گوشه ای از راهپیمایی دانش آموزان شهریار در دفاع از کرامت انسانها هشتم محرم سال ۸۷شمسی
اجرای طرح گذربان مدرسه باهمکاری پلیس شهرستان شهریار
این مجموعه با تلاش خانم خدیجه لطفی وهمکاری آقای مفیدآقااحمدی ومهدی سلمانی ومشاوره فنی آقای علی ذبیحی وزیر نظر آقای ابوالحسن ماهرویی تدوین گردید. امیداست مورد استفاده همکارانمان در شهریار قرارگیرد .کپی برداری بجز مدارس شهریار ممنوع است
واحد کار : مدرسه
اهداف :
1) آشنايي دانش آموزان با عوامل انساني مدرسه و نقش آنان (مدير ، معلّم ، مربّي ، ناظم ، خدمتگزار و ...)
2- آشنايي دانش آموزان با فضاهاي مختلف مدرسه و ابزار و وسايل و نحوه نگهداري آنها.
اهداف رفتاري :
1- دانش آموزان مي توانند عوامل انساني مدرسه را از هم تشخيص داده و نقش آنها را بيان نمايند.
2- دانش آموزان فضاهاي مدرسه را شناسايي کنند.
3- دانش آموزان مي توانند با وسايل و لوازم تحصيل آشنا شده و نحوه نگهداري و استفاده از آنها را بدانند.
شيوه ها
شيوه ي 1 :
در اولين روزهاي مدرسه معلّم مي تواند دانش آموزان را به قسمت هاي مختلف مدرسه برده و آنان را با اين فضاها آشنا کند. (فضاهايي مانند کلاس ، دفتر ، آبخوري ، حياط و ...)
شيوه ي 2 : از چند نفر از افرادي که در مدرسه کار مي کنند دعوت به عمل آورده تا خود را معرّفي کرده و در مورد وظايف خود توضيحاتي به دانش آموزان بدهند تا دانش آموزان بدانند که براي انجام کارهاي مختلف به چه کسي مراجعه کنند.
شيوه ي 3 :
خواندن شعر :
مثل عيد نوروز است روز اوّل پاييز هر کجا ، زمين ، آن روز از حضور گل لبريز
کوچه هاي تماشايي آسمان پر از لبخند قلب غنچه ها مي خورد با بهار وگل پيوند
رخت نو به تن کرده مثل شاخه ، هر کودک مي دهد لباس او بوي نرگس و ميخک
هم کلاس پروانه هم کلاس نسرين است او لباس نوروزش مثل غنچه رنگين است
احمد خدا دوست
شعر :
پروانه پيش از امسال مي رفت به باغ و بوستان
امسال با شور و شوق رفته به دبستان
امسال با پرستو پروانه همکلاس است
روپوش نو خريده اين بهترين لباس است
پروانه ديده قبلاً يک بار ناظمش را
اما نديده اصلاً خانم معلّمش را
ديشب که باز در خواب هم خوانده و هم نوشته
ديده معلّمش را مانند يک فرشته
در پيش چشمش امسال پاييز چون بهار است
هر روز براي رفتن پروانه بيقرار است
(افشين اعلا)
شيوه ي 4 :
قصّه گويي : احمد آن شب شور و حال ديگري داشت و نمي دانست که در اوّلين روز مدرسه بايد چه کار کند. مادرش که متوّجه حال احمد شده بود او را در آغوش کشيد و درباره ي مدرسه با او صحبت کرد و گفت که در مدرسه با دوستان جديدي آشنا مي شود و خانم معلّم مهربان به آنها خواندن و نوشتن ياد مي دهد. بعد مادرش گفت که بيا با هم کيف مدرسه ات را آماده کنيم. مادر يک دفتر خط دار و يک دفتر نقّاشي ، مداد رنگي ، مداد ، تراش و پاک کن به احمد داد تا آنها را در کيفش بگذارد. احمد کمي آرام شد و بعد خوابيد. صبح زود بعد مادرش او را بيدار کرد و با هم آماده شدند و به مدرسه رفتند. احمد ابتدا کمي نگران بود ولي وقتي آقاي ناظم پيش او آمد و با مهرباني دست او را گرفت و به اوگفت پسرم خوش آمدي احمد خوشحال شد. وهمراه آقاي ناظم رفت تا صف خود را بشناسد.
او از ديدن آن همه دانش آموز هم سن و سال خودش هم تعجّب کرده بود وهم خوشحال بود که مي تواند دوستان جديدي نيز پيدا کند. در همين فکرها بود که آقاي ناظم صف او را نشان داد و گفت اينجا صف کلاس شماست بعد از اجراي مراسم صبحگاهي و صحبت هاي آقاي مدير و ناظم و خوش آمد گويي آنها به دانش آموزان ، آنها به کلاس هاي خود رفتند و بعد خانم معلّم مهربان به کلاس آمد و خود را معرّفي کرد و به بچّه ها خوش آمد گفت و درباره ي مدرسه و کلاس درس با آنها صحبت کرد .
احمد خوشحال شد . بعد آموزگار از احمد و دانش آموزان خواست تا يک نقّاشي درباره ي مدرسه بکشند. احمد نيز اين کار را انجام داد و آموزگار به او آفرين گفت . بعد از تمام شدن مدرسه احمد به همراه مادرش که به دنبال او آمده بود با خوشحالي به خانه رفتند.
احمد نقّاشي خود را به مادرش نشان داد و مادرش هم از ديدن نقّاشي احمد درباره ي مدرسه خوشحال شد.
شيوه ي 5 : تکميل برگه شکوفه
آموزگار : از دانش آموزان مي خواهد که اين برگه شکوفه را رنگ آميزي کنند و بعد توضيحات لازم را نيز درباره ي مدرسه و قوانين آن و افرادي که در مدرسه کار مي کنند به دانش آموزان ارائه مي دهند.
واحد کار : نظم اجتماعي مدرسه
هدف :
ترغيب دانش آموزان به رعايت مقررات کلاس و مدرسه
اهداف رفتاري :
مقرّرات کلاس و مدرسه را رعايت مي کند.
شيوه ها
شيوه ي شماره ي 1 : تکميل برگ شکوفه
برگ شکوفه اين واحد کار در اختيار دانش آموزان قرار مي گيرد و از آنان درخواست مي گردد که برگ شکوفه را رنگ آميزي کنند.
شيوه ي شماره ي 2 : قصّه گويي
مريم دختر خوب و دوست داشتني است او هفت سال دارد. شايد بپرسيد که او چرا خوب است . چون وقتي که در حياط مدرسه راه مي رود مواظب است که به کسي نخورد . عجله نمي کند و ديگران را هل نمي دهد. هميشه به ديگران سالم مي کند . وقتي در کلاس درس نشسته است به حرف هاي معلّم خود خوب گوش مي دهد و به اين طرف و آن طرف نگاه نمي کند . در زنگ تفريح اوّل به دست شويي مي رود و بعد بازي مي کند. وقتي زنگ مي خورد سر صف خود مي رود و با نظم و ترتيب به کلاس مي رود و سر جاي خود مي نشيند تا خانم معلّم بيايد. حالا فهميديد که چرا مريم دختر خوب و با نظمي است ؟
قصّه گويي :
جغل و زبل دو تا دوست بودند که به کلاس اوّل مي رفتند . جغل هميشه دنبال لجبازی و تنبلي بود. امّا زبل زبر و زرنگ و باهوش بود . زبل هر روز ميوه و ساندويچ و پنير و گردويي را که مادرآنها برايشان آماده مي کرد مي خوردند در کلاس وقتي خانم معلّم به آنها می گفت شکلی را رنگ آميزي کنند . زبل خيلي زود و با سليقه رنگ مي کرد ، اما جغل يا مشغول بازيگوشي بود و يا مي گفت مدادم گم شده و از اين جور بهونه ها مي گرفت و در آخر هم کارش ناتمام مي ماند. حتّي موقع خوردن آب با اين که ليوان داخل کيفش بود تنبلي مي کرد و از آن استفاده نمي کرد. به زور ليوان زبل را از او مي گرفت و با آن آب مي خورد .
يک روز زبل بيمار شد و از جغل خواست که نزديک او نيايد تا بيماري او را نگيرد امّا جغل نه تنها به او نزديک شد بلکه باز هم به زور ليوان او را گرفت و با آن آب خورد هرچه زبل به او گفت : من مريضم تو هم از من مي گيري ، گوش نداد که نداد ، خلاصه فرداي آن روز وقتي زبل به کلاس آمد ديد دوستش جغل نيامده چون مريض شده بود. حالا شما بگوييد آيا کار جغل درست بود. کدام کارهاي او درست نبود.
شيوه ي شماره ي 3 : قصّه گويي
زندگي گرفت بچه هاي به صف
رنگ مدرسه درس و مدرسه
مي رسد به گوش مثل سنگر است
زنگ مدرسه هر که در اين ميان
رنگ و رنگ و رنگ پرتوان تر است
با طلوع مهر مردي جنگي است
رنگ و رنگ و رنگ در ره هدف
مي دهد پيام راه علم و دين
سعي بي دريغ شادمان به پيش
جستجو مدام پا به پاي هم
کار بي درنگ پرتوان به پيش
با صداي زنگ «وحيد نيکخواه آزاد»
واحد کار : يادخدا
اهداف :
1- بردن نام خدا در آغاز هر کاري
2- ناظر دانستن خدا بر کليه ي اعمال انسان
اهداف رفتاري :
1- دانش آموز فعّاليت هاي خود را با نام خدا آغاز مي نمايد.
2- دانش آوز مصاديقي از ناظر بودن خدا بر اعمالش نقش مي کند.
شيوه ها
شيوه ي شماره ي 1 : قصّه گويي
« اوّل هر کاري بسم الله . . . . . »
بچه هاي عزيز سلام ! نميدانم زينب کوچولو را مي شناسيد يا نه ؟ او دختر کوچولوي چهار ساله اي است که هر روز صبح با برادرش رحيم به مهد کودک مي رود . يک روز زينب در مهد کودک متوجّه شدکه آن روزها روز تولّد دوستش سارا کوچولوست . براي همين ، سارا آن روز براي خانم معلّم و دوستانش کيک آورده بود . او کيک را به خانم معلّم تعارف کرد .
خانم گفت : دخترم اوّل به دوستانت تعارف کن . سارا اين کار را کرد . خانم معلّم گفت : « بچّه ها همه با هم تولّد سارا جان را به او تبريک بگوييد و از او تشکّر کنيد.»
بچّه ها تولّد سارا را تبريک گفتند . خانم معلّم گفت : عزيزان ، اوّل « بسم الله الرّحمن الرّحيم» بگوييد و بعد کيک تان را بخوريد.
همه ي بچّه ها بسم الله الرّحمن الرّحيم» گفتند امّا زينب نتوانست بگويد. او آنقدر ناراحت شد که کيکش را هم نخورد.
معلّم پيش زينب آمد و پرسيد : دخترم چرا کيک خودت را نمي خوري ؟
زينب که نمي خواست بگويد نمي توانم «بسم الله الرّحمن الرّحيم» بگويم ، آهسته گفت : بعداً مي خورم خانم !» بعد هم کيک را توي کيفش گذاشت. زينب وقتي به خانه رفت همه چيز را براي مادرش تعريف کرد و گفت : « امروز وقتي مي خواستيم کيک را بخوريم خانم معلّم،حرفي به ما ياد داد تا اوّل آن را بگوييم. بعد کيک مان را بخوريم امّا من نتوانستم آن را بگويم ، فقط مي دانم که آخرش اسم داداش «رحيم» بود.
مادر لبخندي زد و گفت : «دخترم شايد خانم معلّم گفت « بسم الله الرّحمن الرّحيم » را به شما يادداده است ». زينب با خوشحال گفت : « درست است !»
بعد هم از مادرش خواست تا به او ياد بدهد چگونه « بسم الله الرّحمن الرّحيم» بگويد ، تا او هم بتواند کيکش را بخورد . مادر گفت : دخترم « دخترم ! البته توهم مي تواني کيک بخوري ، امّا بهتر است که اوّل «بسم الله ...» بگويي.
آن وقت ، مادر گفت : « هر مسلماني که مي خواهد کاري انجام دهد يا چيزي بخورد ، بهتر است که اوّل نام خدا را به زبان بياورد ، يعني « بسم ا...» بگويد.
به اين ترتيب ، مادر به زينب ياد داد که هميشه کارهايش را با نام خدا شروع کند. از آن روز به بعد ، وقتي زينب چيزي مي خورد يا کاري انجام مي داد که يادش مي رفت در آغاز آن « بسم ا...» بگويد ، خيلي ناراحت مي شد .
يک روز که زينب با عروسکش بازي مي کرد چشمش به برادرش افتاد که داشت با خودنويس چيزي مي نوشت.
مادر وقتي نوشته ي رحيم را ديد گفت : « به به ، چه خط قشنگي ! چه سخن زيبايي » . زينب پيش برادرش رفت وگفت : « رحيم جان چه نوشته اي ؟»
رحيم گفت : « سخني از حضرت سجّاد «عليه السّلام» نوشته ام.»
زينب پرسيد : « حضرت سجّاد «عليه السلام» کيست ؟»
رحيم گفت : « خواهرجان ! حضرت سجّاد (ع) امام چهارم ما مسلمانان است.
ايشان فرموده اند :
« هرکس جاجت کسي را برآورده کند ، خدا حاجت او را برآورده مي کند .»
زينب پرسيد : «يعني چه ؟»
رحيم گفت : « يعني اگر توچيزي را که کسي مي خواهد برايش تهيه کني ، خدا هم خواسته ي تو را برآورده مي کند.»
زينب با خودش فکر کرد : « يعني اگر بخواهم که يادم بماند بسم الله الرّحمن الرّحيم بگويم ، خدا کمکم خواهد کرد ؟ » از آن روز به بعد زينب هميشه در فکر اين بود که به کسي کمک کند.
يک روز که زينب به مهد کودک رفت ، ديد زهرا کنار حياط نشسته و دارد گريه مي کند. زينب پيش او رفت و پرسيد : « زهرا جان چرا گريه مي کني؟»
زهرا کوچولو گفت : « با خودم پول آورده بودم تا چيزي بخرم ، اما آن را گم کردم و حالا خيلي گرسنه ام.»
زينب نگاهي به زهرا انداخت و به يادحرف برادرش و سخن امام سجّاد (ع) افتاد. فوراً کيکي را که مادرش به او داده بود از کيفش درآورد و به زهرا داد و در دلش از خدا خواست تا کاري کند که او هميشه يادش بماند قبل از هر کاري « بسم ا...» بگويد.
زهرا کوچولو از زينب تشکر کرد و با هم به کلاس رفتند. آن روز ، خانم معلّم از بچّه ها خواست تا يک نقّاشي بکشند.
زينب وقتي مي خواست در کيفش را باز کند و دفتر نقّاشي اش را بر دارد ، بي اختيار « بسم ا...» گفت : زينب بسيار خوشحال شد که يادش مانده کارش با با نام خدا شروع کند.
او با شادي فراوان يک نقّاشي بسيار زيبا کشيد.
نقّاشي زينب قشنگ بود و خانم معلّم نمره بسيار خوبي به او داد.
بله ! بچّه ها هر کار خوبي که با نام خدا شروع شود ، هميشه با پيروزي و خوبي به پايان مي رسد.
زينب نقّاشي آن روزش را از همه ي نقّاشي هايش بيشتر دوست مي داشت ، خدا هم زينب را مثل هميشه خيلي دوست مي داشت.
نوشته ي صديقه قناويزچي
فعّاليت :
بچّه هاي عزيز حالا شما هم يک نقّاشي بکشيد و قبل از شروع آن « بسم ا...» بگوييد.
بچّه ها « بسم ا...» گفته و نقّاشي را مي کشند و در پايان از نقّاشي ها آنها نمايشگاهي تشکيل شود.
شيوه ي شماره ي 2 : تکميل برگه شکوفه ها
برگه ي اين واحد کار دراختيار دانش آموزان قرار بگيرد تا آن را رنگ آميزي کنند و با نوشته ي « بسم ا...» آشنا شوند.
شيوه ي شماره 3 : اجراي شعر
به نام خدا بسم ا... مشکل گشا بسم ا...
ما فرزند اسلاميم گفتار ما بسم ا...
داريم بر لب خود در هر کجا بسم ا...
ورد زبان ماهت وقت غذا بسم ا...
ما رو بود نگهدار از هر بلا بسم ا...
نام خدا بسم ا... مشکل گشا بسم ا...
اجراي شعر :
هميشه خوبي تو خدا ، براي من تو مهربان هستي خدا خداي من
تو دوستم داري چقدر خوشحالم پرنده هستم من تويي پرو بالم
تو آفريده اي ، تو زمين زيبا را گل وگياهان را درخت ودريا را
به من تو دادي دست به من تو دادي پا دهان و چشم و گوش و مادر و بابا
تو باغ و جنگل را پر از غذا کردي لب من و او را به خنده وا کردي
مصطفي رحمان دوست
واحد کار : مسئوليت پذيري
هدف :
تقويت حس مسئوليت پذيري
اهداف رفتاري :
نمودهايي از مسئوليت پذيري در رفتار دانش آموزان مشاهده گردد.
شيوه ها
قصّه گويي :
جمعه بود و قرار بود براي خانواده ي زهرا مهمان بيايد . مادر از صبح مشغول کار بود. پدر زهرا هم يا براي خريد بيرون مي رفت يا اگر در خانه بود به گل ها و درخت هاي باغچه رسيدگي مي کرد.
زهرا بعد از خوردن صبحانه وجمع کردن وسايل اتاقش مشغول ديدن برنامه ي کودک شده بود. ناهار را که خورد زهرا به مادر کمک کردو سفره را جمع کردند. مادر زهرا دوباره مشغول کار شد تا براي شام وسايل پذيرايي از مهمان ها را آماده کند. پدر زهرا هم سبزي ها را پاک کرد و بعد از آن ميوه ها را شست زهرا که ديد پدر و مادر هر دو سخت مشغول کارند به مادرش گفت : « مامان اجازه مي دهيد من ميوه ها را با دستمال خشک کنم و داخل ظرف بچينم ؟ » مادر نگاه مهرباني به او کرد و گفت : « بله عزيزم ! بله که مي تواني ! » زهرا خيلي با دقت و سليقه ميوه ها را خشک کرد و آنها را خيلي زيبا در ظرف چيد. مهمان ها آمدند و بعد از پذيرايي و گفتگو ، خداحافظي کردند و رفتند .
بعد از رفتن مهمان ها ، مادر داخل آشپزخانه مشغول مرتّب کردن بود. زهرا هم خيلي زود ظرف هاي ميوه را جمع کرد و پوست ميوه ها را داخل سطل آشغال ريخت. پدر که متوجّه تلاش زهرا شده بود ، گفت : « آفرين به دختر نازم که امروز به مادرش اين قدر کمک کرده ، خسته نباشيد !» بعد زهرا را در آغوش گرفت و او را بوسيد . زهرا آن شب خيلي خوشحال و راحت خوابيد.
قصّه :
خورشيد مي تابيد. بيابان از گرماي سوزان مي سوخت . پيامبر و يارانش ، سوار بر شتر و اسب بودند ، آنها دربين راه به چاه آبي رسيدند و از اسب ها و شتر ها پياده شدند. قرار شد براي غذا ، گوسفندي سرببرند . يک نفر گفت : « من اينکار را مي کنم.»
مردي که در کنار او ايستاده بود ، گفت : « من هم پوست گوسفند را مي کَنم. » ديگري ، که روي تخته سنگي نشسته بود ، گفت : « من هم غذا مي پزم. »
پيامبر با مهرباني گفت : « جمع کردن هيزم هم با من !» يکي از ياران گفت : « اي رسول خدا ، شما زحمت نکشيد ما همه ي اين کارها را انجام مي دهيم.»
پيامبر با تبسّم گفت : « مي دانم که اين کار را مي کنيد ولي خدا دوست ندارد که کسي بنشيند و ديگران کارها را انجام بدهند.» پيامبر به سوي بيابان رفت . هر جا که خار و خاشاکي بود ، خم شد و آن را برداشت.
شيوه ي شماره 2 : تکميل برگ شکوفه
اين برگه شامل جملات ناقصي است که دانش آموزان مي توانند مستقلاً با کمک اولياي خود در منزل آن ها را کامل کنند و سپس حاشيه مربوط توسط دانش آموز رنگ آميزي شود.
شيوه ي شماره ي 3 : اجراي شعر
خانه ي کوچک ما حالا بگو ببينم
چه گرم و چه با صفاست ما بچّه ها چه هستيم
به چشم ما بچّه ها براي خانه ي خود
بزرگ و مثل دنياست مثل پرنده هستيم
مامان نازنينم مثل هزار پرنده
که خوب و مهربان است پر مي زنيم شادمان
براي خانه ي ما زير نگاه خورشيد
مثل يک آسمان است بر سينه ي آسمان
پدر که دست گرمش هميشه بر سرماست
خورشيد خانه ي ما اميد ما بچّه ها
شکوه قاسم نيا
واحد کار : قرآن
اهداف :
1- معرّفي اجمالي قرآن
2- آشنايي دانش آموزان با برخي قصّه هاي قرآن
اهداف رفتاري :
1- دانش آموزان با بعضي قصّه ها ي قرآني آشنا شده و آن را با جملات خود بيان کنند.
2- با زباني ساده قرآن را تعريف کنند.
شيوه ها
شيوه ي شماره ي 1 :
اجراي شعر :
« باغ قرآن »
بامن بياييد تا باغ قرآن باغي است پرگل هر سوره ي آن
خوش بوي گلي است هر آيه ي آن بنشين و خوش باش در سايه ي آن
برخيز و با هم گل را ببوييم از عطر خوبش باهم بگوييم
گل هاي اين باغ پر ميوه هستند هر ميوه پندي است شيرين تر از قند
علي رضا علي زاده
گل بهشتي
گلي از باغ بهشت سوي ما آمده است
روي هر گلبرگش قصّه ها آمده است
قصّه ي کشتي نوح قصّه ي حمله ي فيل
قصّه ي خواب عميق قصّه ي اسماعيل
نام پاک اين گل هست قرآن کريم
سخنانش همگي از خداوند کريم
شيوه ي شماره ي 2 : تکميل برگه شکوفه
اين برگه در اختيار دانش آموزان قرار مي گيرد و از دانش آموزان در خواست مي گردد که در اوقات فراقت طرح مذکور را رنگ آميزي کنند.
شيوه ي شماره 3 :
قصّه گويي : يکي از بهترين شيوه هايي که مي توان به وسيله ي آن کودکان ونوجوانان را به قرآن و مفاهيم الهي آن آشنا و علاقه مند ساخت ، تعريف « قصّه هاي قرآن » مي باشد. شنيدن قصّه هايي که مربوط به کودکان است و در قرآن آمده است يا قصّه هايي که مربوط به حيواناتي است که در قران آمده است آن هم با بياني ساده باعث خواهد شد که کودکان ونوجوانان از همان دوران کودکي انس و علاقه ي خاصّي به قرآن کريم پيدا کنند.
مثلاً قصّه ي تولّد و کودکي حضرت عيسي (ع) ، کودکي حضرت موسي (ع) ، تولد وکودکي حضرت يحيي (ع) ، کودکي حضرت ابراهيم (ع) ، کودکي حضرت يوسف ، قصّه ي گاو بني اسرائيل ، گوسفند اسماعيل ، هدهد سليمان ، شتر صالح ، فيل ابرهه ، و . . .
اين قصّه ها بسيار زيبا و عبرت آموز هستند و مي توان با توجّه به زمان و آمادگي کلاس براي بچّه ها تعريف کرد.
داستان فيل ابرهه
ابرهه حاکم سرزمين يمن بود. روزي يکي از نزديکانش به او گفت : مردم همه به سوي خانه ي کعبه مي روند و ديگر کسي به سرزمين يمن نمي آيد . ابرهه خيلي ناراحت شد و به فکر رفت.
پس از کمي فکر گفت : « من عبادتگاهي بهتر از کعبه مي سازم تا همه ي مردم براي زيارت به اينجا بيايند. »
از آن روز به بعد ، صدها کارگر و بنّا مشغول ساختن عبادتگاه شدند.
ماه ها گذشت ، ساختماني بزرگ و زيبا با سنگ هاي درخشان مرمر و مجسّمه هاي ديدني ساخته شد.
ابرهه به مردم دستور داد آن خانه را زيارت کنند امّا مردم با ايمان همچنان خانه ي خدا را زيارت مي کردند و کسي به عبادگاه او توجّهي نمي کرد. ناگهان يک روز مردم عبادتگاه ابرهه را آتش زدند.
او ديگر نمي توانست تحمّل کند . با خشم فرياد زد : ما به مکّه حمله مي کنيم تا خانه ي کعبه را ويران کنيم. »
سربازان بسياري با لباس هاي رزمي و سوار بر فيل هاي جنگي آماده شدند. لشکر ابرهه به سوي مکّه به راه افتاد . دشت در زير پاي فيل ها مي لرزيد. مردم مکّه از سپاه ابره ترسيدند و گروه گروه به کوه هاي اطراف مکّه پناه بردند. سپاه ابرهه به نزديکي کعبه رسيد که ناگهان فيل ها روي زمين نشستند وجلوتر نرفتند. صورت ابرهه از خشم ، سرخ شد. در همين وقت ، پرندگاني در آسمان ديده شدند. هر پرنده ، سنگريزه هايي در نوک و چنگالهايش داشت. پرندگان به لشکر ابرهه حمله کردند. آنها سنگريزه ها را بر سر لشکريان ابرهه انداختند و چند لحظه بعد ، لشکر ابرهه از بين رفت.
شيوه ي شماره 4 : مي توان هر داستان که براي بچّه ها از قرآن گفته مي شود ، سوره ي آن را نيز براي بچّه ها با آيات آن نيز آشنا مي شوند.
واحد کار : رعايت بهداشت فردي
هدف :
ترغيب و آشنا کردن دانش آموزان به بهداشت فردي
اهداف رفتاري : دانش آموزان بهداشت فردي خود را رعايت کنند.
شيوه ها
قصّه گويي :
کرم کوچولوي دندان ، چمدانش را برداشت اين طرف و آن طرف را نگاه کرد تا اينکه چشمش به يک پسر افتاد که تند و تند پسته و فندق را با دندانهايش مي شکست و هام و هام شکلات و شيريني مي خورد و اصلاً هم مسواک نمي زد! کرم دندان گفت : « به به چه پسر خوبي » و پريد داخل دندان پسر و براي خودش يک اتاق ساخت ! روزها مي گذشت و کرم کوچولو از باقي مانده ي غذاها و شيريني هاي روي دندان پسر مي خورد و چاق تر مي شد. تا اين که يک روز خانه کرم برايش تنگ شد اين بود که با چکش به جان دندان پسر افتاد. با هر ضربه چکش پسر از جايش مي پريد و مي گفت : « آي آي آي دندانم » « واي واي واي دندانم » مادر او را پيش دندانپزشک برد آقاي دکتر که روپوش سفيد و تميزي به تن داشت او را روي صندلي بزرگي نشاند و با دقّت دندانش را نگاه کرد آن گاه با يک وسيله ي مخصوص خانه ي کرم را خراب کرد. وقتي کار آقاي دکتر تمام شد . پسر دهانش را شست و کرم دندان داخل لوله افتاد. کرم که آوراده شده بود از داخل لوله به اين خانه و آن خانه مي رفت و دنبال بچّه اي مي گشت که از دندان هايش خوب نگهداري نکند.
بچّه ي خوشرو بچّه ي تميز
پيش همه کس مي شود عزيز
بيدار مي شود صبح زود از خواب
بلند مي شود همراه آفتاب
سلام مي کند به بابا ، مامان
ورزش مي کند خوشحال وخندان
مسواک مي زند دندانهايش را
مثل مرواريد مي شوند زيبا
آن وقت مي شويد دست و رويش را
مي زند آرام شانه مويش را
پاک و تميز است بچّه ي خوشرو
دندان سفيد دهان خوشبو
( واقدي)
شب که ميشه وقت خواب دندون رو مسواک بکن
با حوله ي تميزت دست و روت پاک بکن
دندوناي من ، همه مانند مرواريده
تميزه و تميزه سفيده و سفيده
صبح که ميشه با شادي بلند شو از رختخواب
يک کمي لي لي بکن برو سر شير آب
من هميشه صبح و شب دندونامو مي شويم
هميشه و پاک و زيباست دندون و دست و رويم
دست و رويت را بشوي دوباره مسواک بزن
دوندونا را سفيد کن مانند دندون من
(شعباني)
دوستم با دستت دوستم با مويت
مي زني من را گاه به سرت ، بر رويت
کوچکم من ، امّا قدرتم بسيار است
درد و بيماري از کار من بيزار است
مي شناسي من را اسم من « صابون» است
دل بيماري از دست من پر خون است.
مصطفي رحمان دوست
تکميل برگ شکوفه :
در برگ شکوفه اين واحد تعدادي از ابزار و وسايل رعايت بهداشت فردي که با هر يک از آنها بهداشت بخشي از بدن رعايت مي شود آمده است ، بايد دانش آموز ارتباط آن ها را پيدا کرده و به هم وصل نمايد.
واحد کار : سفر
هدف :
آشنايي دانش آموزان با مراسم بدرقه
اهداف رفتاري :
دانش آموز با مراسم بدرقه و حکمت آن آشنا شود.
شيوه ها
شيو ه ي شماره 1 : انجام عملي مراسم بدرقه
آموزگار در يک سيني قرآن،کاسه آب و در صورت امکان مقداري گلبرگ گل به کلاس مي آورد. بعد آموزگار از دانش آموزان در مورد اين وسايل سؤالاتي به عمل مي آورد و بعد از استفاده از نظرات آنها توضيحات لازم را درباره بدرقه و حکمت آن به دانش آموزان ارائه مي کند.
شيوه ي شماره 2 : تکميل برگه شکوفه
برگ شکوفه اين واحد کار را که صحنه يا از بدرقه رزمنده اي توسط خانواده اش مي باشد. در اختيار دانش آموزان قرار مي گيرد و آنها اين برگ را رنگ آميزي مي کنند.
شيوه ي شماره ي 3 : قصّه گويي
قبل از قصّه گفتن بايد مفهوم بدرقه براي دانش آموزان بيان شود وگفته شود بدرقه فقط براي مسافران نيست. بلکه براي رفتن مهمان ، دوست و يا همسايه از خانه ي خود نيز بايد آنها را بدرقه کرد. همين طور براي رفتن پدر و مادر به سر کار و يا رفتن فرزندان به مدرسه مي توان آنها را بدرقه کرد.
قصّه :
مادر بزرگ وعموي زينب چمدان خود را آماده کرده بودند و مي خواستند براي زيارت امام رضا (ع) به مشهد مقدّس سفر کنند. مادر و پدر زينب مي خواست آنها را بدرقه کنند. مادر زينب به او گفت : که برو يک سيني و قرآن را بياور. مادرهم رفت و يک کاسه آب آورد. زينب گفت : مادر اينها را براي چه مي خواهيد ؟ مادر زينب گفت : دخترم وقتي کسي به مسافرت مي رود اطرافيان او را بدرقه مي کنند يعني مسافرين از زير قرآن عبور مي کنند تا انشاء ا... به سلامت به سفر خود بروند و باز گردند و وقتي از در خانه بيرون رفتند پشت سر آنها آب مي پاشند . زينب که با دقّت به حرف هاي مادرش گوش مي داد گفت مادر مي توانم بعد از رفتن مادر بزرگ من پشت سر آنها آب بريزم . مادر گفت : البتّه که مي تواني. زينب خوشحال شد و به طرف مادر بزرگ آمد تا با او و عمويش خداحافظي کند. مادر زينب که چشمانش پر از اشک شده بود گفت : ادر ما را هم دعا کن. مادربزرگ هم گفت حتماً شما را دعا مي کنم.
بعد مادر بزرگ و عموي او از زير قرآن عبور کردند و وقتي از در خانه بيرون رفتند و سوار ماشين شدند به استگاه قطار بروند ، زينب پشت سر آنها آب ريخت و براي آنها عا کرد.
شيوه ي شماره ي 4 :
از دانش آموزان خواسته مي شود که براي جلسه آينده يک خاطره از بدرقه کردن توسط خود و با خانواده شان تعريف کنند.
واحد کار : خود باوري
هدف :
شناساندن توانائي ها و امکانات دانش آموزان به آنها براي تقويت خود باوري
اهداف رفتاري :
1- دانش آموزان توانائيهاي بالقوه و بالفعل خود را نام مي برد.
2- در موقعيت هاي عيني آثاري از خود باوري در رفتارهايشان مشاهده مي گردد
شيوه ها
قصّه گويي ، اجراي شعر ، تکميل برگ شکوفه
شيوه ي شماره 1 : قصّه گويي
«کودک شجاع»
روزي مأمون خليفه ي ستمگر عبّاسي با لشکريان خود از کوچه اي عبور مي کرد.
امام محمّد تقي (ع) با کودکان ديگر مشغول بازي بودند. بچّها وقتي که مأمون و اطرافيانش را ديدند پا به فرار گذاشتند جز امام محمّد تقي (ع) . وقتي مأمون پيش اين کودک رسيد گفت : تو چرا مثل ديگران فرار نکردي.
امام محمّد تقي (ع) فرمود : من کاري نکرده ام که بخواهم فرار کنم. فکر نمي کنم بتوانيد بدون جرم کسي را مجازات کنيد. از طرفي کوچه هم تنگ نبود و راه براي عبور شما وجود داشت. مأمون از پاسخ اين کودک شگفت زده شد و گفت : نام تو چيست ؟ کودک گفت : محمّد مأمون گفت : نام پدر چيست ؟ گفت : علي بن موسي الرّضا . مأمون گفت : بله ، فقط اوست که مي تواند چنين پسر شجاعي داشته باشد.
شيوه ي شماره ي 2 :
اجراي شعر :
درس مهر از روزگار آموختيم سرّ هستي را از کار آموختيم
با خود آوردن اميد زندگي از نيسم نو بهار آموختيم
شور و شوق زندگي را هر نفس از گريز جويبار آموختيم
سر فرازي ، پايداري ، صبر را از بلند کوهسار آموختيم
ره گشودن پيش پاي خلق را ما ز خاک رهگذر آموختيم
پروين دولت آبادي
تکميل برگ شکوفه
برگ شکوفه اين واحد ليستي از توانايي هايي است که دانش آموزان ممکن است بتوانند به سبب حضور در مدرسه و مشاهده ي رفتارهاي گوناگون آنها را انجام دهند.
اين ليست در اختيار دانش آموزان قرار مي گيرد و از آنان تقاضا مي شود که با ياري اولياي خود آن را تکميل نمايند. ضمناً دانش آموزان بايد حاشيه ي اين ليست را رنگ آميزي نمايند.
واحد کار : دفاع از مظلوم
هدف :
پرورش روحيه ي دفاع از مظلوم
اهداف رفتاري :
دانش آموزان در برابر تضييع حقوق خود و ديگران در عمل واکنش نشان دهند.
شيوه ها
شيوه ي شماره 1 : قصّه گويي
صبح خيلي زود بود و مردم مکّه در اطراف کعبه بودند. حضرت محمّد (ص) نيز کعبه را زيارت مي کرد. مردي غريب و تنها و در مانده بر روي بلندي رفته بود و براي گرفتن حقّش از مردم کمک مي خواست. او فرياد مي زد ، جوانمردان مکّه به فرياد ستم ديده اي دور از قبيله و يارانش برسيد که در مکّه ، شهر امن ، مالش را به ناحق خورده اند.
اين مرد با خود کالاهايي را براي فروش به مکّه آورده بود و آنها را به عاص وائل فروخته بود. عاص که مرد ستمگري بود پول کالاها را پرداخت نکرده بود. آن مرد هم از همه کمک خواسته بود ولي آنان به جاي ياري او ، با او بدرفتاري کرده بودند و اکنون از بالاي آن بلندي براي گرفتن حقش از مردم کمک مي خواست. از شنيدن اين ماجرا دل محمّد جوان به درد آمد. براي همين به سراغ عمويش زبير که از بزرگان و جوانمردان قريش بود ، رفت . زبير چنان تحت تأثير سخنان برادرزاده اش قرار گرفت که فوراً کساني را پيش بزرگان و جوانمردان فرستاد و آنان را به خانه ي خود دعوت کرد. اين دعوت به بسته شدن پيماني ميان آنها انجاميد که بعد ها به پيمان جوانمردان مشهور شد آنان با يکديگر پيمان بستند که ياور ستمديگان و مظلومان باشند و به آنها کمک کنند.
روز ديگر خبر بسته شدن اين پيمان در مکّه پيچيد و باعث خوشحالي و اميدواري مردم ناتوان شد. پس جوانمردان به عاص وائل پيغام فرستادند که پول آن مرد را به او بدهد. عاص نيز که از ماجراي آن پيمان آگاه شده بود و تاب ايستادگي در برابر جوانمردان را نداشت ناچار به خواسته ي آنها عمل کرد. از آن پس ، وجود آن گروه باعث پيشگيري از بسياري ظلم و ستم ها در مکّه شد. پيمان جوانمردان بهترين پيماني بود که در آن زمان بسته شد وحضرت محمّد (ص) در آن شرکت کرد. آن موقع او هنوز پيامبر شده بود . پيامبر از اين پيمان هميشه به نيکي ياد مي کرد و تا آخر عمر نيز به آن وفادار ماند.
نويسنده : رضا رهگذر
کتاب آن ابرمرد
شيوه ي شماره ي 2 :
تکميل برگ شکوفه :
برگ شکوفه اين واحد کار تصويري از قصّه اي است که ذيلاً مي آيد. اين برگ شکوفه براي رنگ آميزي در اختيار و دانش آموزان قرار مي گيرد و از آنان خواسته مي شود که قصّه ي مربوط به آن را تعريف نمايند. درجلسه ي بعد پس از اظهار نظر چند دانش آموز قصّه ي مربوط براي آنان نقل مي گردد.
قصّه :
به دنبال گنجشک
يک روز امام رضا (ع) در يک اتاق نشته بودند . پنجره ي اتاق به باغ بزرگ و زيبايي باز مي شد . ياران و دوستان امام همه دور امام روي زمين نشسته بودند و به حرف هاي امام درباره ي اسلام گوش مي کردند. ناگهان از پنجره اتاق گنجشکي وارد اتاق شد . پرنده سر وصداي زيادي به راه انداخت و با جيک جيک کردن خود را به در و ديوار مي کوبيد.
ياران امام همه با تعجّب به پرنده ي کوچک نگاه مي کردند . يکي از آنها مي خواست گنجشک را از پنجره بيرون کند. امّا امام رضا (ع) مانع شد و فرمود : اين گنجشک گرفتار است . بايد به او کمک کنيم . سپس امام رضا (ع) به يکي از ياران خود فرمود : عصايت را بردار و به دنبال اين گنجشک از اتاق بيرون برو . اين گنجشک الان مظلوم واقع شده است. او به ما پناه آورده است. بايد به او کمک کنيم. مرد عصايش را برداشت و به به دنبال گنجشک حرکت کرد. پرنده ي بيچاره جيک جيک مي کرد و جلو مي رفت تا راه لانه اش را به مرد نشان بدهد. کمي که جلوتر رفتند ، گنجشک چرخي زد و بالاي درختي خودش را به برگ ها و ساقه هاي درخت کوبيد مرد فهميد که بايد بالاي درخت خبرهايي باشد . با اين فکر عصايش را محکم در دستش گرفت و با هر سختي که بود با دست ديگرش از درخت بالا رفت. نزديک لانه ي گنجشک که رسيد ، چشمش به مار بزرگي افتاد که خودش را به بالاي لانه ي گنجشک نزديک مي کرد. مرد که مي ديد پرنده ي بيچاره مظلوم واقع شده است با عصايش ، به سر مار کوبيد ، مار از بالاي درخت روي زمين افتاد و فرار کرد. گنجشک آرام شد و به لانه اش رفت.
مرد از درخت پايين آمد ، عصايش را برداشت وحرکت کرد. او با خودش فکر مي کرد و مي گفت اسلام و امام به ما سفارش کرده اند که از مظلوم دفاع کنيم ، حتي اگر آن مظلوم يک پرنده ي کوچکي چون گنجشک باشد.
باز نوشته : مهدي مراد حاصل
شيوه ي شماره 3 :
پس از روشن شدن کامل موضوع و لزوم دفاع از مظلوم (اعم از انسان يا حيوان) معلّم از دانش آموزان بخواهد :
1- خاطراتي که از دفاع مظلوم که در زندگي شاهد و ناظر آن بوده اند نقل نمايند.
2- آموزگار صحنه هايي از مظلوم واقع شدن انسان (يا حيوان) را ترسيم نمايند و از دانش آموزان بخواهد تا حدس بزنند که در آن موقعيت ها چه وظايفي خواهند داشت.
شيوه ي شماره ي 4 :
آموزگار مي تواند داستان قيام امام حسين (ع) را براي دانش آموزان بگويد و به علل مظلوميت آن حضرت اشاره کند و وظيفه ي مسلمانان را در آن زمان و در اين عصر بازگو نمايد و به نتيجه مطلوب اشاره کند.
فردا یکشنبه ۲۰/۱۱/۸۷ به مناسبت ایام دهه فجر نمایشگاه دستاوردهابی مربیان پیش دبستانی درمحل سالن دبستان پیام نور افتتاح می گردد .دراین مراسم از سازمان ووزارت آموزش وپرورش شورای شهر شهرستان و بخشداری وشهرداری حضور می یابند حضور سبزشان راگرامی می داریم وبه مربیان پیش دبستانی علی الخصوص مسئولین محورها ی پیش دبستانی و خانم گودرزی خسته نباشید می گوییم.
بسمه تعالی
با یاری خداوند بزرگ پیرو بخشنامه استانی مطابق برنامه ریزی بعمل آمده درتاریخ 15/11/87 معلمین مجری طرح ومدیران مربوطه ومقامات محلی شهرستان شهریار (ریاست اوقاف-شهردار شهریار-اعضاء شورای شهر-روسا ومعاونین وکارشناسان وتنی چند از معلمین مناطق شهرقدس وملارد وشهریار)و مدیر گروه کارشناسی ابتدایی وپیش دبستانی استان جناب آقای ساداتی درتالار شباهنگ شهرستان شهریار گرد هم آمدند
ابتدا آیاتی از کلام الله مجید توسط قاری برگزیده استانی جناب آقای فشی تلاوت گردید.سپس مدیر محترم آموزش و پرورش شهرستان شهریار طی سخنانی ضمن مقایسه شرایط قبل از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی وبعد از انقلاب حضور قرآن و دین مداری را از نکات شاخص و برجسته انقلاب دانستند.دراین مراسم گروههای سرود وتواشیح دانش آموزی به اجرای مراسم پرداختند.سپس معاونت محترم آموزش ونوآوری ضمن تشریح روند اجرایی طرح از این رویکرد بعنوان رویکردی مبارک درآموزش و پرورش یاد کرد. درادامه برنامه جناب آقای عباس زاده بعنوان مدرس معلمین شیوه اجرایی طرح را یادآور شد وخواستار ادامه روند توسط معلمین به منظور اثر بخشی بیشتر درآموزش قرآن شد. سپس حجت الاسلام مصائبی رئیس محترم اوقاف وامورخیریه طی سخنانی به آموزش روخوانی وباتدبرکلام الهی اشاره نمود و فهم آیات وکاربست آن درزندگی را هدف غایی آموزش دانست.سپس به تمامی معلمین مجری طرح هدایایی شامل لوح تقدیر وکلام الله مجید اهداء گردید وتوسط رئیس محترم اداره اوقاف از دو نفر ازهمکاران که به طور ویژه درزمینه اعتلای طرح تلاش داشتند به رسم یاد بود هدایی اهداء گردید. دعای عهد با قرآن بخش دیگری از برنامه بود دراین برنامه زیبا مدعوین روبه قبله به قرآن تمسک جسته درحق خود کشور وفرزندان جامعه دعا کردند .وبا دعای فرج معنویت خاصی درمجلس حاکم شد. درادامه مراسم کارشناس مسئول ابتدایی شهرستان ضمن تشکر از کسانی که دراجرای برنامه تجلیل همکاری نمودند از همکاران درخواست نمود در صفحه سی ام قرآن که دررحل برروی میز پذیرایی قرارداشت اسم سوره مشخص شده را ببینند سپس آن سوره را بخوانند به این ترتیب درعرض ده دقیقه ختم جزء سی ام قرآن صورت پذیرفت.بعد از این مراسم مدیرگروه محترم ابتدایی وپیش دبستانی سازمان در مورد شیوه تدریس و حدود انتظارات از دانش آموزان درحین اجراءوپس از اجرای طرح سخنانی را ایراد نمودنددر پایان مراسم از همکاران به صرف نهار پذیرایی بعمل آمد.درحاشیه این مراسم نمایشگاهی از پوشه کارمعلمین مجری طرح ودانش آموزان برگزار گردید ۵نفر از برترینها مورد تقدیر قرار گرفتند ضمنا از ۱۲ نفر از برترینهای اجرای طرح روانخوانی نیز دراین همایش تجلیل بعمل آمد.
این همه طرح وبرنامه؟؟
نحوه برخورد با مدیران ومعاونین درکارشناسی ؟؟
مشخصات مدیران عصر توسعه؟؟
فرافکنی؟؟
بخشنامه ها ودستورالعملها؟؟
و.....................؟؟؟
دراین نوشتار پیگیری فرمایید.
بسمه تعالی
دیواری به بلندای ندانستن 1
آیا باید تمام طرحها وبرنامه ها درمدارس اجرا شوند؟
بهره وری
سالهای سال است که این کلمه نقل محافل مجالس علمی شده است ولی آیا توانستیم این شعار رامحقق سازیم .یاهنوز هم به دنبال توجیه هستیم. اگر می خواهید بدانید که می شود با کمترین امکانات هم مدرسه ای مناسب داشت. دراین صورت به مدارس ذیل مراجعه کنید. حتما با بنده هم عقیده می شویدامتحان کنید. دبستانهای موفق هفته را دربلاگ بخوانید.
مدتی پیش مدیر عزیزی تاویحا می گفت :طرحها وبرنامه های دوره ابتدایی
طی چندسال اخیر رشد چشمگیری داشته است.
گفتم :لازم نیست تمام طرحها رادرمدرسه اجراءکنید.برایش مثالی آوردم.که بدنیست
برای همکاران گرانقدرم برای روشن شدن موضوع نقل نمایم.
درشهرشما شاید درسال قریب به بیست مسابقه توسط شهرداری وتربیت بدنی و…برگزارمی شود .آیا شما باید بعنوان شهروند درتمامی این مسابقات شرکت کنید؟
بدیهی است که پاسخ شما منفی می باشد . ارزشیابی کارکنان دردوسال اخیر باتغییراتی همراه بود. که ازجمله آن می توان به دخیل بودن لوح تقدیر درنمره ارزشیابی اشاره نمود این مسئله موجب می گردد همکاران به دنبال کسب کسب عوامل امتیاز شاز ازجمله لوح تقدیر باشند.ضمنا صدور لوح تقدیر به چشمگیر بودن فعالیت همکار درمقایسه باعملکرد سایرین است.واین امر جز با انجام فعالیتهای خاص توسط همکاران محقق نمی گردد. گرچه شما باید بعنوان مدیر درخصوص تمام طرحها به همکارانتان اطلاع رسانی نمایید واین از وظایف سازمانی شما محسوب می گردد.ولی هیچ ضرورتی ندارد معلمینتان در تمام طرحها شرکت کنند . مثلا یک تجربه یک طرح-طراحی آموزشی .چرا باید بعضی از مدیران همکاران را مجبورکنند تادرتمامی این برنامه ها شرکت کنند این مسئله برای ما نیز ناخوشایند است. زیرا وقتی اجبار درکار باشد کارهای باکیفیت نامناسب به کارشناسی فرستاده می شود که نتیجه ای جز اتلاف وقت دربرنخواهد داشت.
ولی داشتن برنامه یکساله برای مدیران ضروری است این به آن معنی است که یک کشور نیز باید برنامه بودجه ریزی را داشته باشد و مشخص باشد کجا هستیم و باصرف چه مقدار بودجه (امکانات موجود)واجرای چه طرح ها و برنامه هایی می خواهیم به کجا برسیم . مگر می توان بدون برنامه بود و اهداف نامشخص را تعقیب کنیم؟
تا نوشتاری دیگر خدا نگهدار مفید آقا احمدی
اضطراب رياضي موجب ضعف فرآيندهاي ذهني براي انجام عمليات رياضي، منفي نگري و سردرگمي دانش آموزان مي شود. اين گروه با اجتناب از کلاس رياضي، ناتواني در انجام آزمون هاي رياضي و اضطراب و تشويش فراوان از يادگيري اين درس طفره مي روند. اين تصور که استعداد رياضي مادرزادي است يا پسرها نسبت به دخترها عملکرد بهتري در درس رياضي دارند و يا درس رياضي درس منطق است، نه درس خلاقيت موجب عقب نشيني و مقابله برخي از دانش آموزان از يادگيري علم رياضي مي شود.
عوامل موثر در ايجاد اضطراب رياضي
الف- عوامل محيطي
1- فشارهاي والدين؛ بديهي است نقش والدين در اضطراب کودکان از درس و مدرسه بسيار موثر و غيرقابل انکار است. گروهي از پدر و مادرهايي که خود در درس رياضي ضعيف و کند بوده اند اين احساس و نگرش خود را به فرزندشان نيز منتقل مي کنند يا گروهي ديگر نيز با فشارها و توقعات خارج از توان فرزندشان آنان را دچار ترس و اضطراب مي کنند.
2- شيوه آموزش آموزگاران؛ گروهي از آموزگاران و معلمان مقطع ابتدايي بدون در نظر گرفتن موقعيت ذهني- رواني دانش آموزان و ميزان استعداد ها و توانايي هاي آنان، مسائلي براي حل کردن طرح مي کنند که از عهده بيشتر شاگردان کلاس خارج است. در اين گونه موارد، دانش آموزان احساس عدم کفايت و ناتواني مي کنند و نسبت به استعداد و عملکرد خود بدبين و وازده مي شوند.
3- محتواي کتاب هاي رياضي؛ در مواردي نيز محتواي کتاب و ترتيب درس هاي رياضي به گونه يي است که يادگيري مفاهيم رياضي، سخت جلوه مي کند و موجب گيجي و سردرگمي دانش آموزان مي شود. در چنين مواردي اگر آموزگار هم کمي درايت و تلاش از خود به خرج ندهد و آموزش را راحت تر نکند، موجب بيزاري دانش آموزان از درس رياضي مي شود، زيرا احساس مي کنند که چيزي نمي فهمند.
4- تجارب منفي؛ نمره هاي پايين از درس رياضي، پيش زمينه هاي ذهني، آموزگاران جدي و سختگير، روش هاي تدريس اشتباه، عدم توجه به مراحل رشد ذهني کودکان و آزمون هاي پيچيده پي درپي، همگي مي توانند موجب بدبيني دانش آموزان نسبت به درس رياضي شوند.
ب - شيوه هاي اشتباه آموزش رياضي
1- تاکيد بيش از اندازه بر به يادسپاري؛ رياضي درسي است که بيش از آن که به حفظ کردن نياز داشته باشد، به فهميدن و درک کردن نياز دارد. درک قوانين و مفاهيم رياضي موضوعي است که براي تدريس اين درس بايد در وهله اول مدنظر باشد.
2- تاکيد بر سرعت در پاسخ گويي؛ مساله حل کردن و پاسخ دادن به سوالات درس رياضي نياز به درک مساله و پرسش آموزگار دارد. پس با فشار آوردن بر دانش آموزان که «سريع» پاسخ دهيد، نمي توان مشکلي را حل کرد. در اين گونه موارد، دانش آموزي که قدري کندتر از ديگران عمل مي کند، احساس عدم کفايت و ضعف مي کند و از يادگيري و درک مساله عاجز مي ماند. در مواردي پيش مي آيد که آموزگاري از اين که درسي را چند بار تکرار کند و دانش آموزان متوجه نشوند، دچار ناکامي و سرخوردگي مي شود. اما اگر همين آموزگار روش خود را تغيير دهد و آهسته تر مفاهيم رياضي را براي دانش آموزان جا بيندازد، به طور حتم نتيجه بهتري خواهد گرفت.
3- يکنواختي و عدم ابتکار آموزگاران در شيوه تدريس؛ اغلب دانش آموزان دوست دارند مساله ها و پرسش هاي متنوع و لذت بخش را پاسخ دهند. براي مثال، آموزگار مي تواند براي به فکر واداشتن دانش آموزان، آنها را در شرايط عيني روزمره زندگي قرار دهد و انتظار داشته باشد که آن مساله را حل کنند. فروشگاهي خيالي با مجموعه يي از جنس ها با قيمت هاي مختلف و تجسم صحنه خريد و فروش کالا براي کودکان ابتدايي بسيار ملموس، عيني و قابل درک تر است تا مثالي دور از ذهن، که کودک هيچ تصوري درباره آن در ذهن ندارد. دانش آموزان ابتدايي (به ويژه دخترها) نياز به هرچه عيني تر کردن مسائل دارند. آنها به دليل رشد ذهني شان هنوز قادر به درک مسائل انتزاعي نيستند، براي درک مساله و آسان سازي آن بايد از روش هاي ملموس استفاده کرد.
4- عدم درک دانش آموزان از کاربرد رياضي در زندگي؛ بديهي است اگر دانش آموزان موارد استفاده از رياضي را در زندگي روزمره بشناسند و به کار بندند، علاقه بيشتري نسبت به يادگيري اين درس از خود نشان خواهند داد.
پ - عوامل فردي
1- کاهش اعتماد به نفس؛ عدم تسلط بر انجام چهار عمل اصلي و اوليه رياضي، درک مساله و راه حل آن موجب کاهش اعتماد به نفس دانش آموز در يادگيري درس رياضي مي شود و اين چرخه ضعيف (ندانستن، بي علاقگي و بيزاري از درس رياضي) موجب دوري گزيدن از کليه درس هاي مرتبط با رياضي (هندسه، ترسيم، جبر، مثلثات و...) در آينده مي شود.
2- احساس ضعف و کمبود؛ اغلب دانش آموزاني که به درس رياضي علاقه ندارند، از اشتباه کردن پاي تخته سياه مي هراسند. آنها تصور مي کنند اگر نتوانند پاسخ سوالي را درست جواب دهند، مورد تمسخر و خنده هم کلاسي هايشان قرار مي گيرند. در حالي که آموزگار وظيفه دارد با اتخاذ روش هاي گوناگون مانع بروز اين گونه صحنه ها شود.
3- تشويق دخترها به يادگيري رياضي؛ گروهي از والدين تصور مي کنند که دخترهايشان نيازي به يادگيري عميق رياضي ندارند. همان قدر که بتوانند در اين درس نمره قبولي بياورند، کافي است. در حالي که امروزه کليه رشته هاي درسي به نوعي با رياضي، برنامه نويسي، حل مساله، تفکر انتزاعي و شيوه استدلال کردن سر و کار دارند. پس بهتر است دخترها نيز همچون پسرها به يادگيري علم رياضي تشويق شوند تا امکان دسترسي به رشته هاي گوناگون را داشته باشند.
اضطراب رياضي و نقش آموزگاران
بديهي است رفتارهاي پنهان و آشکار (کلامي و غيرکلامي ) آموزگار در بروز اضطراب دانش آموزان از درس رياضي تاثير زيادي دارد. زماني که آموزگار ناخودآگاه اخم مي کند يا با جملاتي توهين آميز و ترشرويي موجب کاهش اعتماد به نفس شاگرد مي شود، او را از دستيابي به جواب نهايي پرسش يا مساله بازمي دارد.
در مواردي نيز، اضطراب از آموزش صحيح درس رياضي به دانش آموزان موجب ضعف شيوه هاي تدريس آموزگار مي شود و ريشه هاي اضطراب را در دانش آموزان به وجود مي آورد. گروهي از آموزگاران نيز تصور مي کنند رياضي مقطع ابتدايي به قدري ساده است که تمامي دانش آموزان بايد آن را بفهمند. در حالي که اگر با مراحل رشد ذهني کودکان آشنا باشند، اين انتظار بي مورد را از آنها نخواهند داشت. شناخت اعداد، عددنويسي، درک بزرگ تر و کوچک تر، فهم عمل جمع و تفريق و درک مفهوم ضرب و تقسيم اولين گام هاي آموزش رياضي است. در کنار آموزش اين مفاهيم، آموزگار بايد درک مساله، شيوه طرح مساله، قابل فهم بودن مساله، درک راه حل مساله و بيان شيوه حل مساله را نيز به دانش آموزان بياموزد. هرچه مساله براي دانش آموزان قابل فهم تر و ملموس تر باشد، يافتن راه حل مساله نيز براي آنان راحت تر خواهد بود. هرچه آموزگار از مثال ها، تمرين ها و راهکارهاي عيني تر استفاده کند، شاگردان رياضي را شيرين تر، آسان تر و عملي تر خواهند يافت. آموزگاران بايد به اين نکته توجه داشته باشند که شاگردان ابتدايي هنوز نمي دانند چطور بايد رياضي را ياد بگيرند. به آنها ياد مي دهند که عمليات جمع و تفريق را حفظ کنند، در حالي که هنوز مفاهيم زيربنايي (استدلال کردن) را نياموخته اند. آنها براي هرچه آسان تر کردن آموزش رياضي به دانش آموزان بايد سعي کنند شيوه ها و روش هاي تدريس را متناسب با نيازهاي دانش آموزان کلاس خود تغيير دهند. آنها بايد ابتدا؛
1- نسبت به رياضي نگرش و ديدي مثبت و سازنده در خود و شاگردانشان ايجاد کنند. آموزگار بايد بپذيرد که وظيفه خطير آموزش امري ساده و راحت نيست. کودکاني که تا چند سال پيش هيچ انتظاري از آنها نمي رفت، به تدريج گام در مسير يادگيري و آموزش گذاشته اند. پيشرفت آنها مرحله به مرحله است. آنها ابتدا مفاهيم اوليه را بايد ياد بگيرند. درک مساله رياضي نياز به تفکر دارد. اگر دانش آموزي در يکي از اين مراحل دچار ضعف و کاستي باشد، گام هاي بعدي را با دردسر پشت سر خواهد گذاشت. چه بسا آنچه را که در طول سال هاي ابتدايي خوب نياموخته است، تا سال هاي جواني و بزرگسالي نيز نتواند خوب بفهمد. در نظر داشته باشيد، باورهاي آموزگاران درباره درس رياضي تاثير شگرفي بر عقايد دانش آموزان مي گذارد. اگر معلمي از تدريس رياضي احساس فشار و ناراحتي کند، موجب انتقال اين احساس به دانش آموزانش مي شود. اگر هدف آموزگار کاهش استرس دانش آموزان است، نبايد بگويد سريع جواب بده./ خيلي آسان است./ رياضي خيلي مهم است./ مسائل را به تنهايي حل کن. / نه ، اشتباه کردي.
در عوض بايد بگويد؛
اگر عجله کني، حتماً اشتباه مي کني./ اگر سعي کني تمام مساله را ذهني حل کني، ممکن است اشتباه کني./سعي کن گام به گام مساله را حل کني. اين کار باعث مي شود که مساله را خوب بفهمي و راه حل هاي آن را درست حدس بزني./ زماني که مساله را نوشتي، يک بار آن را توضيح بده.
آموزگاران بايد بپذيرند؛
الف- دانش آموزان با يکديگر تفاوت دارند.
ب- هر دانش آموزي شيوه واحدي براي فکر دارد. حل يک مساله ممکن است روش هاي مختلفي داشته باشد. پس بهتر است به هر دانش آموزي اجازه دهند که با شيوه خودش مساله را حل کند.
ج- هيچ گاه دانش آموزان را با يکديگر مقايسه نکنند.
2- دانش آموزان را با درس توجيه کند. آموزگار ابتدايي بايد سعي کند فلسفه ساده يي از رياضي را براي دانش آموزانش توضيح دهد. گفت وگو و واضح سازي عمليات رياضي، امکان پرس وجو هاي کلاسي، اشکال گيري، ارائه تمرين هاي ساده به پيچيده، گوشزد کردن قوانين رياضي به دانش آموزان از جمله نکاتي است که معلم درس رياضي بايد به آنها توجه داشته باشد.
3- انجام آزمون هاي کوتاه و متنوع مي تواند از اضطراب رياضي دانش آموزان بکاهد. تست هاي ساده رياضي، حل مسائل آسان رياضي، موفقيت هاي پي درپي در آزمون هاي رياضي و پيشرفت گام به گام در درس رياضي موجب تقويت اعتماد به نفس دانش آموزان در يادگيري علم رياضي مي شود. پرسش هاي ساده يي که آموزگار مطمئن است دانش آموزان پاسخ هاي آنها را مي دانند، آزمون هاي هفتگي که از بين درس هاي هفته انتخاب شده است و تمرين هاي مکرري که صرفاً براي يادآوري درس هاي قبلي آورده مي شود، نيز موجب حضور ذهن دانش آموزان در کلاس مي شود.
4- مثبت نگري را به دانش آموزان بياموزيد. با پايان هر سال تحصيلي دانش آموزان يک سري تجارب و خاطرات خوشايند و ناخوشايند را با خود به سال تحصيلي جديد مي آورند. آموزگار درس رياضي بايد سعي کند تجارب منفي و ناخوشايندي را که گروهي از دانش آموزان در خصوص درس رياضي در ذهن دارند، فراموش کند و زمينه يي مثبت به آنها بدهد. کاهش اضطراب رياضي از طريق رفع اشکال و بازگشت به مفاهيم اوليه، به کار بستن شيوه هاي جديد آموزش، ايجاد فضايي شاد و پرانرژي، پذيرش اشتباه و خطاي شاگردان، تشويق به پرسش هاي کلاسي و درک اشکالات دانش آموزان از جمله نکاتي است که آموزگاران براي کاهش اضطراب رياضي در بين شاگردانشان مي توانند به کار بندند. احساس خجالت و شرمساري، احساس مشترکي است که اغلب دانش آموزاني که نمي توانند پاسخ هاي صحيح مسائل رياضي را بنويسند، بدان دچار مي شوند. آموزگاران بايد آگاه باشند فرصتي که براي حل مساله به دانش آموزان مي دهند، متناسب با سختي و پيچيدگي مساله باشد. آموزگاراني که انتظار دارند دانش آموزان همواره جواب صحيح را به دست آورند، آنها را دچار اضطراب و نگراني مي کنند و موجب شرمساري آنها جلوي دوستان و هم کلاسي هايشان مي شوند. همين امر موجب مي شود که اين گروه از دانش آموزان از مطرح کردن پرسش هاي خود سر کلاس اجتناب ورزند.
5- با خوش رويي و روحيه يي شاد تدريس رياضي را آغاز کنيد. آموزگاراني که عصباني، خسته و پرخاشگرند و با کج خلقي به دانش آموزان درس مي دهند، جوي منفي و ناخوشايند در کلاس حاکم مي کنند که موجب ترس و دلهره دانش آموزان مي شود.
ورود به دنیای ذهن و خلاقیت، در حقیقت نگاهی به اوجگاه هنرنمایی خداوند، در موجودی به نام انسان است. خداوند حكیم در خلقت انسان، هنرهایی رقم زده است كه گاه توسط پزشكان و گاه توسط كاوشگران روان و هنرمندان، كشف و عرضه و مورد اشاره و تحلیل قرار گرفته است.
دنیای ذهن از این مقوله هاست؛ قابل رؤیت نیست؛ ولی قابل توصیف، تحلیل و شناسایی است و دنیای علم و كاروان اندیشه بشری، بعد از ایجاد رشته های متعدد و متنوع، به آن دست یازیده كه یكی از این عوالم و دانشهای جدید، دنیای روانشناسی است. سعی شده است تا در این مقاله، به این بحث پرداخته شود.
هوش و قوای ذهنی از هوش كلامی شروع می شود و تا هوش طبیعی گسترش می یابد.
فردی به نام گاردنر مطالعات وسیعی بر روی هوش انجام داد و دیگران نیز روی نظریه او كار كرده اند.
او معتقد به وجود هشت نوع هوش است كه در ذیل با این هشت هوش و حتی مشاغلی كه این هوشها در آنها نقطه قوت است (نه قطعیت و حتمیت) آشنا می شویم.
1. هوش و مهارتهای كلامی
این هوش و قوای ذهنی، شامل توانایی تفكر كلامی و استفاده از زبان برای بیان منظورهاست؛
یعنی افرادی كه بتوانند از كلام، در گستره وسیعی، جهت تبیین مقاصد و استدلالات خود استفاده نمایند. كلام، تراوشات ذهنی را به اصوات تبدیل می كند و بسیاری از متكلمان هم زیبا می گویند؛ هم زیبا می نویسند و هم زیبا تحلیل می كنند.
از صدرالدین شیرازی (فیلسوف متأخر اسلامی) سؤال شد كه تفاوت پیامبران و فیلسوفان چیست؟
او جواب داد «پیامبر آن كسی است كه با كشتی وحی، انسانها را از یك طرف اقیانوس ناآرام زندگی و حیات، به طرف دیگر می برد و فیلسوف و دانشمند تلاش دارد تا به واسطه نیرو و قوای ذهنی و فكری خود مردم را تنها از یك طرف ساحل به طرف دیگر ساحل برساند».1
افراد نمونه اول در مشاغل مختلفی مانند: مؤلفان، روزنامه نگاران، سخنوران، مبلغان دینی، سخنرانان پرشور و حتی مدرسان و استادان موفق در ارتباط كلامی وجود دارند.
گاهی حتی در بین كم سوادان پیرامون ما نیز چنین افرادی یافت میشوند كه قدرت كلامی فوق العاده ای دارند.
2. هوش و مهارت ریاضی
این گونه افراد، دارای قدرت و توانایی انجام عملیات ریاضیاتند. این مهارت به استدلال و درك روابط عددی و منطق اعداد، اشكال، فضای هندسی و ریاضی ذهنی منتهی می شود.
دقت، سرعت، درك های فراشناختی و استدلال هندسی و ریاضی در این افراد بسیار بالاست.
مشاغل مورد توجه و یا مناسب این افراد، عبارتند از: مهندسی، حسابداری، دانشمندی و نظریه پردازی.
3. هوش و مهارت فضایی
افرادی كه دارای مهارت فضایی اند، كسانی هستند كه توانایی تفكر سه بعدی را دارند. از این رو به خوبی در تحصیل موقعیت یا شرایط فیزیكی و فضایی، پشت تركیبها را می بینند. مشاغلی مورد توجه یا مناسب این افراد، عبارتند از: معماری، نقاشی، ملوانی و….
4. هوش و مهارت بدنی - جنبشی
این افراد دارای روحیه جنبشی و عدم سكون و تحرك زیاد و دستكاری اشیا و ابزار و محیط فیزیكی پیرامون خود می باشند و اصطلاحاً با ابزار و وسایل فیزیكی پیرامون مأنوس می باشند و دارای تبحر جسمی اند.
مشاغل مورد علاقه و مناسب این افراد عبارتند از: جراحی، صنعت گری، هنرهای زیبا و تئاترهای پرتحرك و ورزش.
5. هوش موسیقیایی
این دسته از افراد نسبت به اصوات و صداها و زیر و بم بودن آهنگها حساس هستند. ریتم و تن صداها را می شناسند و دقت فوق العاده ای در تشخیص صداهای مختلط دارند.
مشاغل و حرفه های گرایشی یا مورد علاقه این افراد، عبارتند از: آهنگ سازی، موسیقی، نكته سنجی و نقادی.
6. هوش و مهارت میان فردی
این رشته از افراد، توانایی بالایی در درك دیگران، تیپ شناسی، قرائت ذهن از حالات و سكنات افراد و ایجاد ارتباط و تعامل مثبت و مؤثر با دیگران را دارند و حتی در زندگی خصوصی و زناشویی موفق ظاهر میشوند و در تربیت عاطفی فرزندان نیز موفق میباشند.
مشاغل گرایشی یا مورد علاقه این افراد، عبارتند از: معلمی، روانشناسی، روانكاوی، بهداشت روانی، مشاوره و….
7. هوش و مهارت درون فردی
این مهارت در افرادی است كه توانایی فهم خود را دارند؛ یعنی اهل غور و تفحّص در خویش هستند و بیشتر جستوجو گر درون خویشند.
مشاغل مورد علاقه و یا توصیه شده به این افراد، عبارتند از: الهیات، روانشناسی و انسانشناسی.
8. هوش و مهارت طبیعی
توانایی مشاهده الگوهای طبیعت، فهم نظامهای طبیعی و مصنوعی ساخته انسان و غور در طبیعت بیجان و جاندار، ویژگیهای این گونه افراد است.
مشاغل و علایق این گونه افراد، عبارتند از: كشاورزی، گیاه شناسی، بوشناسی، نقاشی چشم اندازها و هر نوع كار مربوط به طبیعت.
نباید فراموش كنیم كه بسیاری از افراد از تمامی هوشهای هشت گانه و قوای ذهنی بهره دارند؛ اما گاهی بعضی افراد در برخی هوشها قویتر و در برخی ضعیفترند و نباید فراموش كنیم كه اغلب افراد تركیبی از این هوشهای چندگانه اند.
نكته دیگر این كه داشتن استعداد و هوش یا قوای ذهنی در این نوع خاص، باعث گرایش به كارهای مشابه، موازی یا جایگزین نیز میشود.
بسیاری از افرادی كه به معماری گرایش داشته اند و دارای هوش فضایی اند، گاهی به هنر و خصوصاً سینما و فیلم سازی كشیده می شوند كه این تفكری چند بعدی است و دقیقاً با مهارت و هوش فضایی هماهنگی دارد. در جامعه ما نیز این افراد زیادند.
مهارتهای طبیعی، آخرین اضافات گاردنر به نظریه هوشهای متعدد است. گری لارسون، كاریكاتوریست مشهور، مهارتهای طبیعی بینظیری دارد. لارسون در دوران كودكی اش علاقه وافری به علم و طبیعت داشت؛ ولی به جای آن كه به دنبال این رشته برود، علاقه اش را در كاریكاتورهایش بروز داد و جالب این كه گواه مهارتهای طبیعی لارسون این است كه زیست شناسان نام برخی از گونه های جانوری را از كاریكاتورهای او گرفته اند.
نكته حائز اهمیت این است كه گر چه او فعالیت جایگزینی را انتخاب كرد، اما ذوق تخصصی او باعث خلق آثار می شد كه گرایش به هوش او داشت و استفاده كنندگان از آثارش نیز بیانگر این موضوع میباشند.
گاردنر معتقد است كه آرامش، مطالعه آثار ارزشمند و منطقی، فلسفی، ادبی، بالنده و دوری از آثار مخرب و تعدیل لذتها، ظهور و بروز این قوای ذهنی، استعدادها و هوشها را دو چندان می كند.
همچنین طی تحقیقات گاردنر صدمه مغزی، به این هوشها آسیب میرساند. هر یك از این هوشها، مستلزم وجود مهارتهای شناختی خاصی هستند و هر یك در آدمهای سرآمد و عقب ماندگان ذهنی یا مبتلایان به گوشه گیری، برجسته میشوند.
اخیراً در آموزشهای مدرسه ای و دانشگاهی به نظریه گاردنر توجه شده و برنامه آموزشی و آزمایش طرح طیف مهارتها و توانمندیهای ذهنی با این ایده شروع میشود كه هر دانش آموزی در یك یا چند حوزه، توانمندی بالایی دارد.
آیا آدمها هوش عمومی و قوای ذهنی متفاوتی دارند؟
چارلز اسپیرمن معتقد بود كه آدمها دارای هوش عمومی2 و هوشهای اختصاصی3 می باشند؛ اما نظریه هوشهای هشت گانه گاردنر این مسئله را عمیقتر مطرح ساخت و به طور كلی اختلاف نظر در مورد وجود یا عدم وجود برخی جنبههای هوش عمومی وجود دارد و اختلاف نظر در مورد ماهیت هوش های اختصاصی نیز ادامه دارد.
یكی از ویژگیهای عمده تعدد یا عمیق بودن هوش و قوای ذهنی افراد، ظهور خلاقیت4 است.
خلاق بودن چیست؟ خلاقیت، نوین، متفاوت و حتی غیرمعمول فكر كردن و رسیدن به راههای نامتعارف است.
نباید فراموش كنیم كه هوش و خلاقیت، یكی نیستند؛ از این جهت، بسیاری آدمهای باهوش گاهی چیزهایی تولید یا عرضه میكنند كه لزوماً نوین نیستند. همچنین گاهی آدمهای بسیار خلاق به حرف جمع گوش نمی كنند؛ ولی آدمهای بسیار باهوش، اغلب دنبال خشنود كردن جمع هستند.
آدمهای خلاق، اغلب متفكران واگرا هستند. در تفكر واگرا، فرد برای یك سؤال، جواب های زیادی تولید میكند. اگر بخواهیم قضیه هوش و خلاقیت را بیشتر باز كنیم، باید بگوییم كه خلاقیت زاییده هوش است و این قاعده حاصل میشود كه اكثر خلاقها باهوشند؛ ولی اكثر باهوشها خلاق نمیباشند.
«میتوان گفت كه شرط خلاقیت، هوش است و یا یكی از نشانه های خلاقیت، هوش بالاست».
به زبان ساده تر، ردپا و نشانه وجود هوش، ظهور خلاقیت است.
از این رو، گاهی هوش بالا هست، ولی خلاقیت ظاهر نمیشود و گاهی با ظهور خلاقیت، میتوان هوش بالا را نتیجه گرفت.
مراحل خلاقیت ذهنی 5
صاحبنظران، خلاقیت را غالباً یك فرایند پنج مرحله ای میدانند كه عبارتند از:
1. آمادگی؛ وقتی غرق مسئله یا موضوع مورد علاقه تان می شوید و كنجكاوی شما تحریك می شود، به سادگی از كنار مسئله رد نمی شوید.
2. پرورش؛ ایده هایی به ذهنتان خطور میكند و در این مرحله، گاهی بین امور، رابطه ای نامعمولی پیدا می كنید.
3. بینش؛ این همان مرحله «آها» است؛ لحظه ای كه فرد به ارتباط مراحل پی می برد و مسئله حل میشود؛ یعنی تمام قطعات پازل كنار هم چیده میشود.
4. ارزیابی؛ حالا باید تصمیم بگیرید كه كدامیك از ایده هایتان باارزش است و ارزش دنبال كردن را دارد.
5. بسط؛ این، آخرین مرحله خلاقیت و غالباً طولانیترین و سختترین مرحله آن است؛ یعنی باید بتوان آن را تعمیم داد.
ادیسون (مخترع مشهور) میگوید:
خلاقیت یك درصد فكر بكر است و 99 درصد زحمت؛ یعنی خلاقیت گاهی تا یك درصد كافی است؛ ولی برای رسیدن به مرحله ارزیابی، بسط، گسترش و تعمیم، 99 درصد زحمت لازم است.
میهالی، یكی از متخصصین معروف میگوید: پنج مرحله ساختار ذهنی و مهندسی ذهن در مسئله خلاقیت، به خوبی مطرح شده، اما همیشه آدمهای خلاق، این مراحل را با همین ترتیب طی نمیكنند.
به طور مثال، گاهی یك شكل یا نهایت یك محصول را فرد خلاق در ذهن میبیند و حالا به پرورش ایده هایش می پردازد.
در معماران خلاق، این ایده جاری است.
خصوصیات متفكران خلاق
متفكران خلاق چه خصوصیتهایی دارند؟ «پركینز»6 چهار خصوصیت برای این افراد خلاق قائل است كه عبارتند از:
الف) تفكر انعطاف پذیر و شیطنت آمیز
متفكران خلاق، انعطاف پذیرند و با مسائل بازی میكنند. نكته ای كه تناقض برانگیز است، این است كه خلاقیت اگر چه سخت و دشوار است، ولی اگر آن را آسان بگیریم، آسان میشود و به تعبیری، شوخی، چرخهای خلاقیت را روان میكند؛ البته منظور از شوخی در این جا، انعطاف روحی و تخیل است.
ب) انگیزش درونی
آدمهای خلاق، معمولاً از خلق كردن، لذت میبرند و به نمره، پول و حتی راضی كردن دیگران خیلی اهمیت نمیدهند؛ بلكه همیشه به دنبال خلق این هستند. بنابراین، آدمهای خلاق، بیشتر انگیزش درونی دارند و نه انگیزش بیرونی.
ج) خطر پذیری و ریسك
خطرپذیری با بی مبالاتی و بی توجهی و قهرمان بازی متفاوت است.
آدمهای خلاق، درصدی از خطر و ریسك را قبول میكنند و از این جهت اشتباه هم میكنند؛ البته این، نشانه مهارت كم آنها نیست؛ بلكه نشان میدهد كه ایده های بیشتری دارند و امكانات بیشتری را در نظر می گیرند. برخی از ایده های آنها جواب میدهد و برخی دیگر با شكست مواجه میشود.
پبلو پیكاسو، نقاش اسپانیایی قرن 12، بیش از بیست هزار نقاشی كشید؛ ولی تمام آنها شاهكار نشدند. متفكران خلاق، با عدم موفقیتهای خود كنار میآیند و از شكست عبرت میگیرند.
د) ارزیابی عینی كار 7
بر خلاف این تصور قالبی كه آدمهای خلاق، خود محور و ذهن گرا هستند، اكثر متفكران خلاق سعی میكنند از كارشان ارزیابی عینی داشته باشند. آنها برای قضاوت های فوق ملاكهایی دارند و به قضاوت آدمهای قابل اعتماد و محترم بها می دهند و به این ترتیب، می فهمند كه آیا با تفكر خلاقانه بیشتر می توان كارشان را بهبود بخشید یا نه.
سه توصیه برای آدمهای خلاق
1. خود را دست كم نگیرید و بر محور مهندسی ذهن خلاق خود تأمل بیشتری كنید.
2. برنامه و زمانبندی داشته باشید؛ عمر كوتاه است و فرصتها اندك و شما ممتاز.
همه آدمها رگه هایی از خلاقیت دارند و یقیناً شما نیز در برخی زمینه های مورد اشاره این مقاله، خلاقانه ظاهر شده یا خلاقیتی بروز داده اید. اگر میخواهید به ابعاد خلاقیت و مهندسی ذهن خود واقف شوید، این نوشته ها را دوباره بخوانید.
نتیجه
طی چهل منزل به بحث مهندسی ذهن و مقوله خلاقیت پرداختیم و سعی كردیم این مبحث را با الگوها، روشها، به زندگی خلاقانه گره بزنیم.
مخاطب ما جوان است و جوان یعنی جهان؛ جهانی از توان.
از شما جوان خلاق و جویای نام، انتظار می رود كه روی مطالب تأمل داشته باشید. شاید از بین مطالب همین چهل منزل، به نكات ظریفی از خلاقیت خویش دست یابید. قبلاً نیز در این سلسله مقالات كه چند ساله شده است، گفته ام كه «لذت كشف خویش را تجربه كنید». شاید شما آدم خوش فكر، خلاق و مستعدی باشید؛ ولی درنیافته اید و به لذت كشف توانای بی پایان خود نرسیده اید.
تجربه كنید كه به امتحانش می ارزد.
پی نوشت:
1. عبدالجواد فلاطوری، پیامبران و فیلسوفان، ترجمه مهدی كندانی، همشهری، 1384، ص 9.
General .2
Spicial .3
Creativity .4
5. جان دبلیو سانتراك، زمینه روانشناسی، ترجمه مهرداد فیروز بخت، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، تهران 1383.
6. Perkins ,K.A Marcus, (2001) Cognitive - behavioral therapy to reduce weight conserns improves
Journal of consulting and clinical . psychology.69-pp. 604-613.
7. جان، دیلیوسانتراك، زمینه روانشناسی، ترجمه مهرداد فیروز بخت، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، تهران 1383.

