دانشآموز است و غالباً اساس خارجی ندارد این نوع انشاء فرصتی است برای شناخت افکار دانشآموز و گرایشات درونی او که در چه دنیایی و آرزوهای درست و غلط او چگونه است.معلم میتواند شروع داستانی را بگوید و دانشآموزان آن را تمام کنند یا از شاگردان بخواهیم قلم،کاغذ،دفتر یا تخته سیاه و سرگذشت اشیاء را بیان کند.
6)خلاصهنویسی:موجب پرورش قدرت نویسندگی و گسترش از کودکان میشود و آنها را آماده میکند که در موقع لزوم بخوانند اصل مقصود یک درسی یا یک مقاله را استخراج نمایند.
7)نامهنگاری:نامه بیان کتبی موضوعی است برای مخاطبی که حضور ندارد نامهای را که ما مینویسیم معرف شخصیت فرهنگ،ادب و ذوق و سلیقه ماست و باید همان اثر را در مخاطب بگذارد که شخصیت خود ما میگذارد.
8)انواع نامه:
نامههای خصوصی-نامههای رسمی و اداری
داشتن حاشیه سفید نامهها الزامی است حاشیه سمت راست بیشتر از سمت چپ است.
در نامههای اداری گذاشتن تاریخ در بالا گوشه سمت چپ لازم است.
نامههای خصوصی باید ساده و بیانکننده روح صمیمیت و یکرنگی باشد.اما در نامههای اداری جنبه رسمی بودم مراعات میشود و نامههای اداری نباید خودمانی نوشته شود.
برای نوشتن نامه نباید از مداد استفاده کنند.
نامههای اداری یا رسمی را میتوان تایپ کرد اما اگر نامه دوستانه را تایپ کنیم نشانه بیصمیمیتی ما نسبت به گیرنده نامه خواهد بود.
قواعد علامتگذاری:
علامتگذاری در نامه مانند هر نوشته دیگری رعایت می شود.
کلماتی را در نوشته خود به کار بریم که معنی آنها را میدانیم و اگر معنی کلمهای را نمیدانیم بهتر است به فرهنگ لغات مراجعه کنیم و غلط املایی در نوشته نداشته باشیم.اگر برای کسی نامه مینویسیم لازم است نشانی ما را داشته باشد.نشانی در زیر متن نامه بنویسیم.در نامه اداری نام و نام خانوادگی و امضا الزامی است.
ارکان یک نامه
هر نامه شامل چهار بخش اصلی است:
1)عنوان
2)شروع نامه
3)متن نامه
4)عبارت پایان نامه
نامه اداری حاشیه سفید در سمت راست در نامه اداری گاه اسم دقیق اداره یا سازمان و گاه رئیس که اداره را مخاطب قرار میدهند.
مثال:ریاست محترم اداره آموزش و پرورش متن نامه اداری کوتاه و ساده باشد.ذکر مطالب اضافی خودداری گردد.
مشخصات موضوعات انشاء در دوره ابتدایی
1)داشتن علاقه
2)داشتن اطلاعات
3)محدود و معین بودن موضوع انشاء
4)موضوعات باید مربوط به محیط زندگی و مسائل روز باشد.
5)وصف یک تصویر
6)چند کلمه که معانی آنها به هم نزدیک است.
تهیه و تنظیم طرح انشا
قدمهایی که در مراحل اولیه برای تنظیم طرح و نوشتن انشاء برداشته می شود:
1)انتخاب موضوع
2)یادداشت نکتههای مختلف درباره آن
3)دستهبندی نکات
4)منظم کردن مطالب به ترتیب منطقی
5)صحبت کردن
6)نوشتن انشا
مشکلات نوشتن انشاء در دوره ابتدایی
1)عدم داشتن مطلب
2)عدم توسعه کتابخانه دبستان و کلاس
3)عدم شرکت دادن بچهها در مجالس عمومی،سخنرانی،نماز جمعه،گردشها و بادیدهای علمی سطح آگاهی آنها را کاهش میدهد.
4)فراهم نکردن زمینههای مساعد و واقعی برای اجبار یافتن به نوشتن مانند شرکت در تهیه روزنامهدیواری،نوشتن نامه و دادن پیام کتبی به خانواده
5)عدم گنجینه لغات کودکان
6)عدم آموختن کلمات هم خانواده،متشابه و متضاد و افزایش لغات آنها
7)عدم آشنایی به سبک و الگوی خاص که بهترین نمونه همان متون دروس کتابهای فارسی است.
8)عدم تطابق موضوع انشاء با سن و فهم و علاقه کودکان
9)عدم توانایی در ترکیب کلمات و بیان احساس فکر
10)عدم آشنایی دانشآموز با چگونگی شروع انشاء
*معیارهای تصحیح انشاء در دوره ابتدایی
1)آیا دانشآموز اندیشه و مطلب خاصی برای نوشتن داشته است؟
2)آیا بیان مطلب با جملات روشن و درست انجام گرفته و انشاء از غلطهای املایی و دستوری خالی است؟
3)آیا برای بیان مطلب با جملات روشن و درست انجام گرفته و انشاء از غلطهای املایی و دستوری خالی است؟
4)هر مطلبی با توجه به اهمیت آن در جای خود قرار گرفته و از تکرار مطالب خودداری شده است؟
5)آیا علائم نقطهگذاری رعایت شده؟
6)آیا زیبایی و لطافت در انشاء وجود دارد؟
به هر حال هر معلمی با توجه به روشی که خود در نظر دارد انشاء را تصحیح میکند ولی یک راه خوب و مناسب که تلفیقی از روشهای مختلف است.
آموزگار قبلاً خود انشاها را بخواند یادآوریها و نکات لازم را در حاشیه هر انشاء تذکر دهد.نکات خوب و مثبت را در انشاها علامتگذاری کند و استخراج نماید و همچنین نقاط ضعف انشاها را معین کند.در ساعت انشاء قبل از این که انشاها خوانده شود راجع به نکات مثبت و منفی انشاها توضیح دهد(بدون این که نام کسی را ذکر کند)و دانشآموزی جنبههای مثبت را بر روی تختهی کلاس یادداشت کند و دانشآموزانی که نمره آنها از حد معینی کمتر شده موظف شوند که یک بار دیگر آن انشاء را بنویسند و عبارتهای مورد تأیید معلم را که در روی تخته کلاس نوشته شده در انشاهای خود بیاورند.
منابع:روش تدریس فارسی مقطع ابتدایی
روز شنبه ۱۷/۶/۸۶در همایش برگزیدگان طراحی آموزشی سه سال اخیر که درمحل اتاق شورای آموزش وپرورش شهرستان شهریار برگزار می گردد راهکارهای مناسب اجرایی این طرح مورد بررسی قرار می گیرد

مقایسه ی روشهای نوین تدریس با روشهای سنتی
|
روشهای نوین |
روشهای سنتی |
|
1- معلم هدايت گر و تسهيل کننده جريان يادگيري است. 2- دانش آموزان در فعاليت هاي کلاسي فعال هستند. 3- دانش آموزان در فعاليت هاي کلاسي مسائل را بررسي و حل مي کنند. 4- دانش آموزان فرضيه هاي خود را آزمايش و نتيجه گيري مي کنند. 5- دانش آموزان علاوه بر پاسخ سوالات به طراحي سوال مي پردازند. 6- دانش آموز با همياري ديگران به يادگيري مي پردازند. 7- دانش آموزان پژوهش مي کنند و نتيجه آن را در کلاس گزارش مي نمايند. 8- منبع يادگيري علاوه بر کتاب شامل مواد آموزشي ديگر نيز مي باشد. 9- ملاک يادگيري استاندارد پيشرفت مي باشد. 10- رشد فرايندهاي پيچيده ذهني (نقد و بررسي ، استدلال ، تجزيه و تحليل ، خلاقيت مفهوم سازي ، خلاصه کردن ، قضاوت و ...) هدف است. 11- تکاليف علاوه بر جنبه تمريني جنبه کاوشگري دارد. 12- فرصت خود ارزيابي براي دانش آموزان فراهم مي شود. 13- ارزشيابي مستمر در جريان تدريس صورت مي گيرد. 14- در ارزشيابي علاوه بر دانستنيها به مهارت و نگرش ها نيز توجه مي شود. 15- هر دانش آموز با خودش مقايسه مي شود. 16- دانش آموزان به توليد مفاهيم مي پردازند. 17- فرصت فکر کردن برايشان فراهم مي شود. 18- فرصت موافقت و مخالفت موضوعات فراهم مي شود. 19- مهارتهاي شناختي سطوح بالا مانند مهارت مشاهده تقويت مي شود. 20- زمينه براي مهارتهاي اجتماعي ، از طريق تبادل نظر در گروه فراهم مي شود. 21- دانش آموزان با درگيرشدن در فعاليتها به آموختن علم مي پردازند. 22- اجازه داده مي شود دانش آموزان وسايل آموزش ساده را تهيه کنند. 23- گردش علمي در فرايند تدريس برنامه ريزي مي شود. 24- دانش آموزان براساس محتواي کتاب نحوه يادگيري را بررسي مي نمايند. 25- .... ويژگيهاي رويکرد سنتي در فرايند ياددهي – يادگيري اين ويژگيها در واقع آسيب هايي هستند که در فرايند ياددهي – يادگيري مدارس ما وجود دارند و بايد به سمت ويژگيهاي نوين تغييريابند. |
1-فقط معلم فعال است و مطالب را به طور کامل ارائه مي دهد. 2- معلم راه حل ها و پاسخ را ارائه مي دهد. 3- دانش آموزان فقط پاسخ ها را حفظ مي کنند. 4- دانش آموزان به تنهايي ياد مي گيرند. 5- منبع يادگيري فقط کتاب است. 6- ملاک يادگيري کسب نمره است. 7- رشد فرايندهاي ساده ذهني هدف است( شنيدن ، حفظ کردن ، نمره فراموشي). 8- تکاليف بدون هدف و خسته کننده است. 9- ارزشيابي از يادگيري بيشتر در محدوده دانستنيهااست. 10-دانش آموزان از فعاليتهاي خود و ديگران ارزشيابي نمي کنند. 11- ملاک يادگيري درارزشيابي بيشتردر مقايسه با ديگر دانش آموزان است. 12- دانش آموزان مفهوم آموزي مي کنند. 13- ارزشيابي پاياني بيشتر ملاک عمل است. 14- موضوعات آزمايشگاهي نيز به صورت تئوري و نوشتاري يادگرفته مي شود. |

موضوع جلسه:برنامه یکساله
مدیران و معلمین ارجمند دوره ابتدایی شهرستان شهریار برای اطلاع از آخرین خبرها به بخش خبری وبلاگ مراجعه فرمایید
خدا کند که بیایی...
زمان و مکان ولادت
زمان و مکان تولد
حضرت مهدی علیه السلام فرزندامام حسن عسکری و نرجس خاتون در طلوع فجر روز جمعه نیمه شعبان سال 255ه . ق در شهر سامرادیده به جهان گشود. سالروز ولادت آن امام از فضیلتی بسیار برخوردار است .
مادر امام
مادر حضرت مهدی علیه السلام، دختر یشوعا فرزندقيصرروم بود؛ نام اصلی آن بانو ملیکه است که پس از ازدواج با امام حسن عسگری علیه السلام به نامهای ديگری مشهور شد؛ مشهورترین آنها عبارتند از نرجس، ریحانه، صقیل، سوسن و حکیمه، که در این میان« نرجس» از همه مشهورتر است.
در برخی از احادیث از نرجس خاتون با عنوان بهترين کنيزان یاد شده است. وی شدیدا مورد علاقهی جدش، قیصر روم، بود. در دوران کودکی، زیر نظر اساتید و معلمان خبره، آداب و رسوم اقوام گوناگون و از جمله زبان عربی را آموخت؛ بهگونهای که بر این زبان تسلط کامل يافت
بههم خوردن مراسم ازدواج نرجس
سیزده ساله بود که جدش ـ قیصر روم ـ مراسم بسیار مجلل و باشکوهی ترتیب داد، تا او را به عقد برادرزاده اش در آورد؛ ولی بر اثر حادثه ای شگفت تخت برادر زادهاش سرنگون شد و او در دم جان سپرد. پس از او بار دیگر مراسم مشابهی ترتیب یافت تا ملیکه به عقد ازدواج برادر زاده ديگر در آید، ولی او نیز به سرنوشت برادر خود دچار شد.
در همان شب، ملیکه در عالم رویا توسط رسول اکرم به عقد امام حسن عسگری علیه السلام درآمد. از آن پس عشق امام حسن عسکری آنچنان در قلب ملیکه جای گرفت که او را از غذا و خوراک بازداشت. روز به روز حالش به ضعف و وخامت گرایید بهطوری که پزشکان از بهبودیاش قطع امید کردند. ملیکه همچنان در آتش فراق و جدایی امام حسن عسگری میسوخت تا اینکه شبی در عالم رویا به دست مبارک حضرت زهرا مسلمان شد و از آن پس شبی نگذشت مگر اینکه امام حسن عسگری را درخواب زيارت می کرد.
سرانجام بر اساس دستور امام حسن عسگری به صورت ناشناس به جمع اسرای روم پیوست و از سوی امام هادی (ع) توسط بشر بن سلیمان خريداری شد و به سامرا منتقل گردید. امام هادی، نرجس خاتون را به خواهرش حکیمه واگذار کرد تا احکام دينی را به او آموزش دهد.
در اواخر عمر شریف امام هادی، امام حسن عسگری با نرجس ازدواج کرد و در سال 255 یا 256 حضرت امام مهدی متولد گردید. نرجس خاتون پس از ولادت آن حضرت، به دلیل حمله جعفر کذاب به خانه امام حسن عسگری، از خدا خواست پس از شوهرش زنده نباشد و به همین جهت در حدود سال های 256 تا 260 دارفانی را وداع گفت.
ازدواج نرجس خاتون با امام عسکری علیه السلام
نرجس خاتون در خانه حکیمه، دختر امام جواد علیه السلام، بهسر میبرد تا اینکه روزی امام حسن عسگری به خانه عمه خود رفت و نرجس خاتون توجه امام را به خود جلب کرد.
حکیمه به امام حسن عرض کرد اگر تمایل دارد، نرجس را به ازدواجش در بیاورد. امام پاسخ فرمود: « از این در شگفتم که به زودی فرزند بزرگواری از او متولد خواهد شد که خداوند بهوسیله او زمین را از عدل و داد پر میکند، همانگونه که از جور و ستم پر شده است.» حکیمه پرسید: « آیا نرجس را به حضورتان روانه کنم؟» و امام آن را مشروط به اجازه پدرش کرد.
حکیمه در همان لحظه برای کسب اجازه ازدواج امام حسن و نرجس خاتون به حضور برادرش امام هادی شرفیاب شد، ولی پیش از آنکه سخنی بر زبان بیاورد، امام علیه السلام فرمود: «نرجس را نزد فرزندم ابومحمد بفرست.»
مراسم ازدواج امام حسن عسکری و نرجس خاتون را در خانه حکیمه برگزار شد و آنها پس از چند روز به خانه امام هادی رفتند.
مخفی بودن حمل
دوران بارداری نرجس خاتون همانند بارداری مادر موسی علیه السلام مخفی بود و کسی از آن آگاهی نداشت، چرا که دشمنان مترصد بودند آن حضرت را به قتل برسانند.
کیفیت ولادت
شب پانزدهم شعبان سال 255 هجری قمری، حکیمه به خانه امام حسن عسکری علیهالسلام رفته بود. نزدیک غروب آفتاب تصمیم گرفت برگردد که امام حسن به او فرمود شب را در همان جا بماند چرا که قرار است مهدی علیه السلام متولد گردد.
حکیمه و نرجس خاتون آن شب با هم نماز خواندند، افطار کردند و آنگاه به رختخواب رفتند. پس از مدتی، حکیمه برای ادای نماز شب آماده شد ولی اثری از وضع حمل در نرجس خاتون مشاهده نکرد. سپس نرجس نیز از خواب بیدار شد و مشغول نماز شب گردید.
حکیمه همچنان در اضطراب بهسر می برد و منتظر وعده خدا بود. کمکم نزدیک بود که شک و تردید او را فرا گیرد، که امام حسن عسکری او را باز داشت. نرجس خاتون در نماز وتر بود که حالش دگرگون شد. حکیمه میگوید: « در این حال پردهای میان من و او مانع شد که دیگر نرجس را ندیدم. طولی نکشید که حجاب برطرف گردید و نرجس خاتون را دیدم که نوری از او ميدرخشيد. آن نور بهقدری شدید بود که جایی را نمیتوانستم ببینم.
در آن حال کودکی را دیدم که صورت و زانوهايش را بر زمين نهاده دو انگشت سبابه را به سوی آسمان بلند کرده و سخن می گويد « شهادت میدهم که هیچ معبودی جز خدای یگانه نیست، تنهاست و شریکی ندارد؛ و شهادت میدهم که جدم رسول صلی الله علیه و آله و سلم خداست و پدرم امیر مومنان است.» آنگاه یکایک امامان را نام برد تا به نام خودش رسید. پس فرمود:« خدایا وعدهات را درباره من به انجام رسان. کار مرا به پایان برسان. گامهایم را محکم گردان و زمین را به وسیله من از عدل وداد پر کن.»
آداب پس از ولادت
امام حسن عسکری برای فرزندش گوسفندان زیادی عقیقه کرد و شیعیان را اطعام نمود.
مخفی نگهداشتن ولادت حضرت مهدی «علیه السلام) از همان آغاز رعایت میشد و جز شيعيان خاص و افراد معدودی از ولادت او باخبر نمیشدند؛ چرا که در صورت آگاهی دشمنان از ولادت آن حضرت، آنها درصدد کشتن او بر میآمدند.
اسامی
امام زمان علیهالسلام نامهای گوناگونی دارد که بسیاری از آنها لقبهایی است که از جهت خصوصیات و صفات مختلف، به او دادهاند.
حضرت مهدی (علیه السلام) از آغاز ولادت دشمنان فراوانی داشت که همواره در پی یافتن و کشتن آن حضرت بودند. به همین جهت آن حضرت پیوسته در اختفا و غیبت بهسر میبرده و در احادیث پیشوایان معصوم علیهم السلام و در میان شیعیان، از نام اصلی آن حضرت، کمتر استفاده میشده است.
برخی از نامهای آن امام عبارتند از:
1-م ح م د : نام اصلی امام زمان م ح م د است. در بسیاری از احادیث، آن حضرت همنام و همکنیه رسول بزرگوار اسلام معرفی گردیده است. با این حال در تعدادی از احادیث، بردن این نام ممنوع شمرده شده است و حتی در پارهای از احادیث، کسی که آن حضرت را به این نام یاد کند، کافر و ملعون دانسته شده است. دلیل این حکم از سوی پیشوایان معصوم علیه السلام، مسایل امنیتی و حفظ جان آن حضرت از دست دشمنانش بیان شده است.
2ـ مهدی: مهدی در لغت به معنی هدایتشده و راهیافته است. دلیل نامیدهشدن امام زمان علیه السلام به مهدی راهنمایی و هدایتیافتگی به امور مخفی و پنهان بیان شده است.
3-قائم: از آنجا که حضرت مهدی بهحق قیام میکند و حق را بر پا میدارد، در احادیث پیشوایان معصوم قائم به حق نامیده شده است.
4- منتظر: به معنای کسی که در انتظارش بهسر میبرند. از آنجا که حضرت مهدی برای مدت بسیار طولانی در غیبت بهسر میبرد و در این مدت شیعیان مخلص، منتظر او هستند تا با ظهور خود جهان را از عدل وداد پرکند، آن حضرت منتظر نامیده شده است.
5- احمد
6- محمود
7- مومل
8-خلف
9-والحجه من آل محمد (ص)
10-منصور
11- عبد الله
12ـ خلف صالح
13- صاحب الزمان
14- خليفه الله
15- بقيه الله
حضرت مهدی علیه السلام کنیههایی نیز دارند که عبارتند از : ابوالقاسم، ابوعبدالله و ابوجعفر.
دوران کودکی
چنانچه گفته شد، حضرت مهدی علیه السلام از همان آغاز ولادت و دوران کودکی ـ بلکه پیش از ولادت ـ در خفا بهسر میبرد و جز تعداد کمی از شيعيان و یاران خاص پدرش، کسی موفق به دیدار و ملاقات با او نمیشد. از اینرو از حوادث دوران کودکی آن حضرت اطلاعات زیادی در دست نیست.
در اینجا به برخی از حوادث دوران کودکی امام اشاره می کنیم:
حضرت مهدی علیه السلام در روز اول ولادت: حکیمه در موارد متعدد به دیدار و زیارت امام میرفت. او در همان روز نخست ولادت امام برای عرض تبریک به خانهی برادرزاده اش امام حسن عسکری رفت؛ ولی با کمال تعجب، حضرت مهدی را در جای خودش ندید.
وقتی از امام حسن عسکری پرسید، آن حضرت فرمود:« او را به کسی سپردیم که مادر موسی فرزندش را به او سپرد.»
روز سوم ولادت: حکیمه روز سوم ولادت حضرت مهدی نیز برای دیدار امام به آنجا رفت. در این دیدار، حضرت مهدی علیه السلام را در آغوش گرفت و بوسید. امام حسن عسکری از حکیمه خواست فرزندش را نزد او ببرد.
هنگامی که حکیمه، حضرت مهدی علیه السلام را به پدر داد، امام حسن فرمود: « فرزندم سخن بگو!» و حضرت مهدی لب به سخن گشود و گفت: « اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم الارض و نری فی الارض و نری فرعون و هامان و جنود هما منهم ما کانوا یحذرون»؛ « پناه می برم به خدا از شیطان راندهشده، به نام خداوند بخشایشگر مهربان. و ما اراده کردیم بر کسانی که در زمین ضعیف شدهاند، منت گذاریم و آنان را پیشوایان قرار دهیم و وارثان (زمین) قرار دهیم و آنان را در زمین قدرت دهیم و به فرعون و هامان و سپاهیانشان از سوی آنان چیزی نشان دهیم که آنها را به ترس وا دارد»
سپس بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و حضرت علی (ع) و همه امامان درود فرستاد تا به نام پدرش رسید و پس از ذکر نام پدرش ساکت شد.
همچنین در روز سوم ولادت حضرت مهدی، پدرش اصحاب خود را جمع کرد، حضرت مهدی را به آنها نشان داد وفرمود: « پس از من این کودک، امام شما و جانشین من است. او همان کسی است که گردنها در انتظارش کشیده میشود و آنگاه که ظلم و جور پر شود، قیام میکند و دنیا را از عدل وداد پر مینماید. »
روز هفتم ولادت نیز حکیمه به دیدار آن امام رفت و ماجرای این دیدار شبیه دیدار روز سوم است.
روز دهم ولادت: در این روز خادمی به نام نسیم، در حضور حضرت مهدی عطسه کرد.
امام به سخن درآمد و فرمود: « خداوند تو را رحمت کند. (یرحمک الله.)» نسیم از این سخن خوشحال شد. آنگاه امام فرمود: « به تو بشارت میدهم که عطسه، سه روز ایمنی از مرگ را در پی دارد.»
چهل روزگی:حکیمه میگوید: « چهل روز پس از تولد حضرت مهدی علیه السلام به خانه امام حسن عسکری رفتم. مولایم امام زمان را مشاهده کردم که در خانه راه می رود و کسی را ندیدم که فصیحتر از او سخن بگوید.»
حکیمه گوید: « پس از آن از ابومحمد علیه السلام سراغ امام زمان را می گرفتم و او در پاسخ می فرمود: « او را به کسی سپردیم که مادر موسی علیه السلام فرزندش را به او سپرد»
ویژگیهای آنحضرت
امام زمان دارای ویژگیهایی است که از یک جهت به همه انبیاء و اولیاء شباهت دارد ولی از جهت دیگر با تمام آنان تفاوت دارد.
قیام آنحضرت
قیام آن حضرت که آرزوی تمام شیعیان و مظلومان تمام جهان است دارای ویژگیهایی است که در روایات ائمه معصومین به آنها اشاراتی شده است و همچنین در قبال آن حضرت و قیام جهانی وی وظایفی برای شیعیان و موالیان حضرت آورده شده است.
تابیاید آن صبح
که همه منتظر آن هستیم
تولد دوازدهمین اختر تابناک امامت برمعلمین عزیز و تمامی منتظران حضرتش مبارک باد.
نتایج آزمون و امتیازات به مدارس ارسال گردید حداکثر تا دهم شهریور جهت رویت و امضاء لیست به مدارس مراجعه فرمایید
کارشناسی ابتدایی

