تبليغاتX
کارشناسی ابتدایی شهرستان شهریار
کارشناسی ابتدایی شهرستان شهریار

همکاران عزیزم

رسیدن به آموزش وپرورش مطلوب ازآرزوهای هرکدام از مااست ولی تا چه اندازه برای رسیدن آرزوهایمان تلاش کی کنیم؟به شخصه شاهد فعالیتهای  شما عزیزان درمدارس هستم. اما لازم است هماهنگ ومنسجم وبراساس اصل کوچک سازی اهداف به پیش رفت.اگردستورالعمل فرایند اجرایی مدارس را درمدارس با قدرت اجرایی فرمایید.بی گمان زیرساختهای بهینه سازی را آماده خواهید نمود.

                                                                                 آقااحمدی

 

ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی
ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی
بر

تاريخ خبر :  18/4/1387 امتياز بده : ارسال به دوست تعدادمشاهده :  89

کارشناس مسئول آموزش ابتدایی آموزش و پرورش شهریار از عملی شدن طرح صیانت در میان مدیران مدارس دخترانه و پسرانه این شهرستان خبر داد. "آقا احمدی" در گفت و گو با خبرنگار پانا اظهار داشت: طرح صیانت شامل 7 محور قرآن آغازین، نمایش خلاق، یک طرح یک تجربه، مهارت زندگی، طرح کرامت و گذربان مدرسه(همیار پلیس) را در بر دارد.وی ادامه داد:در این طرح ابتدا مدیران مدارس دخترانه و پسرانه شهریار در 7 گروه منسجم تقسیم می شوند و هرگروه یک محور را در راستای آموزش خود قرار می دهند که خوشبختانه در حال حاضر با بهره مندی از اساتید کار آموزش به مدیران را شروع کردیم. کارشناس مسئول آموزش ابتدایی آموزش و پرورش شهریار در پایان خاطر نشان کرد: هدف از اجرای طرح یاد شده گریز از تمرکز زدایی،ایجاد زمینه های بروز توانمندی در مدیران،ایجاد تفکر آموزشی پویادر تمام سیستم تعلیم و تربیت و ایجاد زمینه شورایی در تصمیم گیری ها ی مدیران می باشد.


      منبع خبر : پانا
ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی

سلام به همکاران خوبم

طرح آموزش روانخوانی قرآن

دهه دوم ماه مبارک رمضان بود .طی نامه ای بنده ومعاون آموزش عمومی و مدرسی که دوره آموزش روانخوانی  را قراربود درشهریار اجرا نماین ویکی از مدیران مدارس جهت شرکت درجلسه توجیهی طرح  به شهرری دعوت شدیم.بااینکه ماه مبارک رمضان بود ولی هدف باعث شده بود رنج سفر و گرسنگی به کلی رنگ ببازند.به هرحال به محل برگزاری رسیدیم.ازچند منطقه دیگرهم آمده بودند. این جلسه با بقیه متفاوت بود .فضای قرآنی وآدمهایی که به عشق  قرآن آمده بودند .نویدبخش حرکتی مثبت بود. از نطق اساتید این مطالب شاخص تر از بقیه توجه بنده را جلب کرد.

*هدف ازآموزش روانخوانی ودرست خوانی قرآن درپایه سوم است

*بلافاصله جلسه توجیهی برای مدیران مدارس مجری تشکیل شود

*دوره ضمن خدمت برای معلمین مجری درنظر گرفته شود

*کتب جدید دراختیار مدارس مجری قرارگیرد

*مدارس مجری برنامه ای را تنظیم کنند که درآن آبانماه هرروز یک زنگ به قرآن اختصاص یابد درواقع از بعضی از دروس قرض بگیرند و درطول سال جبران کنند

*مجریان طرح ابلاغ دریافت کنند

*لوحه وسی دی آموزش قرآن پس از وصول  دراختیار همکاران قرار گیرد

*درمنطقه کمیته ای با این نام شکل یافته اقدامات انجام درست طرح را مورد بررسی قراردهند

*مدارس مجری بنر یا پارچه نوشته (مجری طرح روانخوانی قرآن)رادرورودی مدارس نصب کنند

*از مدارس توسط بازرسین وکارشناسان بازدید بعمل بیاید.

*اولیاءدانش آموزان هم آموزش دریافت نمایند

شکر خدا این اقدامات درشهریار انجام شد خدا کمک کند تا انشاءالله در آموزش قرآن به نتیجه  درست ودلخواه دست پیدا کنیم.

 

                                                                                         آقااحمدی

 

ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی

روش تدریس قرآن پایه سوم ابتدایی ابتدایی

 

قران کتاب مقدس، یگانه و قابل احترام برای همه مسلمانان است که به یادگیری و خواندن آن بسیار تاکید شده است اما چگونه باید این کتاب را آموخت و در آیات آن دقت وتفکر کرد و خود را مخاطب وحی الهی دانست ؟این امر به ویژه  برای مسلمانان غیر عرب زبان از اهمیت خاصی برخوردار است از گذشته های دور تا کنون شیوه های مختلفی برای آموزش قران به کار رفته است بطور خلاصه می توان آن را به روش های ذیل دسته بندی کرد:

1-روش سنتی و مکتبی : در این روش با هجی کردن وتمرین وتکرار، قران آموخته می شود تصور بر این بود چون قرآن از حروف و حرکات تشکیل شده اگر دانش آموزی حروف و حرکات را بشناسد با مقداری تمرین  می تواند قرآن را بخواند در این روش به صدای حروف وحرکات توجه نداشتند در نتیجه ابتدا حروف وسپس حرکات را می آموختند و با هجی کردن کلمات پیش می رفتند و همیشه آموزش را از جز سی ام قران شروع می کردند   

2-روش باغچه بان و فرمان یک و دو: مرحوم جبار باغچه بان برای آموزش خط فارسی به جایی روش حرف آموزی روش صوت آموزی را پیش نهاد کرد مرحوم عباس یمینی شریف نیز برای آموزش خط زبان فارسی روش کلی را مناسب می دانست پس از آزمایش هر دو روش وزارت آموزش و پرورش روش باغچه بان را برگزید و از سال 1330 تا پیش از روش جدید (بخوانیم وبنویسیم سال 81 )روش ترکیبی با غچه بان که مبتنی بر صوت آموزی است برای آموختن خط و زبان فارسی را در ایران معمول بوده است در این روش با فرمان یک، یک حرف با یک حرکت خوانده می شود در واقع یک صامت با یک مصوت ترکیب می گردد و با فرمان دو ،دو صامت با یک مصوت خوانده می شود فرمان دو هنگامی داده می شود که بعد از حرف حرکت دار حرف ساکن و یا تشدید باشد و یا خود حرف تنوین داشته باشد

3-روش تفکیک :  این روش که با روش قبل چندان متفاوت نبود و بر بخش کردن کلمه تاکید داشت مدتی معمول شد ولی نتوانست کاری فراتر انجام دهد

4-آموزش به کمک نوار صوتی :  در سال های پس از انقلاباسلامی نهاد های خود جوش و خارج از آموزش پرورش رسمی مانند دارولقران ها مهد قران ها بنیاد شهید و... با استفاده از نوارهی قاریان مشهور  وتمرین تکرار واستمرار قران را با ترتیل و قرائت تحقیق آموزش می دهند

5-آموزش جامع قران : با این که روش فرمان دادن مبتنی بر روش صوت آموزی فارسی بود ولی در آن روش پیش نیاز فارسی ویا سواد آموزی فارسی جدی گرفته نمی شد آموزش دیر هنگام از کلاس سوم آغاز می گردید و همراه تمرین  تکرار کافی نبوددر نتیجه موفقیتی قابل توجه در آموختن قران حاصل نمی شد

          رویکرد اصول و اهداف برنامه ی درسی قرآن

رویکرد :

رویکرد نگاه وجهت گیری کلی است و بر تمام اجزای برنامه حاکم است معمولا رویکرد هر برنامه مهمترین تفاوت ها وجهت گیری های جدیدرا نسبت به برنامه ی قبلی شامل می شود در این قسمت رویکرد این برنامه را در هریک از اجزای اصلی برنامه ی درسی قرآن بیان میداریم .

الف-اهداف

1-جامعیت اهداف : اهداف آموزش و پرورش قرآن باید از دو جهت جامع باشد یکی این که از نظر ((حیطه های یادگیری)) مشتمل بر سه حیطه ی شناختی مهارتی و عاطفی باشد و دیگر این که همه ی ((موضو عات ضروری ))ماننئد کسب مهارت های گوناگون قرائت درک معنای عبارات و آیات قرآن، شناخت قرآن و آشنایی با معارف ان را شامل گردد.

2-انس با قرآن : انس با قرآن عبارت است از علاقمندی و دلبستگی به قران کریم ار راه عادت به قرائت روزانه ی قرآن و تمایل به در ک و فهم آیات آن و دست یابی به این باور که هر چند قرائت روزانه ی قران کریم واجب فقهی نیست اما از نظر تقویت اعتقادات و تربیت دینی امری ضروری است .

ب-روش های یادگیری

1- یادگیری مشارکتی   2-تلفیق.3 - استمرار در اموزش و پرورش   4-از جمع به فرد                 5-تقدم  گوش کردن بر خواندن 6-تقویت حس شنوایی 7-کار در کلاس 8- نقش خا نواده در اموزش 9 -آموزش توامان مهارتهای گونا گون قرائت قران      10-رسم الخط ساده ی اموزشی  11-ساده و آسان کردن قواعد .

ج_ارتقای توانایی و صلاحیت وآموزگار

رویکرد تلفیقی و همچنین ویژگی خاص آموزش در دوره ابتدایی، آموزش قران توسط آموزگار پایه را ضروری می سازد.از راه های زیر توانایی و صلاحیت آموزگار، در آموزگار قران به تدریج ارتقاء می یابد:

 1-تعلیم و تعلم همزمان :  یکی از مشکلات موجود در امر آموزس عدم آموزش آشنایی و توانایی آموزگاران محترم به میزان لازم در امر آموزش دروس است. متاسفانه  آموزش های ضمین خدمت به دلایل گوناگون بازدهی لازم را ندارد

روش آموزش قران از جهاد مختلف به گونه ای طراحی شده است که اولا آموز گاران پایه های  مختلف دوره ابتدایی پس از آشنایی توجیه شدن با شیوه آموزش

بودون نیاز به گذراندن دوره های طولانی آموزش .می توانند درس قران را آموزش دهند و ثانیا روش آموزش از ویژه گیهای بر خوردار است که در حین آموزش خود آموزگار نیز از آن بهره مند خواهد شد

 

2-ارتقای صلاحیت معنوی وترکیبی آموزگاران:

قران و آموزش آن بهترین زمینه برای تذاکر تنبه ورشد مسایل آخلاقی است . از این رو آموزگاران محترم دوره های ابتدای موثر ترین نقش تربیتی را در امر تعلم و تربیت فرزندان ما بر عهد دارند با اشتغال به آموزش قران به صلاحیت تربیتی و اخلاقی خویش می افزاید و این امزر تاثیر بسزایی در تمام برنامه آموزشی وپرورشی دارند

د_ ارزش یابی و روش های آن :

1- مهمتریت هدف ارزش یابی تعیین میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان وجبران نواقص آنهاست

2- ارزش یابی باید در پایه های اولیه دوره های ابتدایی جنبه ی کیفی (توصیفی) داشته باشند و به تدریج به سمت جنبه ای کمی حرکت کند .

3- ارزش يابي  به ترتیب اولویت تابع حوزه ی مهارت نگرش ودانش است

4- ارزش یابی حتی الا امکان بدون اطلاع قبلی باشد

هـ - فناوری آموزشی :

1-    بهره گیری از نوارهای آموزشی به عنوان یک جزء مهم در کسب مهارت زبانی (لحن آهنگ و ...)آموزش قرآن ونیز استفاده از جاذبه های آن.

2-   جبران ضعف عمومی جوامع مسلمانان غیر عرب زبان وکشورها خودمان در ارئه الگوی صحیح قرائت قران از طریق نوارها آموزشی.

اصول حاکم بر آموزش قرآن در دوره ابتدایی:

1-توجه جدی به موضوع ((انس وعلاقه به قران کریم ویاد گیری آن ))در تمام مساوئل اعم از تعیین اهداف متوا روش های تدریس و شیوه های ارزش یابی

2-جامیعت آموزش قران با تاکید بر آموزش رو خوانی و روان خوانی قرآن

3-تناسب محتوا با نیازها علایق و توانایی دانش آموزان

4-ضرورت آموزش قران توسط آموزگارانپایه

5-استفاده از زمان وفضایی مناسب بری دانش آموزان

6-ضرورت استمرار در آموزش قران و رعایت تعدد  و فاصله جلسات تدریس در طول هفته

 

اهداف کلی آموزش قران در دوره ی ابتدایی:

1-آشنایی با قران کریم به عنوان کدام الهی و کتاب آسمانی

2- تقویت انس و علاقه به قرآن کریم و یادگیری آن

3- توانایی روخوانی قران بصورت شمرده و آرام از روی مصحف با رسم الخط آموزشی

4- توانایی خواندن آیات کتاب درسی به صورت روان و آهنگین

5- آشنایی با قواعد ضروری روخوانی قران

6- حفظ برخی از سوره های کوتاه کتاب درسی

7- آشنایی با برخی از داستان های  قرآن کریم

8- فراگیری معنای برخی از داستانهای قرآن کریم

9- تقویت علاقه به شنیدن خواندن و فهم معنای آیات قرآن کریم

10- آشنایی با مفهوم برخی از پیام های قران

11-شناخت و تقویت استعداد های دانش آموزان در گرایش مختلف آموزش قران

 

مهمترین رویکرد برنامه ی جدید آموزش قران، مبنا قرار دادان آموزش جامع قرآن است، تعریف اموزش جامع قران را چنین تعریف می کنیم :((آموزش جامع قرآن فرایندی است برای دست یابی به توانا یی قرائت صحیح درک معنا، تدبر در آیات و آشنایی با معارف قرآن به منظور تقویت ایمان عمل صالح و انس با قران کریم ))

الف- روخوانی و روان خوانی قران کریم:

 1- روخوانی :  روخوانی عبارت است از خواندن کلمات و عبارت قرانی از روی کتاب درسی یا مصحف شریف به صورت شمرده و آرام روخوانی از بخش خوانی شروع می شود  وجود اندکی مکث در بین بخش ها طبیعی است .

2- روان خوانی :  خواندن عبارات و ایات قران  کریم به صورت روان و با  سرعت معمولی را روان خوانی می گویند .اموزش روان خوانی قران نه تنها اولین قدم در اموزش قران است بلکه تاخیر در این امر تهدید جدی در دست یابی عموم مردم به توانایی است در زیر برخی از دلایل این امر را بر می شماریم :

 1-قرآن کریم کلام خدا و مستند ترین متن آسمانی است زیرا همین خواندن و تماس معمولی ذکر و یاد خدا تقویت ایمان و توجه به امر معنوی را به  دنبال دارد که به سهم خود بر تربیت انسان مو ثر است 2- قرآن کریم نه تنها یک کتاب فرا عصری است که مخاطب آن، همه ی انسان ها در همه ی اعصار می باشند 3-اگر قرار باشد اموزش خواندن قران کریم را وابسته به فهم آن کنیم حجم قابل توجهی از ایات کریمه در دوره ی ابتدایی و حتی در دوره ی راهنمایی قابل اموزش نیست  4- آموزش روخوانی قران و کسب توانایی در این امر مو جبات انس و علاقه به قران را فراهم می اورد .5- حافظه و سابقه تاریخی و اجتماعی ما نسبت به فراگیری رو خوانی قران در دوران کودکی موید این مطلب است که هر خا نواده ی مسلمانی ایرانی از هر گروه گرایشی از این کودک خود را در خواندن قران توانا می بیند احساس شادمانی و رضایت می کند  اگر اموزش رو خوانی قران از دوره ابتدایی اغاز نشود فرصت بهره گیری از این نیروی عظیم و دلسوز از دست می رود امو زگاران دوره ابتدایی بهترین افرادی هستند که می توانند بر اسا س مهارت سواد فارسی رو خوانی قران را اموزش می دهند7- اگر به طور كلي بپذيريم كه فراگيري مهارت خواندن قرآن،نمي تواند كاملا منطبق و همراه فهم معناي آيات تلاوت شده باشد،بهترين زمان براي انجام اين كار پايه ي اول دوره ي ابتدايي است.

ب- قرائت قران کریم:

   قرائت قران کریم در اصطلاح رایج خواندن آیات قرآن به صورت زیبا و با صوت خوش است

1-تلفظ حروف خاص عربی :

 یعنی حروفی که در فارسی تلفظ مشترک داشته ولی در عربی و قران هر کدام تلفظ خاصی دارند این حروف عبارت اند از :

ح،ه   -ع،أ    -ط،ت   -غ،ق    -ث،ص،س  -ذ،ظ،ض،ز

2-حرکات کوتاه و کشیده :

یعنی کوتاه خواندن حرکات کوتاه و کشیده خواندن حرکات کشیده و پرهیز از کشش حرکات کوتاه یا کوتاه کردن حرکات کشیده .

3-احکام تجویدی :

یعنی فصیح وزیباتلفظ کردن حرکات، و حروف و ترکیبات آن ها این احکام عبارتند از فصاحت تلفظ حروف ، حرکات استعلاء و استفاء تفخیم ترفیق، مدّ و غنه، قلقله و عدم قلقله، اظهار،  ادغام اخفاء  و  ابدال

4-وقف و ابتدا :

یعنی منظم و شمرده خواندن آیات قران ابتدا کردن از محل مناسب و وقف کردن بر جای مناسب.

5-صوت و لحن:

 یعنی زیبا نمودن قرائت با آهنگ مناسب ردیف متنوع هماهنگ تناسب زیر و بم صدا – حجم صدا سرعت مناسب قرائت .

ج- پيام قرآني:

منظور از پيام قرآني ، آيه يا عبارت قرآني كوتاه و زيبايي است كه داراي پيامي بلند و ارزشمند در باره ي  موضوعات اعتقادي ، اخلاقي ، تربيتي ، اجتماعي و ... است .پيام قرآني مورد استفاده براي كودكا ن معمولا داراي ويژگي هاي :

1-                   قالب شعارگونه دارد.

2-                 قابل درك براي كودكان است .

3-                 موجز و پر معناست .

4-                 كودكان مي توانند مثال ها و نمونه هايي عملي براي آن ذكر كنند.

اهميت و جايگاه آموزش پيام قرآني :

 هر چند كه مهم ترين هدف آموزش قرآن است اما به دلايل زير ، آموزش پيام هاي قرآني ضرورت و اهميت دارد :

1-     از آن جا كه آموزش رو خواني قرآن كريم در دوره ي ابتدايي عموما بدون درك معناي آيات است ، بايد اين نقص تا حد امكان به نحوه ي جبران شود .

2-     يكي از اهداف مهم دوره ي ابتدايي ، تقويت زمينه هاي تربيتي و پرورشي كودكان است .

3-     پيام قرآني به دانش آموزان كمك مي كنند كه مباحث تربيتي و اخلاقي را به عنوان دستورات خدا كه در قرآن آمده است ، بشناسد .

4-  يادگيري مشاركتي از رويكرد هاي مهم آموزش است . در درس قرآن پيام هاي قرآني ، بهترين فرصت را براي مشاركت دانش آموزان در فرآيند ياددهي – ياد گيري فراهم مي سازد .

د- در ك معناي تركيب ها و عبارت هاي ساده ي قرآن:

از ويژگي هاي مهم جامعيت آموزش قرآن ، دست يابي به توانايي درك معنا و عبارات ساده ي قرآن است .برخي از دلايل استفاده از داستان هاي قرآني به شرح زير است :

1-   ايجاد جذابيت و تنوع در آموزش قرآن .

2- وجود داستان در كتاب آموزش قرآن ، موجب افزايش علاقه و انگيزه ي كودكان به كتاب و درس قرآن مي شود .

3-         داستان هاي قرآني شامل مطالب بسيار ارزشمند وجاودانه ي اعتقادي ، تربيتي ، اخلاقي ، اجتماعي و نبرد حق و باطل و... است .

4-         بيان داستان هاي قرآني در درس قرآن ، راه توليدات متنوع و جذاب كتاب هاي كمك آموزشي ، نوار صوتي و تصويري ، فيلم ، انيميشن ، نرم افزار و ... را باز مي كند

 

ويژگي هاي آموزشي روخواني :

1-                  بهره گيري از سواد اموزشي فارسي

2-                بهره گيري از حواس

3-               آموزش از ساده به مشكل

* چند نكته : با توجه به ويژگي هاي فوق در آموزش روخواني قرآن ، در دوره ي ابتدايي بايد نكات زير رعايت شود :

1-      مراحل كسب مهارت رو خواني :

الف – بخش خواني

ب- شمرده خواني

ج- روان خواني

2- استفاده از رسم الخط آموزشي

3- تاكيد بر كسب مهارت عملي

4- تمرين وتكرار مناسب و كافي

روش رفع اشكالات روخواني دانش آموزان :

 

1-  رفع اشكال همراه با تشويق دانش آموز نسبت به آنچه كه صحيح خوانده است انجام شود تا موجب تقويت اعتماد به نفس او گردد.

2-  رفع اشكال بايد به نحو هي انجام شود كه موجب اضطراب دانش آموز نشود .

3-   حتي الامكان خود دانش آموز ،اشكال خويش را برطرف كند.

4-   پس از خواندن صحيح توسط دانش آموزان ديگر ، دانش آموز متوجه خطاي خود بشود و حتي الامكان آن را رفع كند .

5-   رفع اشكال موجب صرف وقت بيش از حد نشود .

6-   تسلط آموزگار بر روخواني متن درس ، موجب تشخيص بهتر اشكالات و رفع آنها مي شود .

7-  آموزگار نبايد بلافاصله ، حالت صحيح كلمه را بخواند و نيز از دانش آموزان بخواهد كه آنها نيز چنين كاري نكنند.

8-  رفع برخي از اشكالات به تمرين بيشتر و مرور زمان نياز دارد ، از اين رو آموزگار نبايد انتظار داشته باشد كه همه ي اشكالات بلافاصله برطرف شود.

9-  باتوجه به اصول فوق ، آموزگار يكي از روش هاي تركيبي از آنها را براي رفع اشكال انتخاب مي كند.اين روش ها عبارتند از :

 

1-   در حين قرائت دانش آموز ، تذكر نمي دهيم ، بلكه صبر مي كنيم تا پس از وقف در پايان سطر تذكر لازم داده شود.

2-   با تشويق دانش آموز ، از او مي خواهيم كه هما ن عبارت را با دقت بيشتر بخواند . اين شيوه اشكال گرفتن ، بيشتر زماني مفيد است كه اشكال دانش آموز به علت عدم دقت كافي يا شتاب زدگي خواندن باشد .

3-    توجه دانش آموزانكلاس را به كلمه ي غلط خوانده شده جلب كرده و با طرح سوال ، شكل صحيح و غلط كلمه را مقايسه مي كنيم و از ان ها مي خواهيم تا شكل صحيح را بگويند.

4-    اگر به نظر مي رسد كلمه يا عبارت غلط خوانده شده براي تعدادي از دانش آموزان مشكل است ، آموزگار كلمه يا عبارت را روي تخته نوشته و از همه ي دانش آموزا ن مي خواهد تا با اشاره ي او ، آن كلمه يا عبارت را به صورت بخش بخش بخوانند .

*تذكر *

1-     بعضي از دانش آموزان لكنت زبان دارندو عبارات را با مكث ، تكرار و به كندي مي خوانند . آموزگار ضمن برخورد لطيف ،مناسب و طبيعي سعي مي كند آنها را در انتظار بقيه خجالت زده و مورد تمسخر قرار نگيرند .

2-   مناسب است دانش آموزان را به گروه هاي چند نفره تقسيم كنيم تا آيات در س را براي  يكديگر بخوانند و اشكالات روخواني و قرائت يكديگر  را اصلاح كنند .

 

روش تدريس قرائت قرآن :

كسب مهارت قرآن يكي از اجزاي آموزش جامع قرآن است. جايگاه و اهميت آموزش قرائت قرآن ، تعرف آن و حد مورد انتظار در بخش كليات بيان شده است . آموزش قرائت در دوره ي ابتدايي ، بر استماع نوار آموزشي ،الگو گيري و هم خواني با آن استوار است . مهمترين فايده ي نوار آموزشي ، تسهيل تدريس و توجه به نقش شنيدن در كسب توانايي زيبا خواني قرآن كريم است . اين اموزش ضمن آن كه دانش آموزان را با قرائت زيبا ، صحيح و منظم قرآن آشنا مي كند و زمينه كسب مهارت قرائت قرآن را فراهم مي آورد ، موجب تقويت روخواني و روان خواني قرآن نيز مي گردد.

مراحل تدريس قرائت :

1-                  آماده كردن نوار آموزشي

2-                روشن كردن ضبط صوت و طبق دستور نوار عمل كردن (گوش كنيد و بخوانيد )

3-               رفع اشكال به شيوه ي مناسب

4-                 خاموش كردن ضبط صوت و خواندن هرسطر توسط يك دانش آموز.

5-                تمرين گروهي

روش تدريس :

1-                  خواندن متن پيام

2-                خواندن ترجمه ي پيام

3-               بحث و گفت و گو درباره ي مفهوم پيام

4-                 بيان مصاديق جديد

5-                ترجمه ي بعضي كلمات پركاربرد

 

علم قرائت قرآن سماعي است يعني با شنيدن بايد آموزش را ياد بگيرند و در ابتداي كار نبايد عجله كرد.بخش بخش خواندن معلم و تكرار آن ها به وسيله بچّه ها فاجعه است.(اصلا نبايد معلم خود،بخش بخش بخواند.

پبام هاي قراني مال دانش آموزان است ،خودشان فعاليت مي كنند و خودشان مي خوانند و توليد محتوا مي كنند. در نهايت هدف از اشاره با خودكار يا غيره اين است كه چشم، حركت صحيح را عادت كند.

 تایپ و تنظیم : افشین پاآهو  - منبع روش تدریس قران ذوره ابتدایی

ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی

هر آنچه معلم فلسفه براي كودكان و

نوجوانان بايد بلد باشد

 

نوشته: فيليپ كم

ترجمه : احسانه باقري

1- شروع كار

پيش از شروع يك درس، لازم است شما داستاني را كه مي‌خواهيد مطرح كنيد بدقّت بخوانيد و با مطالب  مربوط به آن در كتاب راهنمايش آشنايي حاصل كنيد.

    وضعيّت فيزيكي كلاس بايد با اهداف شما متناسب باشد. چون شما مي‌خواهيد بچّه‌ها را ترغيب كنيد كه به يكديگر پاسخ دهند، بهترين وضعيّت اين است كه بچّه‌ها به شكل دايره بنشينند. آنها نبايد پشت رديف ميزها به طريقه‌‌هاي ديگري بنشينند كه از لحاظ فيزيكي به سمت معلّم، جهت‌يابي شده است. اين وضعيّت ، متضمن علايم و نشانه‌هاي نادرستي براي بچّه‌ها خواهد بود. هدف شما اين است كه بحث ميان دانش‌آموزان را تسهيل كنيد، و ترتيب نامناسب نشستن، اين را براي شما بسيار دشوار خواهد ساخت كه خود را از مركز بحث خارج كنيد.

    داستانهاي مورد بحث در P4C، محتواي انگيزاننده‌اي دارند. نظر بر آن بوده است كه آنها سؤالها، مسايل وافكاري را برانگيزند كه بتوان آنها براي بحث استفاده جست. پيش از آنكه شما درس را بر اساس اوّلين داستان آغاز كنيد،«مقدمه يا شروع كار» بسادگي به بچّه‌ها مي‌گويد كه آنها در كلاس فلسفه، داستانهايي را با هم خواهند خواند و دربارة چيزهايي كه برايشان جالب باشد، گفت‌وگو خواهند كرد. آنها اين فرصت را خواهند داشت كه سؤالهايي دربارة داستان بكنند، و اين سؤالها مي‌‌تواند دربارة هر قسمتي از داستان باشد كه از نظر آنها حيرت‌آور يا غيرعادي است، يا دربارة هر چيزي كه داستان، آنها را به فكر كردن دربارة آن وام مي‌دارد و آنها دوست دارند دربارة آن بحث كنند. بهتر آن است كه به همين شيوة ساده آغاز كنيم و به جاي آنكه بكوشيم در نقطة شروع، به توضيحات عريض و طويل بپردازيم، اجازه دهيم بچّه‌ها با همديگر كار فلسفي را آغاز كنند.

    تصميم در اين مورد به عهدة شماست كه خواندن داستانها را چگونه به انجام برسانيد و البته بديهي است كه به تركيب كلاس شما نيز بستگي دارد، امّا اگر دانش‌آموزان كلاس شما در خواندن، مهارت خوبي داشته باشند، توصيه من اين خواهد بود كه خواندن به صورت دوره‌اي در كلاس انجام شود و هر دانش‌آموز، به نوبت، يك بند را بخواند. به اين طريق، شما هر فردي را بر آن مي‌داريد كه به طور علني در فعاليّت‌ كلاس شركت كند و اين از حيث گفت‌وگوي ميان شخصيّتهاي قصّه، احساس بهتري در بچّه‌ها ايجاد خواهد كرد.

    بعد از آنكه شما از همگان به خاطر خواندن داستان تشكّر كرديد، فوراً قسمت طرح سؤال را آغاز كنيد. به بچه‌ها خاطر نشان كنيد كه آنها مي‌توانند دربارة هر چيزي كه آن را حيرت‌آور يافته‌اند يا به نحو ديگري برايشان جالب بوده، يا آنچه كه داستان، آنها را به فكر كردن دربارة آن واداشته و دوست دارند دربارة آن بحث كنند، به طرح سؤال بپردازند. به محض آنكه بچه‌ها آغاز به طرح سؤال مي‌كنند، آنها را بر روي تخته بنويسيد، يا اگر مي‌خواهيد تخته را قبل از شروع درس بعدي فلسفه پاك كنيد، آنها را روي صفحة بزرگي از كاغذ يادداشت كنيد. اسم بچّه‌ها را در كنار سؤالهاي آنها بنويسيد تا حاكي از آن باشد كه آنها صاحب افكار خويشند. اين نيز اغلب مناسب خواهد بود كه از دانش‌آموزان سؤال كنيد كه كدام قسمت از داستان، سؤالهاي آنها را برانگيخته است. از آنها بخواهيد به كلاس بگويند كه كدام صفحه و خطوط، به سؤالهاي آنها مربوط است. اين كار، زمينة مراجعة آسان را فراهم مي‌آورد زيرا شما ممكن است به هنگامي كه در بحث، به بررسي سؤالها پرداخته‌ايد، بخواهيد به قسمت مورد نظر از داستان باز گرديد. بعد از آنكه شما كار طرح سؤال براي بحث را به جريان انداختيد، مي‌توانيد شيوة كار را تغيير دهيد. به عنوان مثال، مي‌توانيد كلاس را به گروههاي كوچك چهار يا پنج نفره تقسيم كنيد و از هر گروه بخواهيد تا سؤالي را مطرح كند و روي تخته بنويسد. چند دقيقه به گروهها فرصت دهيد تا در اين مورد بحث كنند كه مايلند چه سؤالهايي را مطرح سازند. اين كمك خواهد كرد كه مشاركت بچّه‌ها افزايش يابد.

    گاهي بچّه‌ها در بيان سؤالهاي خود، ‌مشكل خواهند داشت. و ممكن است نياز به كمك داشته باشند. در اين صورت بهترين كار آن است كه بپرسيم آيا كس ديگري در كلاس هست كه بتواند به آنها كمك كند. از فرصت استفاده كنيد تا رفتارهاي مبتني بر همكاري را به وجود آوريد، به طوري كه دانش‌آموزان بتوانند به جاي آنكه از طريق آموزش شما ياد بگيرند كه چه بايد بكنند. از همديگر بياموزند، اگر لازم شد كه آنها را مستقيم‌تر كمك كنيد، بكوشيد اين كار را به اين نحو انجام دهيد كه از دانش‌آموز بخواهيد دربارة آنچه مي‌گويد، فكر كند. شما مي‌توانيد اين كار را از طريق سؤال كردن انجام دهيد. بعد از دريافت سؤالهاي دانش‌آموزان، آنها را به بيان ديگري اظهار كنيد و از آنان بپرسيد كه آيا منظورشان را درست فهميده‌اند. از آنها بپرسيد كه آيا اگر سؤال آنها مشكل داريد، آن را مشخص كنيد و بپرسيد كه آيا آنها مي‌توانند شما را كمك كنند تا آن قسمت از سؤال را بفهميد. اگر لازم شد، از دانش‌آموزان بخواهيد تا دربارة سؤال خود بيشتر فكر كنند وبعداً به سراغ آنها بياييد.

    اگر كارها بخوبي پيش رفته باشد، شما اكنون بايد صورتي از سؤالهاي دانش‌آموزان بر روي تخته داشته باشيد كه مي‌تواند به عنوان پايه‌اي براي بحث مورد استفاده قرار گيرد. شما بايد تصميم بگيريد كه از آنجا شروع كنيد. چنين نيست كه همه سؤالها از ديد شما به يك نحو ثمربخش به نظر برسد. يك يا دو سؤال ممكن است به هنگامي كه از كلاس پرسيده شود، علاقة بسيار زيادي ايجاد كند. چنين سؤالهايي اغلب الهام كنندة سؤالهاي به هم پيوسته‌اي هستند، به طوري كه با نگاهي به فهرست سؤالها مي‌توان دريافت كه با دستة متمايزي از سؤالها ارتباط دارند. چنين سؤالها يا دسته‌هايي از سؤالها، نقطة شروع روشني براي بحث است. امّا قواعد عامي در اين مورد وجود ندارد كه از كجا بايد شروع كرد. به عنوان مثال، بعد از چند درس، دانش‌آموزي كه چيزي براي گفتن نداشت، ممكن است براي اوّلين بار، سؤالي را مطرح كند. شما بايد كوشش كنيد كه در صورت امكان، سؤال اين دانش‌آموز را در بحث بگنجانيد. البته بايد در اين مورد داوري كرد. امّا اگر پاية ديگري براي بحث پيش نيايد، بايد با اوّلين سؤال، كار را آغاز كنيد. به علاوه اگر بچّه‌ها به سؤالهايي علاقه داشته باشند، مي‌توانند حتّي در درسهاي بعدي، گاه با آنها سروكار داشته باشند. در پايان درس، از دانش‌آموزان خواهيم پرسيد كه آيا آنها مايلند در كلاس بعدي فلسفه، بحث را  ادامه دهند و سؤالهايي را مطرح كنند كه قبلاً مورد بحث قرار نگرفته است. هر داستاني بايد مطالب كافي براي چند فراهم آورد. بگذاريد علاقة بچّه‌ها ، راهنماي شما باشد.

 

2- هدايت بحث

براي شروع بحث، اغلب اين فكر خوبي است كه از سؤال كننده‌ها بخواهيم سؤال خود را مطرح كنند. آنها ممكن است مايل باشند توضيح دهند كه چرا سؤال مذكور را كردند، يا ممكن است لازم بدانند آنچه را در ذهن داشتند، با تفصيل بيشتري توضيح دهند و در صورتي كه خود به بيان اين مطالب نپرداخته باشند، مي‌توان از آنها خواست كه اين كار را بكنند. ممكن است حتّي در اين مورد پيشنهاداتي داشته باشند كه سؤالهايشان چگونه مي‌تواند پاسخ داده شود. تا اين زمان، مطمئناً بايد بچّه‌هاي بيشتري، براي مشاركت در بحث آماده شده باشند. اجازه دهيد تعدادي از بچه‌ها، يكي پس از ديگري، سخن خود را مطرح كنند، به طوري كه بحثي پا بگيرد. نكاتي وجود دارد كه لازم است شما به محض شروع بحث، آنها را در نظر داشته باشيد. اينها ممكن است مسلتزم مداخلة شما در جريان بحث باشند.

  

آيا آنچه مي‌گويند واضح است؟

دانش‌آموزان ممكن است در بيان نظر خويش، احساس مشكل كنند. آنچه آنها مي‌گويند ممكن است مبهم يا گنگ باشد؛ يا بسادگي ممكن است بسياري از بچّه‌هاي ديگر كلاس، صحبتهاي آنها را نفهمند. براي ديدن علايم نامفهوم بودن مطالب در كلاس، همواره بر برج ديده‌باني در انتظار باشيد. اگر دانش آموزي در بيان، مشكل دارد، ‌از دانش‌آموزان ديگر بخواهيد تا كمك كنند، يا خود بكوشيد آنچه را اين دانش‌آموز مي‌گويد به بياني ديگر اظهار كنيد، ‌و آن گاه بپرسيد كه آيا منظور او را خوب فهميده‌ايد.

 

آيا آنچه مي‌گويند هماهنگ است؟

اجازه ندهيد كه دانش‌آموزان تناقض گويي كنند و مواظب باشيد توجّه آنها را به آن  موضوع جلب نكنيد. اگر در آنچه دانش‌آموزي مي‌گويد تناقض يا ناهماهنگي يافتيد، از او دربارة آن سؤال كنيد:«من اوّل فكر كردم كه شما داشتيد چنين مي‌گفتيد، امّا اكنون به نظر مي‌رسد كه سخن شما از اين قرار است. آيا همين طور است؟» اين را بوضوح نشان دهيد كه شما براي هماهنگي ارزش قايل هستيد. بزودي در خواهيد يافت كه بچه‌ها نيز تصميم مي‌گيرند سازگاري سخنانشان را بالا ببرند.

 

چگونه با عدم توافق مواجه مي‌شوم؟

دانش‌آموزان همچنين ممكن است «با يكديگر» به تناقض درافتند و اين امر اغلب بصراحت، امّا گاهي نيز بدون آنكه متوجه آن شوند رخ مي‌دهد. اگر شما دريافتنيد كه عدم توافقي ضمني وجود دارد، اين را با دانش‌آموزان مطرح كنيد. به آنها بگوييد كه شما فكر مي‌كنيد آنها دربارة امر مورد نظر، در توافق ندارند و ببينيد كه آنها به آن اذعان مي‌كنند. عدم توافقي كه اعلام مي‌شود، جايگاه بسيار مهمي در بحث دارد. اين امر نشانگر مسأ‌له يا مشكلي به صورت زنده و آشكار است، و اين حالتي است كه شما مي‌توانيد از آن استفاده كنيد و بچه‌ها را در جريان گفت‌وگو و عرضة دلايل درگير سازيد.

 

    پشتيباني كردن از آنچه مي‌گوييد از طريق توسّل به دلايل، و ملاحظه كردن دلايلي كه ممكن است در جنبه‌هاي مختلف يك عدم توافق عرضه شود، بخش مهمي از تفاوت ميان درگير شدن در يك پژوهش و صرفاً تبليغ كردن ديدگاه خود را تشكيل مي‌دهد. هنگامي كه عدم توافق در بحث رخ مي‌دهد، معلم بايد از فرصت استفاده كند تا دانش‌آموزان را در جريان دليل آوردن و بررسي و ارزيابي درگير سازد. اغلب اوقات اين مهم نيست كه آيا ديدگاه معيني، درست است يا غلط،‌ اين نيز همواره از اهمّيّت برخوردار نيست كه ما در پي توافق باشيم . قوّت بخشيدن به عادت بررسي كردن آنچه مي‌توان به سود يا بر ضد جنبه‌هاي مختلف يك استدلال گفت،‌ بسيار مهمتر است. از بچه‌هايي كه طرفدار يك ديدگاه هستيد بپرسيد چرا آنها به اين نحو فكر مي‌كنند و آن گاه از كساني كه ديدگاه متضادي دارند بخواهيد كه براي نظر خود دلايلي بياورند. راه ديگر اينكه، از كساني كه ديدگاههاي متفاوت دارند بپرسيد كه چرا آنها با آنچه شخص ديگر گفته است مخالفت مي‌ورزند. اين فكر خوبي است كه بچه ها را ترغيب كنيم كه بگويند «من با آنچه فلاني گفت موافقم، مخالفم چون...» استفاده از اين نوع كلمات كمك مي‌كند كه عمل دليل آوردن، به عملي آگاهانه و از روي قصد تبديل شود.

 

آيا در ساير مواقع نيز طالب دليلند؟

مسلماً درخواست دلايل نبايد به مواجهه با اختلاف نظرها محدود شود، و دانش‌آموزان ادعاهاي مختلفي را مطرح خواهند كرد كه بايد از آنها خواست آنها را توجيه يا تبيين كنند. هرجا مناسب بود، ‌شما نه فقط لازم است از بچّه‌ها بخواهيد تا براي آنچه مي‌گويند دليل بياورند، بلكه همچنين بايد آنها را ترغيب كنيد كه از يكديگر دليل بخواهند. سؤالهايي از اين قبيل را مطرح سازيد:«چرا شما اين را مي‌گوييد؟»«از كجا فهميديد كه حق با شماست؟» «آيا مي‌توانيد براي پاسختان دليلي ذكر كنيد؟» بچه‌هاي كلاس را نيز بر آن داريد كه اين گونه سؤالها را از يكديگر بپرسند. شما همچنين لازم است به بررسي اين بپردازيد كه آيا دليلي كه عرضه شده، دليل «خوبي» برآنچه گفته شده، به شمار مي‌رود . آيا دليل دانش‌آموز، شواهدي مناسب،‌ مثالي پذيرفتني يا اموري از اين نوع  را فراهم مي‌آورد؟ از كلاس بپرسيد،«آيا شما فكر مي‌كنيد كه فلان مطلب، دليل خوبي براي اعتقاد به چنين امري است؟» «اگر كسي مي‌گفت كه اين دليل، دليل خوبي نيست چون ... شما چه پاسخي مي‌داديد؟»

 

آيا معيارهاي مناسب را مورد استفاده قرار مي‌دهيم؟

معيار يكي از انواع دليل است كه افراد مي‌توانند در انجام داوريها به آن توسل جويند و ممكن است براي توجيه داوريهاي خود به آنها رجوع كنند. معيارها اصول ما هستند و ميزانهايي براي طبقه‌بندي وارزشيابي‌اند. به عنوان مثال، نمي‌توان يك منزل را در كتابچة راهنماي شهر به عنوان هتل پنج ستاره طبقه‌بندي كرد مگر اينكه مطابق با ميزانهاي معيني باشد. اين ميزانها معيارهاي كتابچة راهنما براي طبقه‌بندي است. همچنين، اگر من يك سالن غذاخوري را با عنوان عالي توصيف كنم، مي‌توانم به معيارهايي متوّسل شوم (احتمالاً همچون نحوة پذيرايي، فضا، برنامة غذايي، عرضة غذا و تناسب آن با قيمت) كه داوري خود را براساس آنها انجام مي‌دهم. در جايي كه در مورد يك داوري، عدم اطمينان يا عدم توافق وجود دارد، اغلب مناسب خواهد بود كه معيارهاي قابل كاربرد را جويا شويم. اين امور را در مورد پژوهش كلاسي نيز مي‌توان به كار گرفت. از دانش‌آموزان در مورد استفاده از معيارها سؤال كنيد:«چرا (با چه معيارهايي)‌ شما مي‌گوييد كه اين دو بازيگر با هم دوستند؟»«چون به نظر نمي‌رسد كه ما در اين مورد توافق داشته باشيم كه كدام نوع از گياهان براي نگهداري در واحد مسكوني مناسب‌تر است، احتمالاً مي‌توانيم بپرسيم كه براي تشخيص تناسب آنها،‌ به چه نوع چيزهايي (چه معيارهايي) بايد توجه كنيم» بعد از اينكه براي اوّلين بار در مورد معيارها بحث كرديد، ‌بچّه‌ها را با اصطلاح «معيار» آشنا كنيد و در موقعيتهاي بعدي،‌ استفاده از اين واژه را مورد تقويت قرار دهيد. بعد از مدتي نه چندان طولاني، بايد بچه‌ها بتوانند دربارة معيارهايي كه استفاده مي‌كنند از يكديگر سؤال كنند. اين مهم است كه بچه‌ها براي ابزارهاي فكري كه مورد استفاده قرار مي‌دهند نامهايي داشته باشند و معيارها ابزاري براي داوري معتبر است.

 

آيا ما جايگزينها را در نظر مي‌گيريم؟

عدم توافقها همچنين نظراتي را فراهم مي‌آورد كه به آنها ديدگاههاي بديل گفته مي‌شود، اما ديدگاههاي بديل يا متفاوت، به هيچ وجه همواره تناقض آميز نيستند. كندوكاو فلسفي براحتي، ‌طرح نظرگاههاي متفاوت را روا مي‌دارد و بچّه‌ها بزودي در مي‌يابند كه با سؤالهايي سروكار داشته‌اند كه تصور مي‌كردند «پاسخ صحيح» واحدي دارد. پس كلاس فلسفه جايي است كه بچه‌ها در آن ترغيب مي‌شوند كه به احتمالهاي مختلف نظر داشته باشند و در تفكر خود،‌ سعة صدر و انعطاف نشان دهند. اگر بچّه‌ها بر فكر واحدي متمركز شده‌اند يا احتمالهاي جايگزين مورد غفلت قرار گرفته است، ممكن است لازم باشد سؤال كنيد كه آيا كسي مي‌تواند ديدگاه متفاوتي را پيشنهاد كند:«آيا كسي هست كه فكر متفاوتي داشته باشد؟» «به چه نحو ديگري مي‌توانيم به اين مسأله نگاه كنيم؟» «آيا امكان خواهد داشت كه به اين نحو به مسأله نگاه كنيم؟»

 

آيا ما تمايزهاي مناسبي ميان امور قايل مي‌شويم؟

مشكلات اغلب هنگامي رخ مي‌دهند كه ما افكار يا شرايطي را كه به نحو قابل توجهي با هم متفاوتند، مشابه هم در نظر مي‌گيريم، يا هنگامي كه به نحو قابل توجهي به هم شباهت دارند، آنها را متفاوت در نظر مي‌گيريم. مثلاً يك كودك ممكن است دعوت يك بيگانه را براي اينكه به همراه او با ماشين «دوري بزند»، چندان متفاوت نداند با اينكه همراه والدين اين كار را بكند، يا يك سيگاري ممكن است همواره نوع معيني از سيگار را به انواع ديگر ترجيح دهد، در حالي كه توجّه اندكي به جنبه‌هايي (همچون تأثير بر سلامت) نشان مي‌دهد كه همة انواع سيگار،‌ از آن حيث، شباهت بارزي به هم دارند. در بحث كلاسي لازم است شما به اين امر توجّه داشته باشيد كه آيا تمايزهاي بجايي در بحث به عمل مي‌آيد. هنگامي كه مي‌بينيد تمايزهاي مهمي مورد غفلت قرار مي‌گيرد،‌ به بچه‌ها اين فرصت را بدهيد تا با طرح سؤالهاي شما به فكر بپردازند:«آيا شما فكر مي‌كنيد كه اين مورد اساساً مانند آن يكي است؟»‌«اگر اوضاع چنين و چنان بود، آيا تفاوتي حاصل مي‌شد؟» «با فرض اينكه اين چيزها متفاوت هستند، ‌آيا شما مي‌توانيد حالتهايي را در نظر بگيريد كه آنها به نحو قابل توجهي مشابه هم باشند؟»

 

چه مفروضاتي را  در نظر مي‌گيرند؟

مردم اغلب از عرضة استدلال خوب باز مي‌مانند، ‌نه به سبب آنكه مرتكب خطاهاي منطقي مي‌شوند، بلكه به سبب آنكه استدلال آنها مبتني بر مفروضات غلطي است كه آنها از نقادي آن بازمانده‌اند. در چنين مواردي ما غالباً مي‌گوييم كه مردم «به سوي نتايج جست مي‌زنند». لازم است شما در كلاس به اين مسأله توجه داشته باشيد. گاهي صرفاً با پرسيدن از بچه‌ها كه چرا استنباط معيّني كرده‌اند يا باخواستن از آنها كه به كلاس بگويند چگونه به نتايج معيّني دست يافته‌اند‌،‌ مفروضات مبهم يا نادرست مي‌تواند آشكار شود. در ساير موارد، ممكن است لازم باشد كه شما مستقيم تر سؤال كنيد:«آيا شما چنين فرض مي‌گيريد كه ...؟» «آيا اين وابسته به آن نيست كه چنين و چنان چيزي (مفروضات) مطرح است؟» «اگر معلوم شود كه چنين و چنان چيزي صادق نيست، چه حالتي پيش خواهد آمد؟»

 

آيا افراد به دلالتهاي آنچه گفته مي‌شود توجه دارند؟

خطاي مشترك ديگر در استدلال اين است كه افراد،‌ دلالتهاي مهم آنچه را گفته مي‌شود درك نمي‌كنند. آنها از استنباط آنچه يك گزاره به آن دلالت دارد باز مي‌مانند و به همين ميزان، از درك كامل آن قاصر مي‌شوند. در كلاس فلسفه بايد بچه‌ها را ترغيب كرد كه استنباطهاي مناسب بكنند. شما مي‌توانيد با طرح سؤالهايي، آنها را در اين كار كمك كنيد: «فكر مي‌كنيد از آنچه همين الان گفتيد چه نتيجه‌اي به دست مي‌آيد؟» «آيا شما فكر مي‌كنيد كه آنچه فلاني گفت، به چنين و چنان چيزي دلالت دارد؟» «پيامدهاي  انجام اين كار چه خواهد بود؟»

 

آيا به تصحيح نظر خويشتن مي‌پردازيم؟

تصحيح نظر خويشتن جنبة مهمّي از فرآيند پژوهش يا كندوكاو است. بچه‌ها هنگامي درگير تصحيح نظر خود هستند كه مثلاً عبارت سؤالهاي خود را تغيير مي‌دهند يا اذعان مي‌كنند كه تعميمي ناروا كرده‌اند، يا نظر خود را در مورد ديدگاهي كه از آن دفاع مي‌كرده‌اند تغيير مي‌دهند. توجه داشته باشيد كه تلاش بچّه‌ها را براي تصحيح تفكّر خود اعلام كنيد. اعلام عمومي، موجب تشويق و تشجيع آنها در كوشش خود خواهد شد.

آيا نسبت به ديگران ابراز احترام مي‌كنند؟

هر شخصي كه در جريان پژوهش كلاسي شركت دارد، بايد نسبت به افكار و احساسات ديگران حساس باشد. نشانه‌هاي احترام عبارت است از دقيق گوش كردن به آنچه ديگران مي‌گويند، قطع نكردن صحبت آنها، منتظر نوبت خود شدن، و خودداري از تك قطبي كردن گفت وگو. ابراز احترام هنگامي صورت مي‌پذيرد كه افراد انصاف به خرج دهند و بخواهند ديدگاه ديگري را درك كنند. احترام مسلتزم توافق نيست، امّا اين مهم است كه ميان نقد افكار و نقد اشخاص تفاوت قايل شويم. چنانكه در ساير فعاليتهاي كلاسي نيز انتظار مي‌رود، بديهي است كه مسؤوليّت معلّم آن است كه مطمئن شود بچه‌ها به اين ضوابط آگاهي دارند و ببيند كه آيا آنها را در مدّنظر قرار مي‌دهند.

 

آيا ارتباط مطالب را با بحث اصلي حفظ مي‌كنيم؟

اگر شما به بيشتر گفت‌وگوهاي دوستانه گوش بسپارند، درخواهيد يافت كه بحث از موضوعي به موضوع ديگر معطوف مي‌شود بدون آنكه به طور خاص، در جايي عنوان بحث مشخّص شود. بحث كلاسي كه قرار است صورت پژوهشي داشته باشد، با اين نوع گفت‌وگو متفاوت است.

بحث كلاسي،‌ متمركز بر سؤال، فكر، مسأله ، يا مشكلي است و گفت‌وگو در اطراف آن شكل مي‌گيرد. ممكن است همچنان كه بحث پيش مي‌رود، محور بحث تغيير كند. مثلاً ممكن است ما بحث را از اينجا آغاز كنيم كه دوستي چيست و با صرف وقت نسبتاً زيادي براي فهميدن مفهوم اعتماد،‌ آن را به پايان ببريم. امّا كلاس نبايد رشتة بحث را گم كند و هر جا لازم شد، ‌معلم بايد ببيند كه آيا دانش‌آموزان به پيشرفت بحث توجه دارند. هر زمان ممكن بود، از شيوة سؤال كردن استفاده كنيد. اين مستلزم واكنش نشان دادن نسبت به مشاركتهاي فردي است:«آيا شما مي‌توانيد آنچه را هم اكنون گفتيد، به آنچه مشغول بحث دربارة آن بوديم مربوط كنيد؟»‌ «آيا اين در مورد حلّ مشكلي كه ما به بررسي آن مشغوليم كمكي مي‌كند؟»‌ اين امر، شامل طرح سؤالهايي مي‌شود كه يادآور جهت كلّي بحث است يا به نحوي از آن حكايت مي‌كند:«آنچه ما دربارة اعتماد فهميده‌ايم، چه كمكي به حل مسألة ما مي‌كند كه يك دوست چه مشخصاتي دارد؟» اين سؤالها همچنين مي‌تواند به پايان درس و خلاصه بندي ناظر باشد:«نكاتي كه امروز‌ـ جلسة گذشته دربارة آنها بحث كرديم كدامند؟» «آيا مطلبي هست كه امروز آن را فهميده باشي؟»

فهرست 12 نكته‌اي زير را به عنوان راهنماي فشردة اموري كه لازم است فراهم آوريد مورد استفاده قرار دهيد:

 

* طرح سؤال                       * توجّه به ديدگاههاي ديگران

 

* توضيح و بازگويي               * مشخص كردن تفاوتها

 

* هماهنگي بحث               * كشف مشابهتها

 

* آوردن وخواستن دليل         * آگاه بودن از دلالتها

 

*تنظيم معيار و استفاده از آن  * پرداختن به تصحيح نظر خويشتن

 

* بررسي احتمالهاي ديگر  * حفظ ارتباط مطالب به بحث اصلي

 

3- نحوة استفاده از اين كتاب راهنما

طرحهاي بحث وتمرينها در كتاب‌هاي  راهنماي ، براي آن طراحي شده است كه شما و كلاستان را در جريان كندوكاو فلسفي ياري كند. لطفاً قبل از اينكه داستاني را به عنوان درس معرفي كنيد، مطالب مربوط به آن را در كتاب راهنمايش بدقّت مطالعه كنيد. تضميني نيست كه مطالب لازم در رابطه با هر سؤال يا مسأله‌اي كه بچه‌ها ممكن است مطرح كنند، در اين كتاب راهنما آمده باشد، اما از آنجا  كه كتاب‌ها، راهنما، همة افكار و مسايل اصلي مربوط به هر داستان را در بر دارند، احتمالاً ‌شما در يافتن طرح بحث يا تمريني كه متناسب به نيازهاي شما باشد، ‌مشكل چنداني نخواهيد داشت.

    لطفاً توجه داشته باشيد كه هر چند سؤالهاي موجود در اين كتاب راهنما كمك مي‌كند كه بحث درمحور موضوعهاي اصلي جريان يابد، ‌اين مهم است كه شما با سؤالهاي خود بچه‌ها شروع كنيد و اين افكار و مسايل را از خلال سؤالهاي خود آنها بيرون بياوريد. اگر شما اوّل اين كار را انجام بدهيد، آن گاه مي‌توانيد با خاطر آسوده به اين كتاب راهنما توجه كنيد و از آن استفاده نماييد. اصل راهنما اين است كه طرحهاي بحث و تمرينها بايد به اين قصد مورد استفاده قرار گيرد كه بچه‌ها را كمك كند تا در بررسي يك فكر يا مسأله، علايق خويش را پي بگيرند.

    هر چند ممكن است شما تعدادي از طرحهاي بحث و تمرينها را در هر يك از داستانها، ‌به طور كامل مورد استفاده قرار دهيد. مراد از طراحي آنها اين بوده است كه گزينه‌هايي كافي در اختيار شما قرار دهد و شما را در بررسي دست كم، تعدادي از سؤالها و مسايلي كه بچه‌ها ممكن است مطرح كنند ياري نمايد. منظور آن نيست كه شما تلاش كنيد همة آنها را تا پايان به كار بگيريد. من همچنين كوشش كرده‌ام مطالبي را در اين كتاب راهنما بگنجانم كه براي بچه‌ها در سنين مختلف مناسب باشد، هرچند تجربة من نشان داده است كه غالب اين مطالب، ‌بدون توجه به سن كودك، به خوبي قابل استفاده خواهد بود.

    طرحهاي بحث، پايه‌‌‌اي را براي بحثي جامع و متمركز بر موضوع مورد نظر فراهم مي‌آورد. با اولين سؤال در فهرست سؤالها،‌ كار را آغاز كنيد و همچنان كه بحث پيش مي‌رود، سؤالهاي بعدي را پي بگيريد. شما ناگريز نيستيد كه دقيقاً تابع ترتيت سؤالها در طرح بحث باشيد  و همچنين شما ممكن است به مقتضاي حال، سؤالهايي را حذف كنيد. از آنجا كه هر بحثي،‌پويايي معيني دارد و مسير خاصي را پيش پاي مي‌نهد،‌لازم خواهد بود كه شما در هر موردي به داوري بپردازيد.

 

   در پايان بحث، به سؤال يا سؤالهايي كه بر روي تخته نوشته شده و آغاز كار شما از آنجا بوده است،‌ توجه داشته باشيد. از سؤال كننده يا كلاس بپرسيد كه آيا بحث مفيد بوده است، ‌سؤالهاي مختلفي مي‌تواند براي اين منظور مناسب باشد:«آيا ما به نوعي از پاسخ براي اين سؤال دست يافته‌ايم؟» «آيا ما مطلبي را وضوح بيشتري بخشيده‌ايم‌،‌يا فهم خود را از مسايلي كه آن برمي‌انگيزد، تا حدي افزايش داده‌ايم؟»‌ «آيا ما احتمالات يا ديدگاههاي جايگزين متعددي را بررسي كرده‌ايم؟»‌«آيا ما تفاوتهاي بجايي قايل شديم، يا مشابهتهاي مهمي را كشف كرديم؟» «آيا افراد عموماً‌ دلايلي براي جانبداري از ديدگاههايشان مطرح كردند؟»‌«آيا هيچ استنادي به معيارها كرديم؟» «آيا ما به طور كلي بحث را چنان پيش برديم كه مطلب اصلي را حفظ كنيم؟»

    تمرينها نيز مي‌تواند به ساختمند كردن بحث كمك كند. در اغلب موارد، تمرينها شما را ياري مي‌كند كه با خواندن هربند از آنها يكي از شاگردان كلاس را مخاطب قرار دهيد و در هر مورد، پاسخي كوتاه از آنان بخواهيد كه معمولاً بايد با ذكر دليل همراه باشد. هنگامي كه دانش‌آموزي پاسخي كوتاه مي‌دهد، غالباً مفيد است بپرسيد كه آيا ديگران با آنچه گفته شده، ‌موافقند و پيش از پرداختن به بند بعدي در فهرست مورد نظر، هرگونه عدم توافقي را بررسي كنيد.

   مي‌توانيد از تمرينها نسخه‌هايي تهيه كنيد و در كلاس توزيع كنيد تا در درس بعدي، پيوستگي تمرينهاي آن با درس قبل مشخص باشد. اين مي‌تواند به دو صورت انجام شود؛ يا بحثهاي قبلي ادامه مي‌يابد، يا مسايلي از سؤالهاي پيشين كه در جلسة قبل مورد توجه قرار نگرفته مطرح مي‌شود.

 

   من برخي تمرينها را دراين كتاب گنجانده‌ام (كه غالباً با استعمالهاي مختلف يك كلمه سروكار دارد)‌ و فعاليتهاي خاصي را پيشنهاد كردم كه مي‌تواند در بيرون از كلاس فلسفه انجام شود. شما ممكن است گاه اين مسأله را نيز در نظر بگيريد كه آيا تهيه نسخه‌هايي از طرحهاي بحث و تمرينها براي بچه‌ها و بردن آنها به خانه براي بحث، ‌مفيد واقع مي‌شود. اين مي‌تواند تجربة تربيتي جالب توجهي هم براي بچه‌ها وهم والدين باشد.

برگرفته از كتاب داستانهاي فكري1

 راهنماي معلم

 

ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی
قالب وبلاگ