تبليغاتX
کارشناسی ابتدایی شهرستان شهریار
کارشناسی ابتدایی شهرستان شهریار
ضمن تشکر از تمامی همکاران که طراحی آموزشی ارائه نمودند .حداکثر تا سه روز دیگر منتخبین مرحله اول به استعداد دو برابر سهمیه شهرستانی جهت آموزش  بهسازی طراحی آموزشی معرفی خواهند شد.

ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی

 

 

تلاش كنيد كه كلاستان را به مكاني خود ماني بسازيد.چرا كه بخشش با ارزشي از از زندگي تان را در آنجا مي گذاريد.

 

1-     از رنگ هاي قوي و روشن و گرم استفاده كنيد.اگر كلاس به دكوراسيون نياز دارد ولي شما بودجه نداريداز پوسترها ٬ تكه پارچه ها ٬ كاغذ هاي رنگي و ... براي پوشاندن قسمت هاي ناجور ديوار كلاس استفاده كنيد.

2-     براي تنوع در شكل كلاس مي توانيد از كاردانش آموزان استفاده كنيد. اين نمايشگاه  ها  مي توانند جذاب و جالب بوده ٬ايجاد انگيزه كنند و و تمرين آموزشي خوبي باشد.توجه داشته باشيد نام دانش آموزان روي كارهايشان نوشته شود.

 

3-     براي جذاب و صميمي به نظر رسيدن كلاس از گل و گياه استفاده كنيد.

 

4-     دانش آموزان را ملزم كنيد تا تا مسول وسايلي باشند كه استفاده مي كنندو از پراكنده كردن وسايل خوداري نمايند. بهتر است در پايان كلاس ٬ زماني براي مرتب كردن وسايل قبل از ترك كلاس ٬ اختصاص دهيد.

 

5-     سعي كنيد كه پوشه كلاسي   براي تك تك دانش آموزان  در نظر گرفته شود.

 

6-     روي پوشه ها ٬ نام و نام خانوادگي و شماره ي دانش آموزان را با ماژيك بنويسيد .و پوشه ها را به ترتيب شماره در قفسه يا كمد بچينيد.برگه ها و محتويات پوشه كار را به تفكيك دروس و با ذكر هدف ٬ تاريخ و بازخورد مناسب ٬ داخل پوشه  قرار دهید.

 

 

نکاتی چند در رابطه با درس بخوانیم و بنویسیم پایه اول ابتدایی
۱)   مهارت هاي چهارگانه زبان آموزي به طور كامل مورد توجه قرار گيرد ومهارت هاي شفاهي قرباني مهارت هاي كتبي نشود.
۲)    هردو كتاب بخوانيم وبنويسيم مي بايست به طور موازي وبا آهنگي مناسب آموزش داده شوند چون هردو از ارزش آموزشي يكساني برخوردارند.
3)در كتاب بخوانيم مطلقا از نوشت افزار استفاده نمي شود.
۴) دركتاب بخوانيم بخش وصداكشي نداريم بلكه از بخش وصداكشي به عنوان يك ابزار استفاده مي شود.
۵)   بيشتر فعاليت هاي مربوط به يادگيري كليد واژه ها حول محور كلمات هم آغاز وهم پايان است. آب/آرد-دست/توت-شانه/خانه
۶)     هفته اي 3 نگاره تدريس مي شود بنابراين در ماه مهر تمامي نگاره ها مي بايست تدريس شده باشد.
۷)     هدف كلي نگاره ها و نشانه هاي (۱) ونشانه هاي (۲)به ترتيب واج آموزي واژه آموزي وجمله آموزي است.
۸)     هدف كلي كتاب خواني وروان خواني به ترتيب گسترش واژگان و متن خواني (تسلط بر خواندن)است.
۹)     تصاوير پايين نگاره ها كليد واژه  هستند كه به هيچ عنوان با هدف كلمه خواني از آنها استفاده نمي شود.
۱۰)   اجراي هر نگاره از نظر زماني قابل تفكيك نيست بنا به صلاح ديد معلم ومتناسب با موقعيت كلاس براي رفع خستگي وتنوع مي توان شعر نمايش ويا بازي را اجرا كرد.
۱۱)   از كارت هاي تصويري در پايان هر نگاره استفاده مي شود وهدف از آن تصوير خواني وآشنايي با كليد واژه مي باشد. در ضمن تصوير برداري ذهني از شكل خطي كليد واژه ها يكي ديگر از اهداف مهم نگاره هاست.
۱۲) در استفاده از كليد واژه ها و نيز رو خواني متن انتزاعي در مرحله اول رعايت راست وچپ و بالا وپايين الزامي است ولي در مراحل بعد رعايت اين مورد ضرورتي ندارد.
۱۳)   به طور كلي از ابتداي بخش ۲ آموزش نشانه هاي ۱تا آخر هدف يادگيري شكل نوشتاري كلمات(املا) نيست بلكه هدف اصلي اين درس ها خواندن كلمات ومتن انتزاعي است.
۱۴) از صفحه ۵۲ بخوانيم به بعد هر دو روز يك نشانه يعني هر هفته ۳ نشانه تدريس مي شود.
۱۵) در هنگام نوشتن زير نويس ها در كتاب بنويسيم دانش آموزان بخوانند و سپس بنويسند چون خواندن مقدمه و پيش نياز نوشتن است.
۱۶)  چون كتاب بخوانيم وبنويسيم داراي دو نوع خط نسخ ونستعليق مي باشد بنابر اين در جايي كه دانش آموز فعاليت نوشتاري انجام مي دهد از خط نستعليق تحريري استفاده مي كند اما در فعاليت شفاهي خواندن خط نسخ ملاك خواهد بود.
۱۷) املاي رسمي دانش آموزان از صفحه ۴۲ بنويسيم كه جمله بندي كامل است شروع مي شود يعني از درس ۳.قبل از اين كار مي توان كلمات جداجدا كه قبلا آموزش داده شد به دانش آموزان ياد داد.
۱۸)   با توجه به اينكه خود كتاب به قدر كافي گنجينه لغات دارد لذا نياز به گفتن املااز كلمات خارج از كتاب نيست در ضمن تا آنجا كه امكان دارد از املاخود ساخته توسط معلم اكيدا خودداري گردد.
۱۹) از صفحه ۵۶ جمله نويسي به صورت رسمي آموزش داده مي شود.
۲۰)از صفحه ۸۴ به بعد بهتر است اسم حروف رانيز به دانش آموزان آموزش دهيم.
۲۱)    در بخش روان خواني هدف تقويت مهارت خواندن وپي بردن به معنا ومفهوم آن مي باشد لذا از اين قسمت نبايد دانش آموز چيزي بنويسد چون خط آن نسخ است.
۲۲)  در نوشتن نشانه ابتدا معلم بايد با گچ خوب روي تخته بنويسد سپس چند تن ديگر از دانش آموزان روي تخته بنويسند وتمرين كنند آنگاه از روي كتاب بنويسيم نسخه برداري تقليد وتمرين كنند.
۲۳)   تشديد سمعي است يعني گوش ما صدايي را دو بار مي شنود وما يكي را به حرف تبديل مي كنيم وبه جاي صداي ديگر نشانه تشديد روي آن مي گذاريم.در ضمن در درس تشديد دانش آموز حرف يا صداي جديدي را ياد نمي گيرد بلكه با ويژگي يك علامت آشنا مي شود .
۲۴)  تصاوير نشانه هاي(۲)بيان كننده مطلب درس هستند لذا استفاده مؤثر از آن ها در انتقال مفهوم مورد توصيه مي باشد.
۲۵)   در بخش ۳ نشانه هاي (۲) بهتر است از شيوه داستان گويي استفاده شود وسعي شود از خود بچه ها در ارائه داستان كمك گرفته شود.
۲۶)  در حين داستان گويي مي توان از كارت كليد واژه هاي نشانه هاي (۲)استفاده كرد و همزمان كلمات كليدي را روي تابلو نوشت ونشانه مربوطه را به رنگ قرمز مشخص كرد.
۲۷)   هدف از نوشتن به صورت خط تحريري در كتاب بنويسيم خوشنويسي نيست بلكه درست وخوانا نويسي از اهداف به كار گيري خط نستعليق است.
۲۸)     دلايل توالي واج ها ريشه در اولا بسامدثانيا شكل وثالثا تعداد حروف ونشانه ها دارد. بسامد:مقدار تكرار يك پديده را مي گويند وچون حرف آدر كلماتي كه اول آتها باآشروع مي شود ومورد استفاده زياد دانش آموزان است لذا نشانه (آ)در ابتداي كتاب آمده است.

 

ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی
ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی
ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی
((اَللّهُمَّ مُتَعالىَ الْمَكانِ عَظِيمَ الْجَبَرُوتِ شَدِيدَ الِْمحالِ عَنِّى غَنِىُّ
عَنِ الْخَلائِقِ عَرِيضُ الْكِبْرِياءِ قادِرٌ عَلى ما تَشاءُ
قَرِيبٌ الرَّحْمَةِ صادِقُ الْوَعْدِ سابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاءِ
قَرِيبٌ اِذا دُعيتَ مُحِيطٌ بِما خَلَقْتَ
قابِلُ التَّوْبَةِ لِمَنْ تابَ اِلَيْكَ قادِرٌ على ما اَرَدْتَ
تُدْرِكُ ما طَلَبْتَ شَكُورٌ اِذا شُكرْتَ ذَكُورٌ اِذا ذُكِرْتَ
اَدْعُوكَ مُحْتاجاً وَاَرْغَبُ اِلَيْكَ فَقِيراً وَاَفْزعُ اِلَيْكَ
خائِفاً وَاَبْكِى مَكْرُوباً وَاَسْتَعِينُ بِكَ ضَعِيفاً
وَاَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ كافِياً اَللّهُمَّ احْكُمْ بَيْنَنا وَبَيْنَ قَومنا
فَاِنَّهُمْ غَرُّونا وَخَذَلُونا وَغَدَرُوا بِنا وَقَتَلُونا
وَنَحْنُ عِتْرَةُ نَبِيِّكَ وَوُلْدُ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ صلى اللّه عليه و آله الَّذِى اصْطَفَيْتَهُ
بِالرِّسالَةِ وَاءتْمَنْتَهُ الْوَحْىِ عَلَى
فَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا فَرَجاً وَمَخْرَجاً يا اَرْحَمَ الراحِمينَ.
...صَبْراً عَلى قَضائِكَ يا رَبِّ لا اِلهَ سِواكَ
يا غِياثَالْمُسْتَغيثين مالِى رَبُّ سِواكَ وَلا مَعْبُودٌ غَيْركَ
صَبْراً عَلى حُكْمِكَ يا غِياثَ مَنْ لا غِياثَ لَهُ
يا دائِماً لا نَفادَ لَهُ يا مُحْيِى الْمَوتى
يا قائِماً عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ اُحْكُمْ بَيْنى وَبَيْنَهُمْ
وَاَنْتَ خَيْرُالْحاكِمينَ)).
ترجمه و توضيح :
بنابه نقل شيخ الطائفه ، شيخ طوسى در مصباح المتهجد و مرحوم سيدبن طاووس در اقبال ، حسين بن على عليهما السلام در آخرين دقايق زندگيش ‍ چشمها راباز كرد و به سوى آسمان متوجه گرديد و براى آخرين بار با پروردگار خويش ، پروردگار عالميان چنين مناجات و راز و نياز نمود(271):
((اى خدايى كه مقامت بس بلند، غضبت شديد، نيرويت بالاتر از هر نيرو، تو كه از مخلوقات خويش مستغنى هستى و در كبريا و عظمت فراگير، به آنچه بخواهى توانا، رحمتت به بندگانت نزديك ، وعده ات صادق ، نعمتت شامل ، امتحانت زيبا، به بندگانت كه تو را بخوانند نزديك هستى و بر آنچه آفريده اى احاطه دارى و هركس كه از در توبه درآيد پذيرايى ، آنچه را كه اراده كنى توانايى ، آنچه را كه بخواهى درك توانى كرد، كسى را كه شكرگزار تو باشد شكرگزارى ، ياد كننده ات را يادآورى ، من تو را خوانم كه نيازمند تواءم و به سوى تو روى آرم كه درمانده تواءم ، ترسان به پيشگاهت فزع مى كنم ، غمگين دربرابرت مى گريم ، از تو مدد مى طلبم كه ناتوانم ، خود را به تو وامى گذارم كه بسنده اى ، خدايا! در ميان ما و قوم ما داورى كن كه آنان از راه مكر و حيله وارد شدند و دست از يارى ما برداشتند وما را كه فرزندان پيامبر و حبيب تو محمد صلّى اللّه عليه و آله هستيم به قتل رسانيدند، پيامبرى كه به رسالت خويش انتخاب نموده وامين و حيش قرار داده اى ، اى خدا! اى مهربانترين ! در حوادث ، بر ما گشايش و در پيشامدها، برما خلاصى عنايت كن )).
امام عليه السلام مناجات خويش را با اين جملات به پايان رسانيد:
((در مقابل قضا و قدر تو شكيبا هستم اى پروردگارى كه بجز تو خدايى نيست . اى فريادرس دادخواهان كه مرا جز تو پروردگارى و معبودى نيست . برحكم و تقدير تو صابر و شكيبا هستم . اى فريادرس آنكه فريادرسى ندارد، اى هميشه زنده اى كه پايان ندارد. اى زنده كننده مردگان . اى خدايى كه هركسى را با اعمالش مى سنجى ، در ميان من و اين مردم حكم كن كه تو بهترين حكم كنندگانى )).
و آنگاه كه صورت به خاك مى گذاشت ، گفت :((بِسْمِاللّه وَبِاللّه وَفِى سَبيلِاللّه وَعَلى مِلَّةِ رَسُولِاللّه ))
(272)
.))
ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی
امروز در آستانه تاسوعای حسینی دانش آموزان مدارس ابتدایی شهریار در راستای هدف امام حسین (ع)که احیای  کرامت انسانی است در شهر عزاداری کردند واز مظلومان غزه حمایت نمودند این دانش آموزان در قالب طرح کرامت بامفاهیمی همچون دفاع از حق مظلوم وحق گویی آشنا می شوند. 
ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی

مقدمه

امروزه با پیشرفت علم و تکنولوژی تغییرات اساسی را می توانم در آموزش و پرورش مشاهده کرد و شاید یکی از اهدافی که در این راستا اهمیت بیشتری یافته است " یادگیری برای زندگی کردن " باشد. با این بیان کار گروهی به دلایل شرایط منحصر به فرد آن و فواید زیادی که در پی دارد امروزه مورد تاکید است. به طوری که امروزه در آموزش کلاسی هم الگوی " آموزش در گروه های کوچک "  مطرح و در حال رشد است . روش های تدریسی که برپایه ی این الگو طرح ریزی شده اند با عنوان روش های مشارکتی وهمیاری معرفی می شوند.

در الگوی معرفی شده روابط معلم و شاگرد از حالت خشک و سنتی خارج می شود وصمیمیت توام با احترام جایگزین آن می شود. معلم دیگر انتقال دهنده ی دانش نیست و دانش آموزان با راهنمایی معلم، خود مسئولیت یادگیری را بر عهده دارند و دانش خود را می سازند.در این الگو یادگیری علم در کنار کسب مهارت های اجتماعی مطرح می شود و یادگیری با تمام فرایند آن مورد توجه است و دانش آموزان در کنار یادگیری علم راه های تولید علم را نیز فرا می گیرند.

در این تحقیق سعی بر آن است تا در کنار تبیین ضرورت و اهمیت الگوی آموزش گروهی چند مورد از روش های تدریس برای آموزش گروهی معرفی و مورد بحث قرار گیرد.البته تعداد  روش های تدریس مشارکتی امروزه زیاد است و معرفی کامل آن ها امکان پذیر نیست و در اینجا چند مورد از روش هایی که کاربرد بیشتری دارند ، مورد بحث قرار می گیرند.

در این تحقیق هفت روش  تدریس معرفی شده است و در کنار ذکر اصول و قواعد هر کدام پیشنهاد هایی برای افزایش اثر بخشی آن ها در کلاس درس شده است . و این نکته هم قابل تاکید است که هر کدام از روش های معرفی شده دارای فواید و محدودیت هایی هستند و کاربرد آن ها بسته به امکانات کلاس و تشخیص  معلم است. امید است تا با بکارگیری صحیح این روش های تدریس یادگیری را برای دانش آموزان خود شیرین کنیم.

اهمیت و ضرورت آموزش به شیوه ی گروهی

یکی از الگوهایی که امروزه توجه محققان علم تربیتی را به خود  جلب کرده است الگوی " آموزش گروهی " است. این الگو با نام Team teaching   معرفی می شود. که البته در منابع مختلف دو معنی تقریبا متفاوت برای این مفهوم  ذکر شده است :

1- آموزش توسط یک معلم برای گروه های دانش آموزان که به روش های مشارکتی و همیاری مشهور است.

2- آموزش توسط گروهی از معلمان که با هم  وظیفه ی برنامه ریزی و راهنمایی و ارائه ی فعالیت ها را برای گروه های فراگیران بر عهده دارند.( Goetz .2000 )

در این جا ابتدا به ضرورت و اهمیت روش های تدریس همیاری و مشارکتی می پردازیم و سپس در بیانی کوتاه تعریف دوم را توضیح می دهیم .در دنیای نو با مطرح شدن بحران هایی مانند " وارونگی روابط معلم و شاگرد "  و پدیده ی " آموزش های نا همسان " روش های همیاری بهترین راه حل برای کاهش اثرات بحران معرفی می شود.

در تدریس به روش همیاری و مشارکتی دانش آموزان علاوه بر فراگیری علم به تمرین مهارت های اجتماعی نیز می پردازند.آن ها یاد می گیرند تا خوب گوش دهند ، به دیگران احترام بگذارند، چگونه با نظرات مخالف برخورد کنند،چگونه اظهار نظر کنند و...

عامل مهم دیگر در بکارگیری این روش ها بهره بردن از نوعی انرژی به نام " سینرژی " یا هم افزایی است که در کار گروهی حاصل می شود و می تواند بازده یادگیری را بالا ببرد.  ( قورچیان، 1379). از دیگر فواید این الگوی تدریس می توان به افزایش عزت نفس شاگردان نسبت به معلم و درس اشاره کرد . مقایساتی که در بین کلاس هایی با جو رقابتی و کلاس های مشارکتی انجام شده است نشان دهنده ی آن است که در کلاس های مدل دوم در کنار کاهش اضطراب ناشی از رقابت به بهبود نگرش دانش آموزان نسبت به هم کلاسی های خود کمک می شود و دانش آموزان مسئولیت های خود در

قبال درس و معلم را با انگیزش درونی می پذیرند.( پارسونز، 1964/ اسد زاده و اسکندری، 1385) البته باید توجه داشت که هر گروه و فعالیت در آن را نمی توان کار گروهی به شمار آورد به قول دکتر پارسونز (پارسونز، 1964/ اسد زاده و اسکندری، 1385، 429) : " یادگیری مشارکتی یا فراهم کردن پشتیبانی و مشارکت گروهی چیزی بیش از گروه بندی صرف دانش آموزان  و گرد هم آوردن فیزیکی آن هاست ."  پس برای داشتن یک فعالیت گروهی موفق باید در انتخاب گروه ها ، تعداد اعضای هر گروه ، نحوه ی تقسیم وظایف و... توجه کرد.

آموزش گروهی در معنای دوم همان طور که بیان شد به گروهی از معلمان اطلاق می شود که باهم وظیفه ی تمام فعالیت های تدریس را بر عهده دارند . این تعریف از آموزش گروهی با عنوان "Teaming for teaching  "  شناخته می شود . این نوع آموزش خود به دو شیوه انجام می گیرد:

الف - در این روش دو یا چند معلم در یک کلاس و یک زمان فعالیت های یاد دهی – یادگیری را برای یک گروه از دانش آموزان انجام می دهند.

ب – در روش دوم گروه های دانش آموزان برای فعالیت ها یکسانند ولی مکان و زمان آموزش هر معلم متفاوت است . با این توضیحات به معرفی چند مورد از روش های تدریس مشارکتی می پردازیم:

         1- روش تدریس " بحث گروهی[1][1]:

این روش با نام های مختلفی مثل روش کنفرانس2 و روش مباحثه مطرح می شود و از قدیمی ترین روش های تدریس موجود است . با ذکر چند تعریف از این روش بحث را آغاز می کنیم : دکتر احدیان ( احدیان و آقازاده ، 1378، 63) بر این عقیده است که : " بحث گروهی فعالیتی یادگیرنده محور3 است . ایده ها و تجارب  یادگیرندگان در فرایند بحث  عرضه می شود و به این ترتیب بر مشارکت و چالش افزوده می شود." و همچنین دکتر حسن شعبانی (شعبانی،1379، 273) عنوان  می کند که: " روش بحث گروهی روشی سنجیده و منظم در باره ی موضوعی خاص است که مورد علاقه ی شاگردان است."

با تعاریف بالا می توان فعالیت هایی را برای دو رکن اساسی ( معلم ، شاگرد و) بیان کرد: 

1-  در این روش تدریس معلم به عنوان راهنما مطرح است و سه وظیفه ی عمده بر عهده دارد : الف- برنامه ریزی:  معلم بر اساس معیارهای موجود مانند علاقه ی شاگردان، قابل بحث بودن موضوع ، تجارب قبلی فراگیران و... موضوع بحث را انتخاب می کند و آن را به صورت اهداف روشن در اختیار دانش آموزان قرار می دهد.

ب- اداره و اجرا : این مرحله تمام فعالیت هایی را که در حین انجام بحث بر عهده ی معلم است را شامل می شود که از مهمترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

-  ایجاد جو مناسب برای امنیت روانی شاگردان ، کنترل بحث و جلوگیری از انحراف آن ، انتخاب رهبر برای گروه های دانش آموزان و....

ج- نتیجه گیری : این مرحله هم شامل خلاصه ی بحث و تاکید  یافته های مهم بحث در پایان است.

البته علاوه بر معلم که رهبری کل بحث را بر عهده دارد هر گروه می تواند رهبر جداگانه ای داشته باشد و رهبر هر گروه می تواند  به طور مستقیم از طرف معلم انتخاب شود یا در حین بحث به طور ناخودآگاه  انتخاب و در بین اعضا به طور متناوب تعویض شود که البته روش دوم پسندیده تر          است. (احدیان و آقا زاده ، 1379)

2- گروه فراگیران که در مرکز فعالیت ها قرار دارند و مهمترین وظایف آنها عبارتند از:

آمادگی و کسب اطلاعات و دانش پایه قبل از انجام بحث، شرکت فعال در بحث و خلاصه برداری و...

این روش تدریس در کلاس هایی با تعداد6 تا 20 نفر قابل اجراست اما بهترین تعداد برای گروه ها 5 نفر است. ( گالن سیلور ،1980/ خویی نژاد،1372)

روش تدریس مباحثه گر چه از نظر کمیت یادگیری مورد سوال است ولی کیفیت یادگیری در آن دلیل قانع کننده ای برای استفاده از آن است چون در این روش تدریس درک و فهم شاگردان درگیری مستقیم با موضوع دارد و عوامل خارجی مثل معلم و کتاب کمتر در یادگیری نقش دارد.

2-  روش تدریس تفحص گروه[2][2](پژوهش گروهی) :

" پژوهش گروهی عبارت است از فعالیت دسته جمعی دانش آموزان و اغلب در گروه های کوچک که به منظور انجام دادن امر مطالعه سازماندهی می شود." (یغما، 1378، 43)

از بنیانگذاران این روش تدریس می توان به جان دیویی و هربرت ثلن[3][3] اشاره کرد. دیویی اشاره دارد که در کشوری که اصول دموکراسی حاکم است روش های تدریس نیز باید بر طبق اصول کار گروهی باشد .پس در این روش بر کار گروهی تاکید زیادی است و در آن بیشتر به گروه های خود سالار در کنار شیوه های مردم سالار و روش های علمی اهمیت داده شده است .

در این روش آموزش مهارت های اجتماعی در کنار زمینه های علمی مطرح می شود یعنی در کنار بعد کاوشگری به بعد معرفت اجتماعی پرداخته می شود. ( کمالی خمسه، 1381)

مراحل روش تدریس پژوهش گروهی عبارتند از :

الف - ایجاد موقعیت مبهم : این مرحله شاید مهم ترین مرحله ی روش تدریس مذکور باشد و طرح آن می تواند توسط معلم و برنامه ریزی قبلی یا توسط کنجکاوی خود دانش آموزان باشد.

ب- کشف واکنش : در این مرحله دانش آموزان با راهنمایی معلم کنش های خود را برای سازگاری با موقعیت مبهم طرح شده و واکنش به آن سازمان می دهند .

ج- فرمول بندی و سازمان دهی : در این مرحله هم اطلاعات پیش زمینه سازماندهی می شوند و با توجه به موقعیت مطرح شده مسئله ای ترتیب داده می شود.

د- مطالعه ی مستقل و گروهی : معلم منابع را معرفی می کند و دانش آموزان ابتدا به صورت انفرادی مطالعه می کنند و نتایج را در گروه ارائه می دهند.

ه- مرحله ی تجزیه و تحلیل : در این مرحله دانش آموزان فرایند پژوهش خود را ارزیابی     می کنند و بر حسب مطالعات خود مسئله ی طرح شده را جواب می دهند.

ی- از سرگیری فعالیت های دیگر برای تعمیق یادگیری و استفاده از یافته های پژوهش.

معلم باید قبل از انجام این روش شیوه ی صحیح گزارش نویسی را به دانش آموزان یاد دهد.

3-  روش استاد شاگردی  :[4][4]

این روش برگرفته از روش سنتی مکتب خانه ای است که با ایجاد نو آوری هایی در آن در کلاس های امروزی مورد استفاده قرار می گیرد. در این الگو همیاری بین دانش آموزان برای یادگیری اهمیت زیادی دارد . در این روش معلم تعدادی از دانش آموزان قوی را انتخاب می کند و موضوع تدریس را برای آن ها آموزش می دهد و در مرحله ی بعد این دانش آموزان هر یک وظیفه ی آموزش موضوع مورد نظر را برای یک گروه از هم کلاسی های خود بر عهده می گیرد.

مزیت این روش از آن لحاظ است که فاصله ی ارتباطی بین دانش آموزان با گروه های فراگیران به مراتب کمتر از فاصله ی بین دانش آموزان با معلم است و به قول معروف زبان هم را بهتر می فهمند.که این امر یادگیری را برای دانش آموزان آسان تر می کند.

برای این روش چهار مرحله پیش بینی شده که عبارتند از:

1- مرحله ی آمادگی : این مرحله شامل آماده کردن درس و رسانه های لازم توسط معلم است.

2- مرحله ی ارائه: معلم موضوع درس را در این مرحله برای دانش آموزان انتخابی توضیح     می دهد و آن ها را با کارکرد رسانه ها آشنا می کند.

3- مرحله ی کاربرد : در این مرحله دانش آموزان تدریس ها را در گروه های همکلاسی های خود اجرا می کنند.

4-  مرحله ی ارزشیابی : این مرحله شامل دو زیر مرحله است :

 الف ) در این مرحله دانش آموزان گروه های خود را ارزیابی می کنند.

ب) در این مرحله یادگیری تمام دانش آموزان توسط معلم ارزیابی می شود. در این مرحله معلم سعی می کند تا آموخته های غلط را اصلاح کندو یادگیری را عمق دهد.

4- روش تدریس بدیهه پردازی[5][5] :

یکی از روش های نوین تدریس است که تاکید زیادی بر پرورش خلاقیت در گروه دارد .گوردون از بنیان گذاران این روش است که با طرح نظریات جدید در مورد خلاقیت اعتقادات سنتی در مورد آن را شکست. او بر خلاف قدما که خلاقیت را یک امر کاملا ذاتی می دانستند، آن  را قابل یاد دادن و یاد گرفتن معرفی کرد .او همچنین عنوان داشت که فعالیت های گروهی از بهترین راه های پرورش خلاقیت است .( گالن سیلور، 1980/ خویی نژاد ،1372)

این روش تدریس دارای 6 مرحله است که عبارتند از( احدیان،1378):

1- شناخت شرایط موجود : در این مرحله دانش آموزان به توصیف دیده های خود می پردازند و موقعیت مورد نظر برای آن ها  به طور کامل واضح می شود.

2- قیاس مستقیم: در این مرحله دانش آموزان تصورات خود را رد مورد یک پدیده مطرح می کنند و آن را با یک پدیده یا مفهوم دیگر مقایسه می کنند.( مانند مقایسه ی جامعه با ماشین)

پس از ارائه ی قیاس ها یکی از آن ها توسط گروه ها انتخاب می شود.

3- قیاس شخصی: در این مرحله دانش آموز خود را به جای آن مفهوم یا چیز قرار می دهد و احساسات خود را بیان می کند و اغلب این کار با جان بخشی به اشیاء صورت می گیرد. البته این قیاس با توجه به قیاس مستقیم انتخاب شده در مرحله ی قبل صورت می گیرد.

4- تعارض فشرده : در این مرحله دانش آموزان از قیاس های شخصی و مستقیمی بهره می برند که در آن از مفاهیم متضاد بهره گرفته شده است.( مرگ و زندگی برای او معنی دارد.)

بنا به اعتقاد گوردون (معتمدی و احمدی، 1385، 28) : " تعارض فشرده بهترین کمک به                                                       وسعت دادن بینش فراگیران و انعطاف ذهنی آن ها را بالا می برد." 

5- در این مرحله با توجه به مراحل قبلی قیاس مستقیم دیگری انجام می شود.

6- دانش آموزان در این مرحله با راهنمایی معلم به مفهوم مورد نظر بر می گردند و با توجه به قیاس های انجام شده به ارزیابی مفهوم می پردازند و اغلب در این مرحله دانش آموزان در مورد موضوع درس به نوشتن انشا می پردازند.

توجه به دو نکته ی زیر برای اثر بخشی این روش تدریس ضروری است:

-  معلم نباید آفرینش ها و قیاس های شاگردان را تحت تاثیر قرار دهد و دادن آزادی می تواند خلاقیت را بالا ببرد.

-  اجرای این روش تدریس بسته به  داشتن توانایی  های خاصی در دانش آموزان است و معلم قبل از انتخاب این روش باید به رشد ذهنی دانش آموزان خود توجه کند.

5- روش تدریس " کارایی تیم " :

یکی از روش های نوین تدریس به شیوه ی همیاری است که امروزه با توجه به اثرات مثبت آن تاکید زیادی بر آن است.این روش دارای ده مرحله است که عبارتند از(احمدوند،1382):

1- سازمان دهی اهداف آموزشی توسط معلم  و بیان واضح آن ها برای دانش آموزان

2- ارزشیابی دانش آموزان برای ارزیابی هدف های رفتاری ورودی( ارزشیابی آغازین)

3-  ارائه ی محتوای درس توسط معلم برای دانش آموزان

4- در این مرحله دانش آموزان محتوای ارائه شده را به صورت انفرادی مطالعه می کنند.

5- معلم سوالاتی را در  مورد محتوای ارائه شده از دانش آموزان می کند و آن ها به صورت انفرادی به سوالات پاسخ می دهند .

6- معلم گروه ها را به صورت متجانس ( پراکندگی افراد قوی و ضعیف در گروه ها ) تشکیل می دهد و اعضای گروه بر روی جواب ها بحث می کنند و جواب های مشترکی می یابند.

7- معلم پاسخ صحیح سوالات را ارائه می دهد و دانش آموزان جواب های خود را تصحیح می کنند و جواب های مشترک نیز توسط سر گروه تصحیح می شود.

8- معلم نمرات گروه ها را در جدول ثبت نمرات نوشته و تفسیر می کند.  این جدول حاوی پنج نمره برای هر گروه است :  کمترین نمره ی  اعضای گروه ، بیشترین نمره ی اعضای گروه ،  نمره ی معدل اعضای گروه، نمره ی مشترک اعضای گروه و نمره ی " موثر بودن یادگیری " ( نمره ی موثر بودن یادگیری= نمره ی معدل – نمره ی ورقه ی مشترک) . اگر نمره ی موثر بودن یادگیری مثبت باشد نشان دهنده ی آن است که کار گروهی دانش آموزان موثر تر از کار های فردی آن ها بوده است و اگر این نمره منفی باشد یعنی دانش آموزان در کار های فردی خود موفق تر از کارهای گروهی بوده اند و باید توجه داشت که انتخاب گروه ها به صورت متجانس در نمره ی موثر بودن یادگیری گروه ها تاثیر زیادی دارد. در انتهای این مرحله گروه هر بر حسب نمره ی موثر بودن یادگیری طبقه بندی می شوند.(احمدوند،1382)

9- معلم گروه ها را منحل می کند و برای ارزیابی فردی دانش آموزان سوالاتی را ارائه می دهد .

10-    معلم بازخورد کلی را به فعالیت های فردی و گروهی دانش آموزان ارائه می دهد.

 

6- روش تدریس " حل مساله [6][6]":  

این روش یکی از روش های مشارکتی در تدریس است که  کاربرد زیادی دارد .گرچه برخی این روش تدریس را بیشتر با الگوی انفرادی سازگار دانسته اند  ولی تجربه نشان می دهد که کاربرد این روش به صورت گروهی موثر تر از الگوی انفرادی آن است.( پارسونز،1964/  اسد زاده و اسکندری،1385)

در تعریف روش حل مساله چنین آورده اند( صفوی،1382، 79) : " حل مساله فرآیندی است برای کشف، توالی و ترتیب راه هایی که به یک هدف یا یک راه حل منتهی می شوند." پس باید توجه داشت که در فرایند حل مساله فقط جواب اهمیت ندارد بلکه فرایند رسیدن به آن نیز مورد توجه است.

  در این روش تدریس به دو مورد باید توجه زیاد شود:

       الف) تجارب قبلی دانش آموزان و ایجاد شرایطی برای فراخوان آنها .

      ب) رسیدن به راه حلی که قبلا برای فرد ناشناخته بوده است.

در مورد مراحل روش حل مساله دو نظریه ی مهم وجود دارد که با ذکر آن ها مساله را روشن تر می کنیم:  الف-  نظریه و دید گاه جان دیویی : دیویی پنج مرحله را برای حل مساله معرفی می کند        (صفوی،1382، 81) : 1-  مشخص کردن مساله 2- حدس زدن و یا مشخص کردن علل مسئله 3- در نظر گرفتن تمام راه حل های ممکن 4- انتخاب بهترین راه حل با توجه به موقعیت مساله 5 – اجرای راه حل انتخابی و نتیجه گیری.

ب) مدل جورج پولیا : پولیا 4 مرحله ی اساسی برای حل مساله در نظر می گیرد
   ( داودی،1382،34) : 1- مرحله ی درک و فهم مساله : در این مرحله داده ها و خواسته های مساله و رابطه ی بین آن ها مورد بررسی قرار می گیرد.

2- مرحله ی طرح ریزی که شامل انتخاب راهبرد ها و استراتژیهای ممکن است .

3- حل مساله با استفاده از راهبردهای انتخابی

4- نگاه به عقب : این مرحله ماهیت فرا شناختی دارد و در آن به بررسی مراحل طی شده برای حل مساله می پردازیم.

با توجه به نکات ذکر شده در مورد حل مساله مراحل روش تدریس حل مساله به صورت زیر است: 1- طرح یا بازنمایی مشکل: این مرحله شروع تدریس است و توجه به علایق و دانسته های  قبلی شاگردان در آن ضروری است.

2- جمع آوری اطلاعات: شاگردان پس از فهم مساله به جمع آوری اطلاعات در مورد آن از منابع مختلف می پردازند.

3-  فرضیه سازی و ارائه ی راه حل های احتمالی

4-  آزمایش و تایید و یا رد فرضیات

در این روش تدریس کلاس از حالت خشک و سنتی خارج می شود و روابط معلم و شاگردان و روابط شاگردان با هم در گروه ها با صمیمیت توام احترام همراه می شود. و البته توجه به نکات زیر می تواند اثر بخشی روش تدریس ذکر شده را بالا ببرد:

   -  معلم قبل از ارائه ی مسئله باید روی آن کار کند و بار علمی آن را افزایش دهد.

  - ثبت مراحل توسط دانش آموزان در حین فعالیت اهمیت زیادی دارد.

-  معلم  می تواند در گروه های شاگردان مشارکت در کنار آن ها فعالیت کند.

-  اجرای قاعده ی " پرسش در برابر پرسش " توسط معلمان می تواند بسیار موثر باشد.

در انتها باید توجه داشت که: " حل مساله باید بخشی از کار روزانه ی دانش آموزان باشد و در هر جلسه حداقل یک زمان 10دقیقه ای را به بحث و حل مسایل به صورت گروهی اختصاص دهید." ( رحمانی ، 1383، 62)

 7- روش تدریس " بارش مغزی[7][7]":

یکی از جدید ترین روش های تدریس مشارکتی است که به دلایل شرایط و فواید منحصر به فرد آن نه تنها در مدارس بلکه در جلسات مدیریتی نهاد ها نیز استفاده از آن متداول شده است.این روش توسط الکس اسبورن ( سال 1998م) برا ی حل مشکلات مدیریتی معرفی شد و امروزه از آن به عنوان یک روش تدریس کلاسی نیز یاد می شود. در تعریف این روش چنین آمده است( اسلامیه، 1384،1):    " تکنیک برگزاری یک کنفرانس که در آن سعی گروه بر این است تا راه حل مشخصی را بیابند، در این روش نظرات در جمع بندی بدون کم و کاستی مورد استفاده قرار می گیرند. " پس در این روش دو اصل به عنوان پایه مطرح می شوند: 1- تنوع نظرات که باعث فعال شدن قسمت خلاق ذهن می شود .  2-  بالا رفتن کمیت باعث بالا کیفیت می شود.

چهار قاعده ی مهم در این روش تدریس مطرح است که باید در اجرای آن مورد توجه باشند: الف- بررسی و ارزیابی نظرات دیگران در طول جلسه و قبل از نتیجه گیری ممنوع است . ب- اظهار نظر همه ی اعضا آزاد و بی واسطه است.  ج- تاکید زیادی بر کمیت وجود دارد. د- هر کس می تواند نظراتش را بعد از ارائه بهبود دهد و یا آن را با نظرات دیگران تلفیق و نظر جدیدی را ارائه                    دهد.( اسلامیه،1384)

این روش تدریس با بیان مساله توسط رئیس گروه شروع می شود و اعضا در طول جلسه به بیان نظرات خود می پردازند و منشی گروه هم  نظرات را ثبت می کند. البته رئیس گروه باید قبل از ارائه ی نظرات قواعد چهار گانه ی ذکر شده را به اطلاع اعضا برساند. و در مرحله ی آخر تدریس نتیجه گیری از نظرات صورت می گیرد و بهترین راه حل ها برگزیده می شوند.

روش های جدید دیگری نیز از روش بارش مغزی منشعب شده اند و با رفع مشکلات و معایب آن سعی در بهبود این روش داشته اند. چند مورد از این روش ها عبارتند از : - روش بارش مغزی گمنام2:

در این روش نظرات اعضای گروه قبل از جلسه و به صورت کتبی در اختیار رئیس گروه قرار   می گیرند و او در جلسه نظرات را بدون ذکر منبع بیان می کند.

- روش افکار نویسی[8][8] : در این روش گروه ها در طول جلسه نظرات خود را به صورت کتبی ارائه می دهند.

در پایان باید توجه داشت که با به کار بردن این روش می توان نظرات مفیدی را برای حل مشکلات و مسایل به دست آورد چون : " پیشنهادات ایجاد شده در ذهن یک فرد عادی در گروه ، دو برابر پیشنهادات ایجاد شده در حالت انفرادی است . " ( اسلامیه ،1384، 2



 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی
چنانچه همکارانی تاکنون طراحی آموزشی خد را به

 کارشناسی تحویل ندادند حداکثر تا روز دوشنبه

تحویل نمایند.

ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی
به منظور پاسداشت قیام امام حسین (ع)ونقش این حرکت درکرامت انسان وبه منظور دفاع از حق مظلوم که از اهداف طرح کرامت است روز دوشنبه مراسمی باحضور دانش آموزان ابتدایی  شهریار برگزار خواهد شد.مکان این همایش به مدیران مدارس مربوطه اعلام می گردد.

ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی

 

روش حل مسئله

 

 

يك روش ديگر باز در قالب الگوي حل مسائل.

قابل تحليل بكارگيري تحت عنوان روش حل مسأله، روش يعني در عمل اجرا كنيم يا گاهي روشهاي مسأله محور نگر مي‎گويند. در اين روش چنانكه در الگو اشاره كردم به هيچ وجه معلم نقش انتقال اطلاعات را مستقيم و غيرمستقيم ندارد بلكه نقش راهنما را دارد. براي اينكه يك مقدار عيني ‎تر شود چون در مباحث گذشته در مورد حل مسأله بحث شد.

 

حالا عزيزاني كه مي‎خواهند در الگوي حل مسأله مطالعه كنند مي‎توانند آن بحث را دنبال كنند. ولي در اينجا سعي مي‎كنند پراتيكال ،، عملي در مورد اجراي حل مسأله كه اگر مي‎خواهم در مورد آن الگو، روش بكار بگيرم ، چگونه عمل كنم.

در اين روش، روش حل مسأله هميشه هم مي‎شود يادگيري مشاركتي، يادگيري كار كرد. هم مي‎شود گروهي و انفرادي كار كرد ولي اساس كار اين است در مرحله اول وقتي معلم وارد كلاس مي‎شود بجاي انتقال اطلاعات موقعيتي را ايجاد مي‎كند كه براي شاگرد سؤال ايجاد كند يك موقعيت متناقض و متضاد و حتي همراه با تحير و شگفتي و اين موقعيت نامعين با همراه تغيير سبب مي‎شود كه سؤالات زيادي در ذهن شاگرد ايجاد شود.

 

مثلاً : فرض كنيم مي‎خواهد معلمي درباره برق ، الكتريسيته صحبت كند اون نمي‏آيد كه بگويد برق چيه ؟ الكتريسيته چيه؟ مي‎آيد چراغ روميزي كلاس را جوري سازماندهي كرد .داراي پرده هميشگي است و با يك لامپ روميزي اين روشن مي‎شود .البته لامپهاي كوچك ديگر در كلاس هستند.

 

معلم به ليستها نگاه مي‎كند يك مرتبه لامپ كلاس مي‎تركد يك موقعيت نامعين . كلايس تاريك يا نيمه تارك مي‎شود . بچه ها سر را بلند مي‎كند .چي شده حتي به طنز ممكن است، بقول يكي از معلمان بزگوار مي‎گويد، يكي از شاگردان به دوستش مي‎گه خنگه مگر نمي‎بيند لامپ منفجر شد.

راستي بچه‏ها لامپ چيست و جريان الكتريسيته چيست ، اصلاً‌چرا لامپ منفجر شده درچه چيزي در كلاس ايجاد مي‏كند .

يا معلم ديگري در علوم اجتماعي درس آن وظايف شهرداري است ، نمي‎خواهد بگويد من وظايف شهرداري را مي‎خواهم درس بدهم موقعيتي ايجاد كنم ميآيد يا يك حلقه فيلم قسمتي از شهر را كه نارسايي دارد مطرح مي‎كند با مصاحبه كوچك از مردم مي‏‎كند بعد روي مي‎كند. در آن محله تان كه شما در آن زندگي مي‎كنيد چه مشكلاتي دارد .آن جلسه را با بچه‎ شروع مي‎كند به بحث كردن .

 

و هرگروهي از بچه ها مشكلات شهرستان را ياداشت مي‎كند و معلم اينها را يادداشت مي‎كند و حتي ممكن است زماني بگذرد كه بچه ها دقت بيشتري كند.ازطلاعات محلتان را طرح مي‎كنند روي تابلو مي‎نويسند در كلاس.

 

 

مرحله دوم :

مرحله دوم سؤال معلم نه راستي بچه ها حل مشكلات به عهده كيست ؟ پس مرحله اول طرح مسأله يا ايجاد يك موقعيت سؤال برانگيز يا جديد نامعين يا متضاد .

 

در مرحله دوم بحث تبادل نظر است. در مورد آن مسأله، اين مشكلات مال كيست؟ ممكن بچه ها در كلاس مطرح كنند و بحث كنند گروهي عكس است بگذاريد وظيفه استانداري ، فرمانداري، گروهي مي‎گويند وظيفه شهرداري چيست؟

حرفها مختلفي بچه ها مي‎گويند ، معلم همه اينها را مي‎نويسد و مي‎گويد بچه ها اينها را مي‎گويد جزو وظايف آنها است مطمئنيد يا خير مي‎گويند نه خير مي‎گويد براي اينكه شما بتواند دقيق پيش بيني كنيد يا مثل همان لامپ علت چيست : هر كدام دلايل را مي‎گويند . آيا اين دلايلي را كه شما مي‎گوييد : مطمئن هستيد .

 

بچه ‎ها :‌نه خانم يا آقا همين جوري مي‎گوييم .

مي‎گويد : بارك ا... هميم خوب،  اشكالي نداره ،‌ حالا آمديد پيش بيني كرديد اين پيش بيني را فرضيه سازي گويند . راه حلي كه شما داريد پيشنهاد مي‎كنيد. علتي را كه داريد مي‎گوييد ولي هنوز اثبات نشده است بچه ها را در اين جلسه مي‎توانيد گروه‎بندي كيند ، هدايت كنيد بطرف فعاليتي خيل خوب.

 

حالا مي‎توايند از كتابخانه ، از افراد، از هر جاي كتاب درسي‎تان مطالعه كنيد و پيدا كنيد اين وظايف اين نارسها را پيدا كيند كه مي‎گويد كوچه برق ندارد، وظيفه كيست؟ بچه ها را به كتابها و افراد رجوع مي‎دهد به عنوان يك محقق، اينجا در واقع كمك مي‎كند به آزمايش فرضيه.

اطلاعات را جمع‎آوري مي‎كنند و وقتي اطلاعات را جمع‎آوري مي‎كنند گروه وارد كلاس دورهم مي‎شوند . اطلاعات را روي هم مي‎ريزند و مشورت مي‎كنند.

بعدمعلم از اينها مي‎خواهد كه نماينده گروه بيايد در كلاس بگويد اطلاعاتي كه بدست آورد .

 

مثلاُ يكي مي‎گويد اين وظيفه شهرداري است.

چرا؟ من فلان كتاب را خواندم .منابع را اشاره مي‎كند .با ذكر منابع .

بعد بحث مي‎كند ممكن است عده‎اي رد مي‎كنند نه خير آقا ، اين منبع ضعيف است .

بچه ‎ها كاملاً در چالشند درباره مسأله‎اي كه معلم برايشان ايجاد كرده . در اثر اين بحث و تبادل گروهي در كلاس همه، كلاس با هم در نهايت آن نظرات كه درست است و جزو وظايف شهرداري وقتي به قوانين شهردار اشاره مي‎كندحتي مسؤليتها ، جمع بند مي‏‎شود .

همين جاست كه گاهي اوقات ممكن است كه دانش آموز بگويد خانم معلم اگر جز وظايف شهرداري است، چرا شهردار نمي‏آيد اين كارها  را انجام نمي‎دهد .

 

معلم نمي‎آيد از خودش بگويد گه چرا ؟ دليل بياوريد .چرا از من مي‎پرسيد از شهردار بپرسيد .

اين سناريوي هست كه دقيقاً در يك كتابهاي غربي دقيقاً‌ مطرح شده در زمينه آمورش مسأله . ميگويند خانم شهردار از كجا مي‎گويد معلم توسط ؟؟؟ مي‎زندبه اداره آموزش و پرورش‎تان شهردار را دعوت كنيد كه باييد . دو سه تا از بچه ها نماينده مي‎شوند دنبال قضيه كار شهرداري بر او دعوت كنند در موضع يك مسأله اجتماعي است.

 

شهردار دعوت مي‎شود و بچه ها دونه دونه معلم هم اين طرف آنها را تشويق مي‎كند هستند صحبت كنيد ، هدايت تهيه كننده و فيلم تهيه كنند و مطالب خودتان را مطالعه كنند.

شهردار همه اينها را گوش مي‎دهد ، بقول نويسنده بعد مي‎گويد: عزيزان من بله اين وظايف من است و در آيين نامه و در قانون اساسي و شرح وظايف است . ولي من فرصت پيدا نكردم و محدوديت دارم .

يك دفعه دانش آموزي بلند مي‎شود. « آقاي شهردار اگر شما توانايي اين كار را نداريد بگزاريد كسي ديگر اين وظايف را انجام بدهد .»

بقول نويسنده كتاب شهردار  آنچنان عصباني مي‎شود كه مدرسه را  ترك مي‎كند ولي بچه ها همچنان مصمم ، چرا شهردار اين جوري كرد . چه وظايف‎ش را انجام نمي‎دهد.

 

معلم مي‎گويد من اينجا نه تنها در كتاب درسي، من وظايف شهرداري را ياد دارم بلك يكه شهروند فعال ترتيب كردن شهروند كه هرگز يادش نمي‎رود وظيفه شهردار چيست و مي‎تواند در سرنوشت خود دخالت كند .

اين نمونه‎اي از يك الگوي يا روش مسأله محور است پس مسأله همان چيزي كه اشاره شد.

 

 

طرح مسئله با شيوه هاي مختلف :

با ايجاد سؤال با نشان دادن يك فيلم كوتاه با ايجاد يك بحث گروهي جتي نشان داد چند اسلايد مي‎توانيد معلم اين موقعيت را ايجاد كند .

بعد بچه‎ ها بحث مي‎كنند مطالعات مقدماتي را انجام مي‎دهند. علتها را برخورد به اصلاح مطرح مي‎كنند و بعد راه حلهاي راه و فرضيه مي‎سازند .

بعد به دنبال فرضيه مي‎روند اطلاعات جمع‏آوري شده را تجزيه و تحليل مي‎كنند و در نهايت نتيجه گيري .

سؤال: آيا اين روش در كلاس ما درس ما قابل عمل هست؟

به هيچ وجه.

شما بايد اولاً‌ فرهنگ جامعه را البته من يك نمونه را كه خودم اجرا كردم و در همان مناطقي كه در تهران انجام دادم در زمينه اجتماعي ما مشكل داريم . به عنوان نمونه من مبحثي است در كتاب چهارم علوم بچه هاي چهارم ابتدايي ، به نام نو و بازتاب آن اين را من سناريوي نوشتم . از معلميم خواهش كرديم آنهايي كه با من كار آزمايشي مي‎كردند و گفتم اين فصل را در چند جلسه درس مي‎دهيم . ايشان به من گفتند در سه جلسه گفتم من همين سه جلسه را وقت مي‎گيرم نه زياد ولي دلم مي‎خواهد براساس سناريوي كه من نوشتم حركت كنيد اشاره كردم كه شما اصلاً نگوييد من مي‎خواهم نور و بازتاب را بگويم.

 

گفتم:«‌ دو تا آينه تخت برايم بياوريد بعد خود كتاب آنها را نگاه كردم در آخرش تمرينهاي داده بود جالب بود براي من .

كلمه آمبولانس را  وارونه روي مقوا بنويسيد و جلوي آينه بگيريد اين كه وارونه مي‎شود رحت خوانده مي‎شود من از همين اشاره استفاده كردم.»

 

گفتيم بچه دو تا آينه تخت بياورند يك دانه مقوا بنويسيد كه حتي يكي از معلمان مدرسه به ما كمك كرد تا اين كلمات را نوشتم

 

گفتم بجه امروز مي‎خواهم بازي را شروع كنيم در اين كلاس علوم . آمبولانس را هم مستقيم نوشته بوديم همه وارونه .

 

گفتم اول اين وارونه را بخوانيد . تعدادي از بچه ها نتوانستند بخوانند گفتم حالا مي‎خواهيم ،كاري كنم كه شما راحت بتوانيد بخوانيد . يك آينه بياوريد.گفتم بگيريد جلوي آينه بقيه كه پشت بودند گفتم بخوانيد بعد آن نوشته معمولي است گفتند آقا چرا اين جوري شد . گفتم من نمي‏توانم ؟؟ .

بچه ‎ها : اين توشته وارونه بوديد.ديديدي كه راست شد، مگر شما وارونه بوديد ؟ ممكن است براي من و شما راحتي است استدلال همه يك مرتبه آقا راست مي‎گويد يك ؟؟؟ شد در كلاس

آقا  ما كه وارونه نبوديم .ما كه درست بوديم . چرا اين جوري است. همين جا اولين مسأله ايجا شد ؟؟  چرا از ما مي‎پرسيد شما هم در كتاب درسي‎تان فلان فصل ؟؟. ما يك دو تا مجله آورديم در اين كلاس مدرسه اصلاً  كتابخانه نداشت.

 

گفتم از هر معلمي مي‎توانيد بپرسيد از هر كتاب مي‎توانيد استفاده كنيد ولي تا هفته آينده به شما فرصت مي‎دهم . واقعاً‌ آن جلسه آنچنان بحث بود هر جلسه اول براي همين مسأله هر كسي حرف مي‎زد ما مي‎نوشتيم و بعد خيل خوب اين پاسختان را مي‎پذيريم.

شما بايد دليل بياوريد براي من از كتا ب گفتيد از چه منبعي گفتم .

 

اما بچه ها هفته دوم قرار بود بروندمطالعه كنند  ار كتاب خودشان گرفته يا هر كتاب ديگري از هر كس مي‎تواند بنويسيد ولي بنويسيد و بگويد از چه منبعي استفاد ه كردند.

هفته بعد اين بود كه بچه ها باز گروهي جمع شدند ، با هم مشورت مي‎كردند روي مطالعات و نوشته ‎هايشان و بعد هر گروه ناچار بود يك گزارش نهايي گروه را تهيه كند و در كلاس ارائه بدهد و باور كنيد وقتي من نگاه مي‏كردم اين عبارت همگرايي، فعاليت و مشورت كردن را گاهي اوقات بايد يكديگر بحث مي‎كرد مثل بحث گروهي .

 

در جلسه سوم آمديم اين گزارشات را اعلام مطرح كرديم .

خيلي از گروهها اشتباه رفته بودند يكي از گروهها برايم جالب بود. يك گروهي از بچه ها دو نفر از اينها كتاب فيزيك سال سوم دبيرستان را برداشتند مطالعه كردند مفسر گزارش مي‎كردند يكي باباش دبير فيزيك بود .

گفت بابام : آنچنان قشنگ استدلال كردند و حرفهايي كه من مي‎بايست در كلاس مي‎گفتم خود بعدها توضيح دادند .بحث كرديم . كدام نفر درست است . چرا درست. ايشان مي‎گويد از منبع پرسيدم كه منبع مو ؟؟ نيست .

بعد نشستند گزارش كردند ،‌گزارش نهايي در كنار اين ، من سؤالات ديگري كردم و گفتم اين سؤالات را پيدا كنيد.

 

باور كنيد من وقتي اين كتاب علوم را نگاه مي‎كردم بعضي آنچنان خوانده و زير آن را خط كشيده بودند كه صفحات پاره شده بود . من هرگز نديده بودم بچه ها آنقدر مطالعه داشته باشند.

مي‎شود در بعضي از زمينه ‎ها، بله در زمينه هاي اجتماعي ممكن است ما محدوديتهاي داشته باشم

 

ما در زمينه‎ هاي تاريخو تعليمات اجتماعي مشكل داريم چون شايد به بعضي از ؟؟ برخورد. اگر اين ؟؟ صورت مي‎شد.

ولي در زمينه‎ علوم .... مي‎توانيم اين كارها را انجام دهيم

اين نمونه يك الگور يك مسأله محور است من عرض كردم. خودم ؟؟ اين را كار كردم. بعد در سراسر تهران اجراء كردم .

 

اين تاره يك از درسها بود خيلي از درسها ديگر را بر همين اساس البته براي علوم طراحي كردم . من قبول دارم شرايط آموزشي كشورمان فعاليت آنقدر مطلوب نيست . نه معلم محقق باحوصله‎اي داريم ،نه امكانات كتابخانه و آزمايشگاه داريم كه بچه ها را هدايت ، نه زمان كافي داريم . ؟؟؟ است ولي يك شيوه‎اي است فعال اين يك روش مسأله محور است، فوق‎العاده خوب است شاگرد را محقق به بار مي‎آورد با علاقه فعاليت مي‎كنند بعضي از اين شيوه ها را به عنوان روش واحدها كه در عين كتاب مهارتها ذكر شد اشاره مي‎كنيم كه روش واحدها چيه؟

شما اخيراً‌ به شما عزيزان شنيديد درست گروه‎برنامه‎ريزان ما سيميناري تشكيل دارند. تحت عنوان برنامه‎ريزي توافقي .«‌ اين تگريتد »‌

 

يك بحثي ما داريم كه آيا ؟؟ ما در مدرسه ما كتاب تاريخ داريم جغرافيا داريم رياضي داريم همه درسها جداجدا .

آيا نمي‎شود كه بعضي ار درسها را تلفيق كرد؟ بصورت محوري يا هسته‎اي به قول بعضيها .

مطالعات هسته‎اي اينها را مطرح كرد.

 

در گذشته عده‎اي هستند كه روش واحدي را مطرح مي‎كنند .حالا روش واحدي چيست. هرگاه ما يكسري از فعاليتها را در رشته هاي مختلف حول يك محور مورد مطالعه قرار دهيم روش محور ناميده مي‎شود.

 

سه نوع روش واحد هم داريم .روش واحد موضوع داريم، مثل درمورد تاريخ است ولي من در تاريخ هنر هم مي‎توانيم. غيره ادبيات هم مي‎توانم درس بدهم و روابط اساسي مي‎تواند درس بدهم.

چگونه: مثلاً‌ فرض كنيد زندگي در دوران صفويه ، زندگي در دوران صفويه محور فعاليت من است،‌حالا ممكن است زندگي در دوران صفويه از نظر معياري  زندگي صفويه در گروه ديگر به عنوان مذهب .

زندگي دوران صفويه ممكن به عنوان روابط خارجي با چه كشورها؟ جنبه هاي مختلف، بچه‎ را گروه بندي كنند .مطالعه كنند اما حول يك محور .

يادگيري هم هنر است هم ادبيات و اقتصاد و سياست. حول يك محور، ياد گيري اينجا خيلي غني‎تر است تفكيك شده از هم نيست

اين را مي‎گويم به اصلاح واحد موضوع. گاهي اوقات واحدتجربي مي‎گويم واحد تجربي چيست ؟

فرض كنيد شاگردان من در يك كلاس بحث مي‎كنند و در يك زمينه تجربه دارد مخصوصاً‌ در سطوح بالاتر .

ي

ك دانش‎ آموز فرض كنيد تجربه كشاورزي دارد. يك زمينه مطالعات روي آب دارد آن را محور قرار مي‎دهم . اساس كار اين است.

در اولي هم موضوع را معلم تعيين مي‎كند و هم هدايت موضعي با آن است .

در واحد تجربي خود واحد موضوع را شاگرد تعيين مي‎كند، چون اساس كار و علاقه و رغبت شاگرد باشد.

بعد اجراء را خودش انجام مي‎دهد . معلم همكاري و راهنمايي مي‎كند . مي‎آيد در زمينه آب يك سابقه ذهني

يا در مورد كشت گندم . اين سابقه دارد اطلاعات دارد به عنوان يك تجربه سازماندهي مي‎شود فردي يا گروهي اين كار انجام مي‎دهد . مطالعات مي‎كند تحقيقات انجام مي‎دهد.

مثلاً اگر اين آب باشد تنها كشتيراني نيست تركيبات نسبت فعل و انفعال آب از نظر شيميايي نسبت به آلودگي آب، اثر آب در زندگي، اثر آب در سد است،‌اثر آب در روابط، يك مرتبه دانش‎آموز تجربه‎اي كه در اين زمينه داشت. حالا وادارش كردند اين حوزه دانش‎آموز را حول اين محور باز گسترش بدهد.

 

فرق او با اول اين است كه انتخاب موضوع باز بعهده خود دانش‎آموز است من اين را خودم در كلاس‎هاي ابتدايي در بعضي از مدارس آمريكا بود كه روي بقيه انجام داد.

كدام حيوان را مطالعه كنيد. چه قسمتي را مطالعه كنيد بچه ها مسائل خودشان را مطرح مي‎كردند. اما شكل ديگري از واحد وجود دارد و آن پروژ است . واحد پروژ چيست. در اينجا نه تنها در زمينه تجربي ، علاقه رغبت و تمايل فرد بر اين است. هم زمينه را قبلاً‌ كار كرد وهم شاگرد موضوع را انتخاب مي‎كند

 

هم زمينه علمي را  دارد و هم خودش نظارت دارد . معلم فقط ارزياب است در نهايت ارزياب مي‎كند كار خوب شده يا نه .

مثلاً پروژه كاشت چغندر در اطراف قم . آيا مي‎شود اين كار را كرد اين پروژ را انتخاب مي‎كند فرد دانشگاه مي‎رود اين را انتخاب مي‎كند و اجراء مي‎كند و هر ؟؟ وقت معلم به عنوان ارزشيابي يا در نهايت محصول و نتيجه بدست آمده را به عنوان نتيجه پروژه در سطوح بالا اين هم موضوع دارد در پسش دبستاني‎ها هم مي‎توانيم انجام دهيم.

مثلاً امروز كار كردن با گِل است امروز واحدما پروژمان گُل سازي است. بچه ها با همه با هم كار مي‎كنند در اين زمينه نقش معلم نقش راهنما است . اين هم بار روشهايي است كه امروز در دنيا توصيه مي‎كنند مي‎شود در حول فعاليتهاي بچه ها سازماندهي شود و روز به روز دارد شكل مي‎گيرد و تحت عنوان «اينتگيرتيد كريكروم»‌.

 

برنامه‎ ريزيهاي تلفيقي شد و وحدت يافته مي‎گويند هم عميق مطلب بيشتر است هم ميزبان يادگيري قوي‎تر است.

اما محدوديت كه امكانات زياد مي‎خواهد. معلم به اندازه كافي آگاه است با روش تحقيق مي‎خواهد و امكانات مطلوب و زمان باز براي اجراي پروژه .

و نكته ديگري كه مي‎شود اشاره كرد ما نمي‎توانم خيلي گسترش بدهيم ناچاريم درباره يك موضوع خاص من فقط اشاره كنم.

همين سيستمي كه دانشگاه انگليس ،‌استراليا يا اقمارشان در پايان نامه ها يا كار دكتر يانجام مي‎دهند آنها واحد ندارند يك موضوع دانشجو انتخاب مي‎كند و در تمام دوره روي آن موضوع كار مي‎كند و طرحش را مي‎دهد با يكي از روشهاي است تحت عنوان مسأله محور يا در قالب روشهاي نوين در دنيا امروزه كاربرد دارد.

 

يكي از روشهايي است كه بر محور شاگري فعاليتها پيش شكل مي‎گيرد نه بر پايه فعاليتهاي معلم

 

موفق باشيد.

 

باز اين هم يك نگاهي كوتاهي بود بر يكي از روشهاي نوين آموزشي

 

ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی
 

به سراومد انتظار مزده رحمت رسید                   به خونه فاطمه روح مجدد دمید

حسین حسین حسین جان                       حسین حسین حسین جان                         

حسین اومد به دنیا دلها شده شادمان                    علی عزیز خودشو گرفته بود به دامان  

حسین حسین حسین جان                            حسین حسین حسین جان                         

جبرئیل ازآسمان براش دعاعی می خوند         گهواره جنبونش شد براش لالایی می خوند

حسین حسین حسین جان                          حسین حسین حسین جان                         

بغل می کردپیامبر حسینوروی سینه                  بوسه میزد به لبهاش می گفت شهید دینه

حسین حسین حسین جان                            حسین حسین حسین جان                         

نمی زارن بچمو آب بخوره کربلا                 شهید می شه عزیزم با غم ورنج وبلا

حسین حسین حسین جان                     حسین حسین حسین جان                         

 

وقتی امام حسین امام مسلمین شد              حجت حضرت حق برهمه زمین شد

حسین حسین حسین جان                             حسین حسین حسین جان                         

قبول نکرد امام که یزید بشه خلیفه                آخه یزید بی دین یه آدم کثیفه

حسین حسین حسین جان                            حسین حسین حسین جان                         

یزید که می خواست دلش هرجوری شد امیر شه      لشکری آماده کرد تا که امام اسیر شه

حسین حسین حسین جان                           حسین حسین حسین جان                         

ولی امام حسین به کربلا اومدن                    با اهل بیت ویاران کرب و بلا رو دیدن

حسین حسین حسین جان                              حسین حسین حسین جان                         

کرب و بلا همینه می بره طاقت و تاب           خورشید گرم وسوزان زمین خشک و بی آب         

حسین حسین حسین جان                         حسین حسین حسین جان                         

اما یه چیز عزیزه رضایت خداجون             باید به راهش بدن دست وسر و پا وخون

حسین حسین حسین جان                    حسین حسین حسین جان                         

................................................................................................

وقتی که جنگ شروع شدآتش گرفت خیمه ها         بچه ها تشنشون شد ناله هاشون رفت هوا

حسین حسین حسین جان                             حسین حسین حسین جان                         

یزید اومد بجنگه نذاشت که آب بگیرن                    می گفت حسین ویاراش از تشنگی بمیرن

حسین حسین حسین جان                            حسین حسین حسین جان                         

اما م حسین ویاراش مردونه جنگ کردن                      برای دشمن دین میدونو تنگ کردن

حسین حسین حسین جان                              حسین حسین حسین جان                         

شهید شدن همونجا هفتادودو کبوتر                                یادست و پابریده یا بدنای بی سر

حسین حسین حسین جان                             حسین حسین حسین جان                         

                                              مفید آقا احمدی

ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی

 

 

 گفتگو با امام حسین

 

گفتم که از توگویم ای مظهر شجاعت

                       گفتا که راه حق را من کوکب هدایت

گفتم چرا به کوفه عزم سفر نمودی

                       گفتا که دین جدم باید شودحمایت

گفتم که بی وفایند این کوفیان  بی د ین

                       گفتا که که امر یزدان باید کنم اطاعت  

گفتم که زینبت را معجر زسر برآرند       

                        گفتا که خیمه گاهش رامی کنند غارت

گفتم که قا سمت راداماد می نمایی  

                          گفتا که حجله گاهش باشد فقط شهادت

گفتم برادرت را مصلوب می نمایند

                          گفتا که هردودستش را می کند عنایت

گفتم که مشک آبش را می درند اعداء

                         گفتا که کودکان را از دست رفته طاقت

گفتم که خیمه ها را آتش زنند آنان

                        گفتا که اهل بیتم رامی برند اسارت

گفتم سر شریفت برنیزه ها نمایند

                       گفتا به صوت قرآن حق را کنم اجابت

گفتم سکینه ات را شلاق می نوازد

                      گفتم رقیه ات را اینسان بود حکایت

گفتم نماز آخر مجروح می گزاری

                      گفتا نماز باشد ارکانی از رسالت

گفتم که شیعیانت چشم امید دارند

                      گفتم شفیع کردم من جمله را قیامت          

 

مفیدآقااحمدی

                                                   

ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی

حماسه عاشورا

اي خوشا درراه حق پايندگي                                        با خدابودن تمام زندگي

روبه دشمن گفتن از آزادگي                                       ازجوانمردي واز فرزانگي

باتن مجروح از تيروسنان                                          درركوع ودرسجودي بيكران

خواندن قرآن به روي نيزه ها                                    تشنگي كودكان خيمه ها

باخداخلوت نمودن درقضا                                          براسارت رفتن ومردن رضا

عرشيان برسرزنان وداغدار                                         آل احمددرغم فقدان يار

ازملائك نوحه مي آيد به گوش                                بشنويد اي اهل عالم اين خروش

                                          اين همان مصباح حق خون خداست                        

                                            اوعزيز مرتضي شيرخداست

ظهرعاشورا ولبهاي كبود                                              كودكاني تشنه در آن سوي رود

خيمه هاشان خانه خورشيد بود                                     واژه هاشان آيه توحيد بود

ناله هاشان چون لب الماس بود                                  قطره هايش ژاله هاي ياس بود

قرص ماهي ،گرداوپروانه ها                                        جانشان برلب مهياي لقاء

بوي خون بودوصداي نيزه ها                                      ضجه طفلان ودودخيمه ها

زآسمان آمد درآن دم اين ندا                                    قدسيان برسرزنيد ازاين عزا

اين عزاي اشرف خلق خداست                                    راه حق را اومعين و رهنماست

                                             اين همان مصباح حق خون خداست

                                              اوعزيز مرتضي شير خداست

تشنگي بودوصداي گريه ها                                            از عطش گرديده آشوبي به پا

كودكي شش ماهه شد بي تاب و هوش                        آن زمان آمد پدر خونش به جوش

بردتا سيراب سازد كودكش                                            تيري آمدسوي حلق اصغرش

حرمله با تيرخود بي داد كرد                                        كودك شش ماهه را بي تاب كرد

خون ميان دست بابا مي چكيد                                   اشك غم ازدیدگانش مي دويد

گفت ياحق هان ببين قربانيت                                         اصغراست او آمده مهمانيت

قدسيان پرسان كه اي رب جلي                                     اين كه باشد همچو ايوب نبي

اين ندا آمدزسوي آسمان                                              بشنويداي جمله كروبيان

                                     اين همان مصباح حق خون خداست

                                      اوعزيز مرتضي شير خداست

اكبرش عازم به سوي جنگ شد                                   كربلا با خون او گلرنگ شد

آنقدر جنگيد درميدان علي                                          باگروه كافران جاهلي

تا كه با شمشير و تير اشغيا                                              اوفتاد از پا علي در كربلا

آمده مولا كنا اونشست                                                  راس خونين پسر برروي دست

چهره را برچهره اكبرنهاد                                              بركشيد او آه سردي از نهاد

عرشيان پرسان كه اين صاحب عزا                                كه اينچنين افتاده دررنج و بلا

هاتفي سرداد آن دم اين ندا                                          بشنويد اي ناظران اين بلا

                                          اين همان مصباح حق خون خداست

                                            اوعزيز مرتضي شيرخداست

                            

 

                                                                                                    مفید آقااحمدی

ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی
حلول محرم الحرام وایام شهادت امام حسین (ع) را به شما

  خوانندگان   محترم وبلاگ  تسلیت عرض می نماییم

ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی
از روز ۷ آذز این جلسات در پژوهشگاه برگزار می گردد لطفا مطابق بخشنامه ارسالی در جلسات مذکور حضور یابید
ارسال در تاريخ توسط مفید آقا احمدی
قالب وبلاگ